شعر ناتمام- رضا باقری

شعر ناتمام

تو

شعر ناتمام منی.

می‌خوانمت،

می‌نویسمت،

و در پایان

از تو فرار می‌کنم.

با منی،

اما در من

جا نگرفته‌ای.

گفتم دوستت دارم.

صدا

در سکوت شکست.

شاید

عشق همیشه

ناتمام می‌ماند.

شاید

نگاه تو

آخرین سطر شعر من باشد.

پاسخی بگذارید

بیشتر از فصلنامه(درنگ) فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب