پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

شبی که کابل با حمایت غرب و پاکستان به دست نیروهای اسلامی سقوط کرد-کوروش دستوری

آن شبی را که کابل به دست نیروهای اسلامی مورد حمایت غرب و پاکستان سقوط کرد به خوبی به یاد دارم.

نجیب الله خیلی تلاش کرده بود یک دولت ملّی تشکیل بدهد و به سوی همهٔ نیروهای سیاسی دست دراز کرده بود برای آشتی ملّی. ولی هیچ نیرویی در آن میان نبود که مصالح مردم و ملّت افغانستان برایش در اولویت باشد.

آمده بودند که انتقام بگیرند و اینکه بعد چه خواهد شد برایشان اهمیتی نداشت. خودشان را نیروهای آزادیبخش می دانستند و جیک جیک مستانشان بود.

اینترنت هنوز در آن سال و سال های بعدش هم نبود. آخرین فیلمی که از کابل دیده بودم همان صحبت های نجیب بود و دست های خالی اش که همه پس زده بودند.

من از فتح کابل به دست مجاهدین احساس ترس و وحشت داشتم و آیندهٔ آن مردم و آن سرزمین را که رنج بسیار دیده بودند را در صورت پیروزی مجاهدین مسلمان تاریک می دیدم.

نه طرفدار نجیب بودم و نه کس دیگری ولی نجیب آخرین شانس بود برای اینکه کشور افغانستان بتواند زیر پایش را با یک دولت ملّی محکم کند.

تا صبح دو بسته سیگار کشیدم آن شب و فکر می کردم احمد شاه مسعود اگر سیاست بلد بود و دنبال انتقام نبود اوست که باید دست نجیب را در این مرحله بگیرد و نگذارد کابل به دست مجاهدین به اصطلاح آزادی سقوط کند. امّا او درک درستی از آینده نداشت. هم توپش پر بود و هم توپخانه اش که در آن شب غوغا کرده بود.

آن چسب تعصب اسلامی اش نمی گذاشت خوب ببیند که بعضی تصمیم ها اگر از روی انتقام باشد و نه عدالت چه بر سر مردم و‌ آینده خواهد آورد.

او چنان مغرور بود که نمی دید که دشمنان مردم افغانستان و سازمان امنیت پاکستان و حمایت کشورهای تازه به دوران رسیده خلیج فارس و غرب قصد دارند چه دیوی را از درون شیشه برای مردم افغانستان بیرون بیاورند.

نجیب چند سالی پناهنده ی دفتر سازمان ملل در کابل شد تا «دیو» حسابی ریشش در بیاید و تکثیر شود تا دیو های تکثیر شده او و برادرش را تکه تکه بکنند.

امروز بیست و هفتم سپتامبر است و درست سی سال پیش بود که دکتر نجیب و برادرش به دست طالبان در کابل به طرز فجیعی کشته شدند.

«مجاهدین اسلام» که ریگان آنها را مجاهدین آزادی نامیده بود یک دوره قدرت را واگذار کردند تا دوباره تحت حمایت آمریکا بیایند و ثروت و غنیمتی جمع کنند و تا پایان عمر بی دغدغه در خارج از افغانستان به امر عبادت و البته «تجارت حلال» بپردازند.

حال مانده اند مردم و جوانان و زنان افغانستان که دست تنها هستند و احاطه شده از صدها هزار دیو تکثیر شده در دنیایی که هیچ کسی صدای آنها را نمی شنود.

تنها امید برای آینده آن کشور جوانان و بخصوص زنان افغانستان هستند که امیدوارم خود بتوانند روی پای خود بایستند و برای همیشه از سیاست بازان نسل گذشته فاصله بگیرند.

…….. … آنها این توانایی را دارند. فقط اگر همدیگر پیدا کنند در این شلوغی ها و بلبشو که صدا به صدا نمی رسد.

…………….

/////////

دکتر نجیب درکنار خانواده اش.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب