پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

یک شعر به زبان ترکی آذربایجان و ترجمه- اشد نظری

آکواریوم بالیغی

بایراغیمدا گؤزلریم قانلی‌دیر

تورکومده، قرنفیل‌لر قاش- قاباقلی.

اینجیمه دوستوم

اینجیمه، چاراسیزام؛

آکواریوم بالیغی‌نین

گؤز یاشینی گؤره‌ن اولماز

بویدا- بویدا دورموش گؤی‌دلن‌لرین

توستولو یوخولاریندا.

شاققا چکیب گولمک چوخ غریبلیک‌دیر!

هاندا قالمیشدی هله

بایراملیق بوقچاسی

قورشاق ساللاماق

یا

دامدان آتیلان بئی آلماسی؛

هر سوبایا بیر دیش بورجلودور او آلما هر ائوه بیر گلین بورجلودور او توی.

روی بیرق‌ام خونین است چشمانم

و در ترانه‌ام، شقایق‌ها عبوس.

مرنج از من دوستم

مرنج که چاره‌ئی ندارم؛

کسی نمی‌تواند ‌ببیند

اشک چشمان ماهی آکواریومی را

در خواب‌های دودآلود آسمان‌خراش‌هائی که بلند بلند ایستاده‌اند

حتا خندیدن با قهقهه‌ کاری غریب است

چه برسد به بقچه‌ی نوروز و انداختن شال*

یا پرتاب سیب دامادی از پشت‌بام.

به هر جوانی دندانی بدهکار است آن سیب

و به هر خانه‌ئی عروسی بدهکار است آن جشن.*«شال انداختن» و «بقچه بستن» از سنت‌های نوروزی مردم آذربایجان


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب