«قدرت و افتخار» که رمانی است نوشتهی گراهام گرین، نویسندهی پرطرفدار انگلیسی، ترجمهی شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، داستان کشیشی است در مکزیک، در دههی سی میلادی، در جایی از جهان که خدای متعال از سکه افتاده و منسوخ و غیرقانونی اعلام شده، کلیساها را به تلی از ویرانی بدل کردهاند و این کشیش آخرین مردخدای دائمالخمری است که از مرگ جسته و پا به گریز نهاده. این ترجمه همچین شیرین چهل سالی در ادارهی سانسور گیر کرده و حالا هم که منتشر شده، جز پارهای از مقدمهی شاعر بزرگ آزادی، بقیه حذف و سانسور شده.

«قدرت و افتخار» که رمانی است نوشتهی گراهام گرین، نویسندهی پرطرفدار انگلیسی، ترجمهی شاعر بزرگ آزادی، احمد شاملو، داستان کشیشی است در مکزیک، در دههی سی میلادی، در جایی از جهان که خدای متعال از سکه افتاده و منسوخ و غیرقانونی اعلام شده، کلیساها را به تلی از ویرانی بدل کردهاند و این کشیش آخرین مردخدای دائمالخمری است که از مرگ جسته و پا به گریز نهاده. این ترجمه همچین شیرین چهل سالی در ادارهی سانسور گیر کرده و حالا هم که منتشر شده، جز پارهای از مقدمهی شاعر بزرگ آزادی، بقیه حذف و سانسور شده.
در این پاره از مقدمه، شاملو توضیح میدهد که غرضش از ترجمهی این کتاب، سبکی است که در ترجمه به کار برده و توضیح میدهد که اسلوب او در این کتاب ادبی که نیست، سهل است، «شاید بتوان به لحاظی گفت “ضد ادبی” است». در ادامه نوشته ترجیح داده است «از ترکیبات القایی در زبان زندهی تودهی فارسیزبان، که قدرت انتقالش همیشه مرا شگفتزده داشته است، و از ویژگیهای زبان تداول بهره بگیرم ـ چیزی که روزی “زبان رسمی” ناگزیر است بدان توجه نشان دهد».
حاق مطلب در همین سهچهار خط است. قرنهاست که میان زبان «گفتار» و زبان «نوشتار» ما نوعی جدایی و سد سکندر اشرافینما در کار است و زبان به دو شاخهی جعلی ادبی و عامیانه یا گفتاری تقسیم شده که کم از دیوار چین ندارد. همهی کوششی که شاملو به کار داشته این است که این فاصلهی زبانکش را از میان بردارد.
میشود با انگشتشماری غلوها و زیادیرویهای شاملو موافق نبود، فیالمثل شکل نگارشی جمبنده به جای جنبنده یا داریه به دایره یا پمبه به جای پنبه یا غلبیل به جای غربیل یا قربیل و برخی افزودهها و جز آن، اما در این شامبازار ترجمههای غلطغلوط، چرک، «استاندارد» و بیروح و بیرمق و به دور از هرگونه خلاقیت و زبانآوری، ترجمهی نابغهی زبانآفرینی چون احمد شاملو همچون نسیم خوشنوازی است که بر مردابی میوزد، غنیمتی است در روانی که مثل اعلای ماء معین است، در فصاحت و بلاغت و زبانآوری کممانند است و میشود از جنبههای گوناگون بارها آن را خواند و در عوض از این همه «آشغال»ی که بازار کتاب را انباشته و به لعنت ابلیس نمیارزد آه از نهاد برآورد.
«قدرت و افتخار» پیش از این دو ترجمهی دیگر هم داشته، از عبدالله آزادگان در ایام ماضی و ترجمهی هرمز عبداللهی در ایام اخیرتر. خوب است این دو ترجمه را با ترجمهی خلاقانهی شاملو مقایسه کنید تا عرض و طول مطلب دستتان بیاید.








پاسخی بگذارید