
سیوتا و هرمز دو حلقه از یک تاریخ مشترک: آغاز استعمار اروپا
سیوتا کجاست؟
رسانههای جهان با هیجان این روزها تیتر میزنند فیلم و تصاویر پخش می کنند که دهها هزار پناهجو از مراکش خود را به یکی از شهرهای اسپانیا رساندند.
اما یک پرسش ساده :
اگر سیوتا شهری از اسپانیاست، پس چرا در قاره آفریقا قرار دارد؟ چرا تنها چند صد متر با مراکش فاصله دارد؟ چرا نزدیک به نیمی از جمعیت آن مسلمان و عمدتاً مراکشیتبار هستند؟
پاسخ به این پرسش ها را می توان در تاریخ استعمار
گری اروپا جستجو و پیدا کرد
سیوتا را باید با فلاشبکی به گذشته نگریست و رسید به جایی که استعمار اروپا با خون، اشغال و غارت از همانجا در افریقا آغاز شد
سیوتا نخستین سرزمینی بود که پرتغال در سال ۱۴۱۵، در آغاز پروژه استعماری خود، با لشکرکشی ملیتاریستی ، خشونت و اشغال، در شمال آفریقا که قلمرو مراکشی ها بود به تصرف خود درآورد. چنانجه با وجود آنکه بیش از پنج قرن از جدایی آن میگذرد، پیوندهای تاریخی، فرهنگی و خانوادگی بسیاری از ساکنانش با شمال مراکش همچنان پابرجاست . یعنی دههها پیش از آنکه ناوگانهای اشغالگر متجاوز استعماری پرتغالی به هرمز و خلیج فارس برسند، استعمار اروپا نخستین گامهای منحوس خود را در همین نقطه از آفریقا در سیوتا برداشت.
سیوتا شهری ست در آفریقا که اشغالش آغاز امپراتوری استعماری پرتغال و راهگشای هرمز و اقیانوس هند شد، و
اگر به تاریخ سیوتا بنگریم، می بینیم که این شهر تنها یک بندر اشغالشده نبود بلکه نقطه آغاز گسترش استعمار پرتغال از آفریقا به خلیج فارس، اقیانوس هند، شرق آسیا و آمریکای جنوبی بود. کمتر از یک قرن بعد، پرتغال هرمز را نیز به زور خشونت و کشتار بومیان اشغال کرد و با تسلط بر آن، یکی از مهمترین مسیرهای تجارت دریایی جهان را در اختیار گرفت.
همان قدرتهای استعمارگری که روزگاری آزادانه به جغرافیای زیستی مردمان بومی آفریقا، آسیا و امریکا لشکر کشیدند، بومیان را کشتند، به آنان تجاوز کردند، انان را به بردگی کشاندند،سرزمینهایشان را اشغال کردند، ، و ثروت ملتها را به یغما بردند همان ها شکل و حدود دولتها را هم تعیین کرده و مرزها را به سود خود ترسیم کردند
. از دیدگاه ضداقتدار و مخالف مرزهای دولتی، این پرسش مطرح میشود که چرا مردمانی که در همان جغرافیای تاریخی شمال آفریقا زندگی میکنند، برای ورود به شهری که تنها چند صد متر با محل زندگیشان فاصله دارد، باید از دیوارها، سیمهای خاردار، گشتهای نظامی و آبهای مرگبار عبور کنند؟ چگونه مرزی که روزی برای عبور آزاد ناوگانهای استعماری گشوده شده بود، امروز بر روی قربانیان همان تاریخ بسته شده است؟
فقر، نابرابری، غارت منابع، وابستگی اقتصادی و مناسبات سرمایهداری جهانی میلیونها انسان را به مهاجرت وامیدارد. مهاجرت، محصول ساختار دولت ها و سیستم سرمایه داریست است که ثروت را در بخشی از جهان انباشته و فقر، جنگ و بیثباتی را در بخشهای دیگر بازتولید میکند
گرچه از دیدگاه حقوق بینالملل، پناهجویانی که از مراکش وارد سیوتا میشوند، وارد خاک اسپانیا و اتحادیه اروپا شدهاند؛ اما از منظر تاریخ، آنان قدم به سرزمینی در شمال آفریقا میگذارند که قرنها پیش با لشکرکشی استعماری از جغرافیای پیرامون خود جدا شد، بعدها به حاکمیت اسپانیا درآمد و هنوز یکی از آخرین یادگارهای استعمار اروپا در آفریقا به شمار میرود . سیوتا نمادی از جهانی است که مرزهای آن بیش از آنکه حاصل انتخاب آزاد مردم باشند، میراث جنگ، استعمار و توازن قوای دولتها هستند. بسیاری از مرزهایی که امروز «طبیعی» و «قانونی» به نظر میرسند، در واقع محصول لشکرکشیها، اشغال سرزمینها و تقسیم جهان میان قدرتهای استعماریاند.
از نگاه ضداقتدارگرایانه، ؛ مرز برای اعمال قدرت، کنترل جابهجایی انسانها و حفظ امتیاز دولتهاست . گذرنامه، ویزا، دیوار مرزی و سیم خاردار ابزارهایی هستند که تعیین میکنند چه کسی حق عبور دارد و چه کسی باید پشت مرزها بماند بر اساس محل تولد، ملیت و منافع دولتها .. مرزهای امروز را نمیتوان جدا از سرمایهداری جهانی فهمید. همان نظامی که سرمایه و کالا را آزادانه از مرزها عبور میدهد، حرکت انسانهای نیازمند که از فقر، جنگ یا ویرانی اقتصادی میگریزد، با دیوار، سیم خاردار و بازداشتگاه روبهرو می کند .از این رو، برای هر نگاه ضدقدرت، مرزها فقط خطوط جغرافیایی نیستند؛ آنها ساختهٔ قدرت، سلطه و نابرابریاند
سیوتا فقط نام یک شهر نیست آینهای است که گذشته استعمار را در برابر مان قرار میدهد و یادآوری میکند که تاریخ، تا زمانی که آثارش در مرزها، نابرابریها و مناسبات قدرت باقی مانده است، پایان نیافته است.
امروز سیوتا یک منطقهٔ خودمختار تحت حاکمیت دولت اسپانیاست. پرسش اینجاست: آیا دولت اسپانیا به این پناهجویان اجازه خواهد داد از سیوتا وارد خاک اصلی اسپانیا شوند، ایا انها در سیوتا سرزمین اجدادی شان سکنی خواهند گزید ؟ یا آنان را به مراکش بازخواهد گرداند؟
پاسخ هر جهانوطنِ مخالف استعمار و مرزهای سرکوبگر این است آزادی انسان، فراتر از مرزهای دولتهاست
زمین از آنِ انسانهاست،
هیچ انسانی غیرقانونی نیست
نه به سیمهای خاردار، نه به مرزهای خونین !








دیدگاهتان را بنویسید