پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

اثر: برای این‌که- از ادوارد هارنتس- ترجمه آنی هُوسِپیان

ون‌گوگ[۱] از گوش خویش رها شد،

چراکه، دیگر نیازی به آن نداشت؛

او نبوغ را از پیش شنیده بود.

المعری[۲]، در به‌واقع، چنان می‌دید

که دیگر

چشم‌ها چندان اهمیتی نداشتند.

چارنتس[۳] گوری نداشت،

چون او

هنوز نمرده است.

و من[۴] با دست چپ به مردم سلام می‌دهم،

چراکه دست راستم

پیش‌تر به خدا سلام داده است.


۱. ونسان ون‌گوگ (۱۸۵۳-۱۸۹۰) نقاش بزرگ هلندی و از برجسته‌ترین چهره‌های پسادریافتگری. ماجرای بریدن گوش او در سال‌های پایانی زندگی، به یکی از مشهورترین و نمادین‌ترین بخش‌های زندگی و اسطورۀ هنری او تبدیل شده است.

۲. ابوالعلاء معرّی (۹۷۳–۱۰۵۷): شاعر، فیلسوف و اندیشمند بزرگ عرب. او در سال‌های پایانی زندگی نابینا شد و در آثارش، درون‌بینی، خرد و پرسش‌های بنیادین دربارۀ هستی و انسان جایگاهی مهم دارند.

۳. یغیشه چارنتس (۱۸۹۷–۱۹۳۷): شاعر بزرگ ارمنی و از مهم‌ترین چهره‌های ادبیات ارمنی قرن بیستم. در دوران سرکوب‌های استالینی بازداشت شد و در زندان درگذشت؛ محل دفن او همچنان نامعلوم است.

۴. اشاره به نقص جسمی دارد که خود شاعر در خردسالی دچار شده است.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب