پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

, ,

آئینه غروب/ کامبیز لاجوردی


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

یک پاسخ

  1. شعروقصه فرانکفورت ژینا

    در ما ناخواسته کابوس می روید. هر انسان اول خودش را مثل یک موجود تک ساحتی تنها در نظر می گیرد. ولی گذر زمان و ضخامت تجربه کم کم به ما می آموزد که اینطور نیست.
    این شعر تصویر چنین واقعیتی ست. موضوع از خراش گذشته و زخم آنقدر عمیق است که ما همیشه با «جرقه زد / از قرن ها سکوت/ مکثی درون رگ هایم / ……..» روبرو هستیم. چرخ تاریخ تمام نسل ها را اینطور به هم گره می زند. انسان خودش را در این شعر می بیند و ….. بر می آورد. درود بر خالق شعر: کامبیز لاجوردی عزیز!

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب