چشمانش
چشمانش
باران نرمی بود
بر کویر نیاز من.
آمد،
نشست،
و رفت.
مثل موجی
که قول بازگشت نمیدهد.
اکنون
تنها نشستهام
با خاطره یک نگاه.
میخواهم بدانم:
آیا میدانی
من هنوز
در تو زندگی میکنم؟
پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را میتوانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.
چشمانش
چشمانش
باران نرمی بود
بر کویر نیاز من.
آمد،
نشست،
و رفت.
مثل موجی
که قول بازگشت نمیدهد.
اکنون
تنها نشستهام
با خاطره یک نگاه.
میخواهم بدانم:
آیا میدانی
من هنوز
در تو زندگی میکنم؟
نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمیشود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.
پاسخی بگذارید