پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

وعشق گفت ترجمه: آنی هوسپیان

اثر: و عشق گفت

از: هوسیک آرا

ترجمه: آنی هُوسِپیان

در جهان هر چیزی نسبی است؛

مگر عشقم به تو.

و عشقم گفت: روشنایی بشود،

چشمانت پدیدار شد

و دید که چشمانت بس زیباست

روز نامید، سفیدی چشمانت را

و شب خواند سیاهی‌شان را

تا بخوابند و بیدار شوند هر زور،

زیر پلک‌هایت.

و عشقم گفت: آسمانی باشد،

نگاهت پدیدار شد.

و گفت زمینی باشد،

و دستانت پدید آمد که استوار در آغوشش گیرند

مبادا بر آب‌ها فروافتد.

 و عشقم طلب کرد، خورشیدی

پس بوسه‌ات آفریده شد؛

ماهتابی طلبید،

و لبخندت آفریده شد.

و عشقم ستارگانی طلبید

و پدیدار شد زیبایی‌ات،

تا مبادا سرگردان تنهایی شود.

و عشقم تو را آفرید

با جسم و جان

تا تکسیر کنی،

بوسه را، لبخند را و زیبایی را

تا تسلط یابی، بر همه و بر «او».

در جهان هر چیزی نسبی است

و تنها تویی،

 «من» مطلق.

و چون نخستین واژه، صدایی شد در آشوب و پدیدار شد.

 فلیکس یغیازاریان با نام هنریِ هوسیک آرا (زادۀ ۱۹۶۷) شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار و عضو اتحادیه نویسندگان ارمنستان. او دانش‌آموخته رشته روزنامه‌نگاری دانشگاه دولتی ایروان است و از دهه ۱۹۸۰ به‌طور حرفه‌ای در عرصه ادبیات حضور دارد. شعرهای او با زبانی ساده، تصویری و تأمل‌برانگیز، به موضوعاتی چون عشق، تنهایی، ایمان، زمان و هستی می‌پردازند و از بازخوانی خلاقانه اسطوره‌ها و متون مقدس بهره می‌گیرند. هوسیک آرا از چهره‌های شاخص نسل شاعران پس از استقلال ارمنستان به‌شمار می‌رود و افزون بر شعر، در زمینه مقاله‌نویسی و روزنامه‌نگاری ادبی نیز فعالیت گسترده‌ای داشته است. از این شاعر تا کنون یازده کتاب منتشر شده است.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب