نظام سرمایهداری جهانی امروز یک ماشین عظیم استخراج است؛
ماشینی که نه برای تولید زندگی، بلکه برای مکیدن جان انسانها، طبیعت، و آینده ساخته شده. این ماشین با چهرهای مدرن و بزکشده ظاهر میشود، اما در عمق، همان منطق قدیمی غارت را ادامه میدهد: تمرکز ثروت در یک قطب کوچک، و توزیع هزینهها بر دوش اکثریت جهان .
در ظاهر، جهان پر از شعارهای توسعه، آزادی، بازار آزاد، رقابت، نوآوری و پیشرفت است؛ اما در عمل، اینها فقط پوشش های پنهان کردن سیستم هستند که هر روز با دقت جراحی، نابرابری را بازتولید میکند. امروز بیش از نیمی از جمعیت جهان در شرایطی زندگی میکنند که دسترسی به آب سالم، غذای کافی، مسکن امن، درمان پایه، یا آموزش ابتدایی یک «امتیاز» محسوب میشود؛ در حالی که ثروت جهانی در دست اقلیتی قرار دارد که حتی نمیتوانند حجم داراییهای خود را تصور کنند .
این نظم جهانی با ابزارهای جدیدی کار میکند ،
بدهی تبدیل شده به زنجیر نامرئی ملتها؛
تحریم بدل شده به سلاح اقتصادی؛
استخراج داده جایگزین استعمار مستقیم شده؛
خصوصیسازی تبدیل شده به غارت قانونی منابع عمومی؛
جنگهای نیابتی به جای اشغال مستقیم، کشورها را از درون میجوند؛
رسانههای جهانی تصویر یک جهان آزاد را میسازند، در حالی که واقعیت، شبکهای از کنترل و نظارت است
در سالهای اخیر، نمونههای روشن این نظام را میبینیم ،
کشورهایی که منابع طبیعیشان بهطور سیستماتیک تخلیه میشود، اما مردمشان در فقر زندگی میکنند؛
کشورهایی که زیرساختهایشان با بمباران یا تحریم نابود میشود و بعد همان قدرتهای مخرب، قراردادهای بازسازی را با قیمتهای نجومی میگیرند؛
کشورهایی که محصولات کشاورزیشان ارزان خریداری میشود، اما غذای فرآوریشده گران به خودشان فروخته میشود؛
کارگرانی که در کارخانههای جهانی با دستمزد ناچیز کار میکنند، اما سود تولیدشان در حسابهای بانکی خارج از کشور انباشته میشود؛
و طبیعتی که برای استخراج انرژی، فلزات، و سوخت، هر روز بیشتر تکهتکه میشود .
این نظام جهانی نهفقط ثروت را میبلعد، بلکه حق زندگی را طبقهبندی میکند .
حق نفس کشیدن، حق امنیت، حق سلامت، حق آموزش، حق کار، حق آینده .
برای برخی بدیهی است؛ برای بسیاری، دستنیافتنی .
در این میان، هر اعتراض جمعی، هر تلاش برای عدالت، هر حرکت برای بازپسگیری منابع، با برچسبهای امنیتی، بیثباتی، افراطیگری یا تهدید نظم جهانی سرکوب میشود. این سرکوب فقط نظامی نیست؛ مالی، رسانهای، حقوقی و تکنولوژیک است
ماشین جهانی یاد گرفته بدون شلیک گلوله هم میتواند یک ملت را فلج کند .
اما بحرانهای امروز ،از فروپاشی زیستمحیطی تا انفجار نابرابری، از مهاجرتهای میلیونی تا شورشهای اجتماعی ،نشانههای ترک در ستون فقرات همین ماشیناند. هزینههای تولید بالا رفته، طبیعت در حال انتقام گرفتن است، و مردم دیگر حاضر نیستند نقش قربانی خاموش را بازی کنند. این بحرانها تصادفی نیستند؛ نتیجه مستقیم سازوکاریاند که سود را بالاتر از انسان قرار داده .
نظام جهانی امروز در ظاهر قدرتمند است، اما در عمق، لرزان .
زیرا هیچ نظمی نمیتواند تا ابد بر پایه محرومیت اکثریت بنا شود .
هیچ ماشینی نمیتواند تا ابد بدون توقف، خون جهان را بمکد .
هیچ ساختاری نمیتواند تا ابد آینده را گروگان بگیرد ..
این نقد نه یک شعار، بلکه توصیف دقیق واقعیتی است که هر روز در اخبار، در خیابانها، در مرزها، در کارخانهها، در بیمارستانها، و در طبیعت دیده میشود.
نظام جهانی امروز یک معماری خشونت است؛ خشونتی که لباس قانون، بازار، تکنولوژی و نظم به تن کرده .
و این خشونت، هرچقدر هم پنهان شود، هر روز بیشتر آشکار میشود .
علی دهقانی


پاسخی بگذارید