پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

هر انسانی در حدّ توان و دامنه‌ی تاثیر و دایره‌ی انتخابش، مسئول ِ نتایج ِ کارهای خویش است. خالد رسول پور

راست است که «احساس ِ گناه ‌داشتن» در مقابل ِ دیگران، ممکن است نشانگان ِ یک بیماری ِ روانی یا مشکلی حادّ در گذشته‌ی فردی باشد، امّا بدتر از آن، من شکّی ندارم که «احساس ِ گناه نداشتن» در مقابل هیچکس و هیچ لحظه‌ای از زندگی، نشانگان ِ یک نادانی و بی‌اخلاقی ِ عظیم است.

۲

هر انسانی در حدّ توان و دامنه‌ی تاثیر و دایره‌ی انتخابش، مسئول ِ نتایج ِ کارهای خویش است. در ساده‌ترین و بدیهی‌ترین مصداق‌ها و مثال‌ها، زن و مردی که کودکی را به دنیا می‌آورند، معلمی که کسانی را آموزش می‌ٔدهد، کارفرمایی که کارگرانی را به کار می‌گیرد، کارگری که در مقابل دستمزد انجام ِ کاری را متعهد می‌شود، کارمندی که وظایفی در مقابل ارباب رجوع دارد و… گرفته تا کسانی که به راستی و از روی عمد و قصد عملی غیراخلاقی «نسبت به دیگران» انجام می‌دهند، همواره ممکن است قصور یا تقصیری مرتکب شوند.

۳

این سخن به هدف ِ القاء یا ایجاد ِ «احساس ِ گناه» در مخاطب نیست، بلکه فقط یک تلنگر و یک تذکر ِ کوچک به کسانی و به گروه‌هایی است که در مقام ِ موعظه و توصیه، مُدام دیگران را نقد می‌کنند (که بیگمان کار درستی است)، اما «نقد به خود» و «بازخواست ِ تاریخ ِ شخصی ِ خود» را نمی‌پذیرند. یک دعوت آگاهانه به «خودآگاهی» و پذیرفتن ِ احتمال ِ «ارتکاب ِ خطا» و در نتیجه جستجوی «خطا» و شنیدن ِ حرف ِ کسانی است که ممکن است از خطای ما آسیب دیده باشند یا به هر دلیل، بهتر از خود ِ ما توانسته‌باشند خطاهای ما را ببینند.

۴

توهّم ِ «خطاناپذیری» یا تقبیح ِ احساس خطا و گناه، «ویژگی ِ ذاتی» ِ این یا آن طبقه یا قشر یا قوم نیست. صد و سی چهل سال پیش، «نیچه» اعلام کرده‌بود که «احساس ِ گناه و خطا» توطئه‌ی بردگان برای شکست دادن و به زانو درآوردن ِ اربابان و بزرگان بوده و هست. او فکر می‌کرد که تود‌ه‌های عوام، «دین»‌ (به ویژه دین مسیحیّت) را تاسیس و سازماندهی کرده‌اند تا با ایجاد ِ احساس گناه در اربابان و قدرتمندان ِ شریف، بشریّت را به حقارت و بندگی بکشانند. «نیچه» امّا هرگز فکر نمی‌کرد که روزی برسد که خود ِ آن توده‌های عوام در دورانی نه چندان دور از او امّا در منطقه‌ای دورتر چون خاورمیانه، وقتی که خود کم کم «حاکمیّت» و «رهبری» ِ تاریخ را به دست گرفتند، دقیقاً حرف او را تکرار کنند اما این بار نه خطاب به حاکمان و اربابان ِ پیشین،‌ بلکه در پاسخ ِ منتقدان و مخالفان ِ خود،‌ یا کسانی که از عوامیگری ِ آنان آسیب دیده‌اند!

۵

ظاهراً سکته یا جهش ِ قناسی که ما مردمان ِ خاورمیانه‌ای در «ورود به تاریخ ِ جدید» دچارش شده‌ایم، ما را از درک و تجربه و پذیرفتن ِ «عقلانیّت ِ انتقادی» محروم کرده است. ما بی‌نصیب از فیض ِ عقل ِ انتقادی ِ اروپایی، پریدیم به وسط ِ بهشت ِ تکنولوژی. پس نه یاد گرفتیم که خطاهای دیگران را ببخشیم، نه یاد گرفتیم که خطاهای خودمان را بپذیریم. یعنی از هر دو سو، فقط به سود ِ «خویش» و به زیان ِ «دیگری» عمل کردیم. امّا کدام «خویش»؟ مگر «خویش» ِ ما، برای دیگران، همان «دیگری» نیست؟ و مگر به همین دلیل نیست که مدام می‌زنیم و می‌زنندمان؟ می‌کشیم و می‌کشندمان؟


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب