نگاهی انتقادی و پرسشگر- مرضیه ستوده

مرضیه ستوده

چنان که شاهدیم این روزها، جامعه‌ی مدنی جهان، هم‌چنین برندگان جایزه نوبل، و دیگر کنشگران حقوق بشر، علیه بی‌داد اعدام‌های بی‌شمار در ایران و هم‌چنین‌ سبعیت طالبان، خشونت بر زنان و دختران و محرومیت از حق تحصیل، واکنش نشان داده اند.

حکومت قرون وسطایی طالبان که تکلیفش معلوم است، از روی شریعت رفتار می‌کند و هم‌چنین حکومت اسلامی در ایران، اعدام و قصاص را قانون شریعت می‌داند و اجرا می‌کند. در اعدام‌های اخیر، مواردی بود که طبق قانون شریعت خودشان هم رفتار نکردند جوانی کاراته باز، بیست ساله را اعدام کردند که طبق گزارش خودشان، بسیجی یا سپاهی   نکشته بود بلکه با چوب بلند در تظاهرات دی ماه شرکت و اقدام به آتش‌سوزی کرده بود. طبق قوانین شریعت اسلام، پس توبه برای چیست؟ چرا فرصت توبه را از او گرفتند؟ یادآور اعدام محسن شکاری در جنبش زن زندگی آزادی که خودشان بعد اعتراف کردند که جرمش با حکم‌اش مناسب نبوده.

اما در کشورهای اروپایی و امریکای شمالی واسترالیا، دولت سکولار و قانون اساسی در چارچوب دولت‌های قانون‌محور، پاسخ‌گو و مبتنی بر حقوق فردی و کرامت انسانی تعریف می‌شوند.

و همچنین سازمان‌ملل متحد برای ایجاد صلح پایدار، جلوگیری از جنگ‌های ویران‌گرو مدیریت بحران‌های جهانی، تأسیس شده است.

در این یادداشت قصدم این است که خاطرنشان کنم، اروپای سکولار و متمدن با حقوق بشرش و امریکا با دموکراسی و آزادی بیانش، راه دور نرویم از همین سه دهه گذشته، با نقض قطع‌نامه‌های سازمان ملل، قاتل میلیون‌ها غیرنظامی و گرسنگی دادن به ملت‌ها و مسئول گرمایش زمین با بمباران‌ها، کره‌ی زمین را برای زیست، به مخاطره انداخته است.

در فیلم‌های حمله به عراق دیده‌ایم، حمله سربازان امریکایی و انگلیسی به خانه‌های مردم و رفتار وحشیانه با زنان و کودکان، نشان از بربریت محض است.  چرا باید فقط حماس تروریست نامیده شود؟ به خاک و خون کشیدن کتاب‌خانه‌ی عظیم و موزه‌ی بغداد، اوج وحشی‌گری و نابودی دست آوردهای بشری است. وحشی‌های بی‌تمدن، درکی از کتاب‌خانه و موزه ندارند. اما پایگاه‌های عظیم برای غارت نفت دارند.

چنان که با بربریت تمام، در بمباران‌های اخیر ایران، دانشگاه‌ها و مدارس و انستیتو پاستور و عمارت‌های باستانی را بمباران کرده اند.

برتراند راسل اولین کسی بود که در دهه پنجاه میلادی، علنی به اشغال فلسطین و سیاست‌های اسرائیل اعتراض کرد. اما پس از آن، تمام سخن‌رانی‌هایش لغو شد هم در انگلیس و هم در امریکا با وجود آزادی بیان …

در اوج قتل‌عام و بمباران آخرین بیمارستان در غزه، خانم آنالنا بربوک وزیر امورخارجه آلمان، رک و پوست کنده گفت : بله حتی اگر آخرین بیمارستان هم بمباران شود ما باز از اسرائیل دفاع خواهیم کرد. و صدراعظم مرتس هم از او رک‌تر گفت: اسرائیل دارد کار کثیف را برای ما انجام می‌دهد.

