پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

, ,

تجربه در ادبیات- حسین دولت آبادی

زمانی که قهرمان رمانی با ضمیر «من» حرف می‌زند و رمان از زبان اول شخص مفرد روایت می شود، شماری از خوانندگان فراموش می‌کنند که راوی «من» نویسنده نیست و او را به‌جای نویسنده عوضی می‌گیرند. از این گذشته، گاهی اتفاق افتاده‌است که خواننده‌ای خودش را در‌بخشی از رمان بازیافته است و گمان برده که نویسنده او را با نام مستعار وارد رمان کرده و رنجیده است و حتا گاهی کار از رنجش و دلگیری فراتر رفته و به شکایت کشیده است. باری، از آن جا که من دراین سال‌ها دو مورد بالا را تجربه کرده ام، امروز به فکر افتادم در این باره سطر این چند را بنویسم:

باری، تجربۀ شخصی نویسنده فقط در آنچه روایت می‌کند حضور ندارد، بلکه در چگونگی دیدن جهان، انتخاب شخصیت‌ها، ساختن موقعیت‌ها، نحوۀ داوری یا خودداری از داوری و حتا سکوت‌های متن نیز اثر می‌گذارد.

شخصیت آوارۀ رمان یک نویسنده ممکن است هرگز آلونکی را که در آن زندگی می‌کند، تجربه نکرده باشد، اما آوارگی را به شکلی دیگر شناخته باشد. شخصیت نمایشنامه ممکن است زندانی سیاسی نبوده باشد، اما احساس محاصره و محدود شدن، محرومیت یا ایستادگی در برابر قدرت را در جائی دیگر تجربه کرده باشد. این تجربه‌ها در تخیل او با یکدیگر ترکیب می‌شوند و شخصیتی پدید می‌آورند که نه مثل نویسنده است و نه چندان بیگانه با او. به گمانم باید میان سه چیز تفاوت گذاشت: تجربۀ زیسته: آنچه که نویسنده واقعاً از سر گذرانده است. تجربۀ درونی‌شده: آنچه که نویسنده دیده، شنیده یا احساس نموده و در حافظه و ناخود آگاه‌اش رسوب کرده است. تجربۀ تخیلی: آنچه که از ترکیب خاطره، مشاهده، همدلی و آفرینش پدید می‌آید و ممکن است حتا از محدودۀ زندگی شخصی نویسنده فراتر برود. به همین دلیل، شخصیت داستانی را نمی‌توان فقط با زندگی‌نامۀ نویسنده توضیح داد. تجربۀ شخصی مادۀ اولیه است؛ تخیل و «ساختار هنری» آن ماده را به چیزی مستقل و متفاوت تبدیل می‌کنند. نویسنده از تجربه‌های شخصی خود برای خلق شخصیت استفاده می‌کند، اما شخصیت داستانی محصول تخیل، مشاهده، حافظه و ساختار هنری است. حتا اگر بخشی از زندگی نویسنده وارد رمان شود، آن بخش در فرایند آفرینش دگرگون می‌شود.

و اما نویسنده «شخصیت»اش را در جهانی مستقل می‌سازد که تابع ضرورت‌های رمان است، اما خواننده ممکن است آن جهان را گرته برداری از زندگی خصوصی خودش بداند و آن را نوعی داوری شخصی یا مغرضانه تلقی کند. گرته‌برداری خود به خود عیب ادبی و توهین به کسی نیست؛ بسیاری از شخصیت‌های ادبی از مشاهدۀ انسان‌های واقعی آغاز می‌شوند. مسئله این است که نویسنده با آن مواد خام چکار می‌کند و آیا آن شخصیت در اثر، زندگی و منطق مستقل خود را پیدا می‌کند یا نه. در واقع شخصیت داستانی ممکن است از آمیزه‌ای از چند انسان، خاطره‌ای دور، مشاهده‌ای گذرا، تخیل و حتا ویژگی‌هایی ناخودآگاه در ذهن نویسنده ساخته شده باشد. اما خواننده‌ای که خودش را درآن شخصیت باز می‌شناسد، این ترکیب پیچیده را نادیده می‌گیرد و به این نتیجه می‌رسد که نویسنده او را با «نامی دیگر» وارد داستان کرده‌است. به ویژه اگر میان نویسنده و خوانندۀ کذائی و مدعی، پیشینه‌ای مشترک یا رابطه‌ای صمیمانه وجود داشته باشد.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب