پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

میهن/ شعری از معصومه ضیائی

معصومه ضیائی در این شعر تصویری تلخ و تکان‌دهنده از سرگیجه‌ی جامعه‌ای در میانه‌ی خشونت، ایمانِ آلوده به خون و هراسِ زندان را بیان کرده است. شاعر با پیوند دادن زمستان، ردّ گلوله، سردابه‌ی نمور و ایرانِ دل‌شکسته، فضایی می‌آفریند که در آن آزادی از پشت قاب پنجره‌ها دیده می‌شود، اما خیابان‌ها همچنان آمار مرگ را تکثیر می‌کنند.معصومه ضیایی

میهن

زمزمه‌ی عجیبی در باد می‌چرخد

برگ‌ها می‌لرزند

هر برگ

یادی ست

که از یادهای من گریخته است

با یادها

با یادهای هنوز مانده در من

در لایه لایه‌های درد

زمزمه‌ی عجیبی می‌چرخد و می‌پیچد در من

بر فراز درختان

هواپیمایی پرواز می‌کند

و انبوه اندوه

قلبم را می‌فشارد 

در این روز بهاری

با برگ‌ها و یادها

با انبوه اندوه

و هواپیمایی که نمی‌دانم

بر خاک کدام سرزمین فرود خواهد آمد

تو معنای دوری و دردی

و یکتا

همچنان که هستی

معصومه ضیائی


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب