فریار اسدیان
سوگنامهای برای پروین
۱
در خاطرت میمانم
تا دریابی در آینه تردیدی در نگاه نیست.
۲
دیگر ابر باید ببارد
سبزه بدمد بر سرِ راه
تا آهوی من بخرامد با نافهٔ شیرین خُتن.
۳
طُرهات را
در باد میبافم من
تا توفان باغِ دل را ویران نکند.
اما تو رفتی
با گلزخمی که هر بار میشکفد
در پاییزِِ خاطرم.
۴
گرد سالیان نشست بر موی
و تو در قاب ماندهای
با نوشیکانگاهی در جستجوی چرا
و مرثیه،
کودک بخت را به ظلمات میسپارد.


پاسخی بگذارید