دانمارک، بهترین کشور برای پرورش و امنیت کودک در دنیا شناخته شده، طرفه آن که همین دانمارک، از کشورهایی است که تسلیحات وتجهیزات نظامی به اسرائیل می‌فروشد، تا دولت اسرائیل، با امکانات بیشتر کودکان را بکشند و لت و پار و بی دست و پا کنند …

 آیا وقتش نرسیده که ما، وحشی‌ها و تروریست‌های اصلی را بشناسیم؟

تظاهرات میلیون‌ها میلیون نفر در سراسر جهان، علیه نسل‌کشی، پیام دیگری هم داشت، این که با پیشرفته‌ترین بمب‌ها می‌توان قتل‌عام کرد اما در نهایت، نمی‌توان فلسطینی را از خانه و کاشانه‌ی خود بیرون کرد. تعلق به سرزمین آبا اجدادی، قدرت لایزال دارد و بخشی از پاس‌داشت کرامت انسانی است.

آرانداتی روی، نویسنده سرشناس و کنشگر هندی، به تازگی این دو جمله‌ی تکان دهنده را گفت: 

آنچه در غزه زیر آوار است، فقط اجساد فلسطینی‌ها نیست، بلکه لاشه‌ی دموکراسی لیبرال غربی است.

او فرآیندی را توصیف می‌کند که طی آن فلسطینی‌ها اهریمنی جلوه داده شده و از انسانیت تهی شده‌اند.
 و اخیرا جی ام کوئتسی نویسنده هلندی تبار افریقای جنوبی که خود یهودی است اعلام کرد  که دعوت چهاردهمین جشنوارهٔ بین‌المللی نویسندگان اورشلیم را نمی‌پذیرد. 

“برای نویسنده‌ای که تمام عمرش را صرف بررسی سازوکارهای قدرت و سکوتِ همدستان کرده، این تازه‌ترین کنش اعتراضی نشان می‌دهد که از نگاه او، زمان «گفت‌وگو» جای خود را به ضرورت اتخاذ موضعی اخلاقی داده است”

و انی آرنو، نویسنده نوبلی برجسته‌ی فرانسوی، اخیرا با چفیه‌ی فلسطینی ظاهر شد و گفت : نابودی فرهنگ فلسطین، به‌عنوان بخشی از خشونت ساختاری شناخته شده‌ی غرب است.

همچنین لیلا اسلیمانی نویسنده مطرح مراکشی – فرانسوی برنده جایزه کنگور، بارها و بارها در تظاهرات علیه نسل‌کشی شرکت کرد و بارها در مصاحبه‌ها و نوشته‌هایش تأکید کرده که هیچ توجیهی برای کشتار کودکان و غیرنظامیان وجود ندارد و خشونت سیستماتیک علیه مردم غزه را غیرقابل قبول دانسته است.

دو پرسش اساسی مطرح شده در جامعه‌ی مدنی غرب این است : فلسطینی‌ها و لبنانی‌ها چگونه باید با دولت متجاوز و جنایت‌کار اسرائیل، برخورد کنند؟ چگونه با دولت و ارتشی که هشدار می‌دهد تخلیه کنید و همزمان بمباران و تسخیر می‌کند باید مقابله کرد؟؟؟

و پرسش مهم‌تر، چرا حماس و حزب الله تشکیل شده و به وجود آمده ؟ آیا اگر اسرائیل، به پیمان اسلو در سال نود میلادی وفادار می‌ماند و حرکت به سوی دو دولت را به رسمیت می‌شناخت و اگر بی‌وقفه شهرک‌سازی، تجاوز و کشتار نمی‌کرد آیا تونل‌ها و موشک‌ها به وجود می‌آمد؟

لازم می‌دانم یادآور شوم، پرسش‌گری توهین نیست. تمام ادبیات به پرسش‌های جامعه و وضعیت انسان در جامعه می‌پردازد و در مخاطب، پرسش‌گری ایجاد می‌کند. ذهن رمان خوان پرسش‌گر است.

دوستی ادعا کرده که من به نرگس محمدی توهین کرده ام. هرگز …

با همه‌ی احترام به نرگس محمدی و آرزوی سلامت و آزادی‌اش، باز هم پرسش‌گری می‌کنم.

 در شب با شکوه جایزه “صلح” نوبل، که همزمان بود با اوج بمباران غزه و کشتار زنان و کودکان، چرا نرگس محمدی در پیامش حتی آرزوی آتش‌بس نکرد؟ ناسلامتی شب جایزه صلح بود…

“اغلب مردم نمی‌دانند که موضع‌گیری‌های کوچک و روزمره، شخصیت واقعی آنان را آشکار می‌کند.” رالف والدو امرسن

پاسخی بگذارید

بیشتر از فصلنامه(درنگ) فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب