پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

بدرود ستارهٔ شبانه- منوچهر دوستی

هنوز چیزی هست؛
چیزی که مرا جذب جهان می‌کند
و ماهی سیاهِ کوچکِ جانم
برای دریا آواز می‌خواند.

ای…، ای حرف کوچکِ دلِ دلیرِ من،
تو هنوز بزرگ نشده‌ای
که معنای گردش فصل‌ها را بفهمی
و من خوشحالم
که همچنان در جانب دریا ایستاده‌ام
و هجوم هیچ مرغ ماهی‌خواری
پایم را سست نکرده است.

با چوب سیاهِ شب
دیگر حتی چوپانی هم نمی‌شود کرد
و نواختن غمگینِ نی
درد کسی را دوا نمی‌کند.

سکوت،
آن سلسلهٔ سربه‌راهِ کهنسال،
دیگر بریده است
و ما را،
نه من و نه تو را،
گریزی از آشفتگی این موج نیست.

دریا و آسمان هم‌رنگ‌اند؛
من اما از قعر دریا آمده بودم
و به کهکشان ماهی‌های کوچکِ خود بازمی‌گردم.

بدرود، ستارهٔ شبانه؛


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب