لئا منصوری ، متولد سال ۱۳۶۱ در تهران. سرودن را تقریبا از ۱۸ سالگی آغاز کرده است. دفتر شعر اول او در سال ۱۳۹۴ توسط انتشارات داستان و دفتر دوم نیز توسط همین انتشارات در سال ۱۳۹۷ منتشر شده است. او عضو کانون نویسندگان ایران می باشد. اشعاری از او در زیر آمده اند:
قطرهای نور اگر کافی نبود
که سلسلهی سیاهی در هم شکند
ما با پیراهن عزا شب را آتش زدیم
و هزاران پرنده با بالهای سوخته
سینهی ظلمت را چنان شکافتند،
که «روشنی» از اعماق زمین
برخاست…
قناری خفت
زمستان دَر زمستان شد
کسی پرسید؛
که آن آوازک تُردش
رهایی بخش جانی شد؟!
نگاهی بر زمین افتاد،
چه پاسخ گویمات
افسانهها مرده است
زمستان در زمستان در زمستان است…
در عزلت آن نگاه ناپیدا سخنی است
که شعر از مقام خود هبوط میکند
زمین از عفن ریشههای تباهی
به دامان مرگ میخزد
تو میگریستی و من از دریچهی سست ایمان
به آسمان چَشم دوخته بودم
…
چه تمنای بیهودهای
درد انگشتانم را میجود
آسمان وارونه میشود
…
همه در رخوت بیزاری
در بسترهای شهوتناک و مرطوب
پاهای چرکینشان را به هم میسایند
…
آخرین معبد ایمان، چشمان تو بود
مرا چه حاصل از سُرودن
مرا چه حاصل، مرا چه حاصل
…


پاسخی بگذارید