فریبا صادق- آتش

هوس نکرده مرا چون بریده‌اید از عشق
قسم به عشق، حیا هم نمی‌کنید از عشق

به طعنه زخم زدید و گناه من شستید
ولی چرا همه‌تان مبتلاترید از عشق

به حکم شرع سرم را فراز دار کنید
من افتخار کنم، می‌شوم شهید از عشق

در آرزوی همای سعادتیم امروز
به یاد آن لحظاتی که می‌پرید از عشق

کثیف و کهنه شده هر لباس فتوایی
لباس تازه‌‌ی دل را نمی‌خرید از عشق؟

اگر چه نور امید از شما نمی‌تابد
دوباره بر وطنم می‌دمد امید از عشق
ف. آتش

پاسخی بگذارید

بیشتر از فصلنامه(درنگ) فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب