اثر: اکنون من
از: ادوار هارنتس
ترجمه: آنی هُوسِپیان
اکنون مژههای سکوت را
تکبهتک میکَنَم،
تا دعای مُندرسم را وصله کنم؛
دعایی که از تکرار، رنگواژههایش
گسسته شدهاند.
و اکنون، رنگها،
افسون بر واژههاند
پس، پابرهنه به کلیسای امید وارد میشوم
مبادا گامهایم
برای بختم
صدایی ترسیم کنند.
بسیار درپاهایی
که با نجوایی ترک برداشتهاند؛
اما، ردپایِ من
همان دعای عاشقانۀ من است؛
که هرگز پایان نمییابد
و هرگز رنگ نمیگیرد از واژهها.
و اکنون
رنگ غالب این است:
عشق،
شعرِ احساس است…
در حالیکه،
الهامات به قامت الاههگان در نمیآیند.


پاسخی بگذارید