در آمدی بر ادبیات تبعید- حسین دولت آبادی

در تاریخ ادبیات و فرهنگ ما از سه واژه به سه معنای متفاوت استفاده شده‌است: « مهاجرت»، «جلای وطن» و «تبعید». مهاجرت هدفمند، آگاهانه، با تمهیدات و تدارکات قبلی‌صورت می‌گیرد و ترس و اجباری در آن نیست. جلای وطن یا مهاجرت اجباری اگر چه به اختیار و آگاهانه است، ولی انسان از بیم جان و زندان و شکنجه و اعدام یا بنا به دلایل دیگری تصمیم به ‌ترک یار و دیار می‌گیرد و «جلای وطن» می‌کند، منظور وحشت و عدم امنیت جانی و مالی در میهن خویش دلیل جلای وطن است و انسان در تنگنا و زیر فشار چنین تصمیمی می‌گیرد. و اما «تبعید» اجبار رسمی از سوی قدرت یا حکومت است. بنا بر این از نظر حقوقی این سه به یک معنا و مفهوم نیستند. با وجود این، انسانی که جلای وطن کرده، اگر نتواند به کشورش برگردد و خطر هنوز از میان نرفته باشد، «جلای وطن» به «تبعید» بدل می‌شود؛ در این مورد ویکتورهوگو نمونۀ بارزی است. او ابتدا از ترس ناپلئون جلای وطن کرد ( از فرانسه گریخت) اما از آن‌جا که نمی‌توانست به وطن‌اش برگردد و نوزده سال در کشورهای بیگانه زندگی‌ کرد، «تبعیدی» نامیده می‌شد. این‌همه در بارۀ ایرانیانی‌‌که از‌ترس جمهوری اسلامی، زندان، تعزیر و اعدام جلای وطن کرده‌اند و به‌کشورهای بیگانه پناه برده‌اند، نیز صادق است، این پناهنده‌ها به این دلیل که جمهوری اسلامی هنوز پا برجاست و بیم جان از بین نرفته، سالهاست که در «تبعید» زندگی می کنند و لذا «تبعیدی» نامیده می‌شوند. باری، واژه‌های مهاجر و مهاجرت، غریب و غربت، تبعید و «تبعیدی» بار تاریخی ویژه ای دارند و لذا بی فایده نخواهد بود که اگر روی این مفاهیم مکث کنیم. استفاده از واژۀ دیاسپورا Diaspora ویک کاسه کردن مردم ما که با انگیره‌های مختلف ( مدنی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی) مهاجرت کرده‌اند و در چهار گوشۀ دنیا پراکنده‌اند، موجب مغلطه و لوث مفهوم «تبعید» می‌شود. تبعید فقط جا به‌ جایی و کوچ اجباری از یک سرزمین به‌ سر زمین دیگر نیست؛ بلکه نوعی گسست درونی‌است که در‌آن انسان میان گذشته و حال معلق می‌ماند. انسان تبعیدی نه به وطنِ از دست‌ رفته تعلق دارد و نه می‌تواند با مکان و کشور میزبان پیوندی عمیق بر قرار کند. در این وضعیت، «وطن» و «خانه» به چیزی فراتر از یک مکان تبدیل می‌شود؛ وطن به خاطره، زبان و حتا حزن و حسرتی مداوم بدل می‌گردد. برای روشن شدن این مفاهیم نمونه‌ای ذکر می‌کنم: یک نفر ایرانی که از بندر عباس به جلفایِ سر مرز بازرگان می‌رود و در آن‌جا کار و زندگی می‌کند، میان آن مردم غریب و غریبه‌است، ولی این غریب هر زمان که اراده کند، می‌تواند قطار یا اتوبوس سوار شود و به بندرعباس برگردد. یک نفر ایرانی‌که در‌ فکر و خیال در آمد بیشتر، زندگی بهتر و آزادی مدنی، آگاهانه، به دلخواه، با تدارکات و تمهیدات و با آمادگی همه جانبه، از ایران به‌ اروپا، ‌آمریکا، کانادا یا استرالیا مهاجرت می‌کند، «مهاجر» نامیده می‌شود. این انسان مهاجر هر زمان اراده کند، می‌تواند بدون هیچ مشکلی به وطن‌اش برگردد. اما نویسنده یا هرکسی که بناچار و از بیم زندان و شکنجه و مرگ جلای وطن می‌کند و به‌رغم میل خودش در کشوری بیگانه پناهنده می‌شود، «تبعیدی» نامیده می‌شود. این انسان تا زمانی که حکومت تغییر نکرده و خطر مرگ، یا زندان و تعزیر رفع نشده و از میان نرفته است، در میان مردم بیگانه می‌ماند. هر‌ چند در این‌همه سال کسانی از هر قماشی بوده‌اند که پشیمان شده‌اند، ابراز ندامت کرده‌اند؛ به ایران بر گشته اند. گیرم «انسان تبعیدی» اگر بخواهد به وطن‌اش برگردد ناچار است استغفار کند، ندامت نامه بنویسد و زانو بزند و در وزارت کشور نعلین موجوداتی را ببوسد که درمیهن ما مرتکب جنایت علیه بشریت شده‌اند؛ در حقیقت غروز، حیثیّت و کرامت انسانی او در گرو تقاضایِ بازگشت به‌‌ وطن‌است؛ ابراز ندامت و ‌پشیمانی نزد آدمکش‌ها، حتا در زیباترین و محترمانه‌ترین شکل آن، سکوت مصلحت‌آمیز و چشم پوشی بر‌جنایات جانیانی‌‌است که دستشان‌ تا مرفق به خون مردم ما آلوده‌است. نکتۀ آخر، «انسان تبعیدی» چون در پی عیش و نوش و خوشگذرانی و زندگی راحت، رفاه و آسایش به کشور بیگانه نیامده‌است، همیشه منتظر روز موعود و بازگشت آبرومندانه به میهن خویش‌‌است؛ چنین آدمی بندرت در خاک بیگانه دل می‌گذارد و به سختی انس می‌گیرد؛ انسان تبعیدی اگر نویسنده باشد، به ماهی بر‌خاک افتاده می‌ماند، از مردم، از مخاطبان‌اش و از خاک مملکت‌اش دور افتاده‌است و برخاک بیگانه در رویای آب و چشمه پرپر می‌زند. بنا برآن چه که در بالا آمد، من اگر چه به اجبار جلای وطن و مهاجرت کرده‌ام، ولی در این گوشۀ دنیا «غریب» و «مهاجر» نیستم. بلکه «نویسنده‌ای تبعیدی‌ام» که دور از میهن‌ام پیر و فرسوده شده‌ام. (…)

.

در آمدی بر ادبیات تبعید- حسین دولت آبادی

پاسخی بگذارید

بیشتر از فصلنامه(درنگ) فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب