پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

نظری کوتاه به شعربهار ارغوانی را همان‌ها آرزو کردند از موسی مهربان- علی جانوند

کبوتر‌ها عصا بر‌دست و آهو‌ها همه بی‌پر

هزاران کرکس اینجا هم‌زمان رشد و نمو کردند

صدای زاغ و بلبل را دگر قطعن نخواهم دید

و بیشک اصل جنگل را به خاکستر فرو کردند

درختان را در این جنگل چه نامردانه می‌کُشتند

پرستوهای زیبا را بسوی زخم می‌بردند

چکاوک‌ها در این جنگل چه مظلومانه می‌مُردند

قناریها همه مُردند و سگ ها قوقوقو کردند

منم من آنکه آتش در درونم رقص‌ها دارد

منم من آنکه آتش در متونم رقص‌ها دارد

منم من آنکه آتش در قشونم رقص‌ها دارد

جهنم را بیاوردند و دوزخ را رفو کردند

صدای آتشین آمد و کفش زندگی گم شد

در این آتش‌سرا، صد شیشه در حلقوم مردم شد

و صبح صد کبوتر در گلوی شام پرپر گشت

گلویم را بریدند و به خود آنها گلو کردند

گرازان عاقبت خورشید زیبا را خراشیدند

و بر چشمان دریا از غضب تیزاب پاشیدند

جوانان را صدا کردم که ای مردم کجا هستید

ستمگر‌ها چرا با خون کفتر ها وضو کردند

من از دریای بی‌تابی به عمق ماهیان رفتم

از آنجا پر زدم چندی به نزد مردگان رفتم

کنار عقل صدها استخوان بودم که بشنیدم

بهار ارغوانی را همان‌ها آرزو کردند

موسی مهربان

نظری کوتاه بر این شعر از موسی مهربان

شعر موسی مهربان، سروده‌ای اعتراضی با زبانی نمادین و لحنی تلخ و خشمگین است که از فروپاشی ارزش‌های انسانی، وارونگی طبیعت، خشونت سازمان‌یافته و خاموشی صدای آزادی سخن می‌گوید. شاعر، جهانی را به تصویر می‌کشد که در آن نظم طبیعی و اخلاقی به هم ریخته است؛ کبوترها عصا به دست گرفته‌اند، آهوها بی‌پر شده‌اند، کرکس‌ها رشد کرده‌اند و سگ‌ها به جای قناری‌ها آواز می‌خوانند. این تصاویر، تنها بازی با نمادهای حیوانی نیستند، بلکه نشانه‌هایی از جهانی وارونه‌اند که در آن پلیدی جای زیبایی، خشونت جای مهربانی و ابتذال، جای آواز، تنفس و زندگی را گرفته است.

یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های شعر، استفاده از نمادهای طبیعی برای بیان وضعیت اجتماعی و سیاسی است. جنگل در این شعر، فضایی فراتر از طبیعت و استعاره‌ای از جامعه‌ای آسیب دیده، زخمی و سرکوب‌شده است. درختان کشته می‌شوند، پرستوها به سوی زخم رانده می‌شوند و چکاوک‌ها مظلومانه می‌میرند. در برابر این مرگ تدریجی، کرکس‌ها رشد می‌کنند و زاغ و بلبل از امکان حضور و شنیده‌شدن محروم می‌شوند. تقابل میان پرندگان خوش‌آواز و جانوران مردارخوار، به‌خوبی تضاد میان زندگی و مرگ، آزادی و سرکوب، زیبایی و تباهی را بازنمایی می‌کند. بیت «قناری‌ها همه مُردند و سگ‌ها قوقوقو کردند» از نظر تصویرسازی، یکی از صریح‌ترین نمودهای این وارونگی است؛ هرچند تازگی و قدرت نهایی آن به میزان موفقیت مخاطب در پذیرش این ترکیب استعاری وابسته است.

تکرار عبارت «منم من آنکه آتش در درونم رقص‌ها دارد» و تغییر آن به «متونم» و «قشونم»، از بخش‌های قابل تامل شعر است. این تکرار، علاوه بر ایجاد ضرباهنگ و تاکید بر حضور گوینده، امکان گسترش معنای آتش را فراهم می‌کند: آتش درونی، آتش کلمات و آتش نیروهای نظامی. بدین‌ترتیب، آتش هم می‌تواند نشانه خشم و مقاومت باشد و هم یادآور نیروی سرکوبگر و ویرانگری که جامعه را به جهنم تبدیل کرده است. بااین‌حال، پیوند معنایی این سه ترکیب به‌اندازه‌ای روشن نیست که بتوان با اطمینان از انسجام کامل این بخش سخن گفت. اگر این جابه‌جایی‌ها با ظرافت بیشتری به یکدیگر متصل شوند، ظرفیت موسیقایی و معنایی شعر افزایش خواهد یافت.

در ادامه، تصویرهایی چون گم‌شدن «کفش زندگی»، فرورفتن شیشه در حلقوم مردم و بریدن گلوی شاعر، فضای اختناق، خفقان و خشونت را تشدید می‌کنند. برخی از این تصاویر، به‌ویژه هنگامی که به خاموش‌کردن صدا و گرفتن امکان سخن‌گفتن اشاره دارند، با مضمون اصلی شعر پیوند محکمی برقرار می‌کنند. بااین‌حال، تراکم استعاره‌های خشن در بعضی بندها ممکن است فرصت تاثیرگذاری مستقل هر تصویر را کاهش دهد. هم‌چنین، عبارت‌هایی ماند «به خود آنها گلو کردند» از نظر معنا و نحو نیازمند بازنگری‌اند تا مقصود شاعر برای مخاطب روشن‌تر شود.

بخش پایانی شعر، با حرکت از دریای بی‌تابی به سوی ماهیان و سپس مردگان، فضایی تاملی‌تر می‌یابد. حضور استخوان‌ها در کنار آرزوی «بهار ارغوانی»، تضادی معنادار میان مرگ و امید ایجاد می‌کند. بهار در اینجا تنها فصل رویش نیست، بلکه می‌تواند نماد رهایی، رویش دوباره و بازگشت زندگی و تحقق آرزویی سرکوب‌شده باشد. این پایان، شعر را از گزارش صرف خشونت فراتر می‌برد و به آن افقی انسانی و آرمان‌خواهانه می‌بخشد.

از نظر ساختار، تکرارها، قافیه‌های پایانی و بهره‌گیری از واژگان هم‌خانواده، به شعر نوعی لحن خطابی و سرودگونه داده‌اند؛ لحنی که با ماهیت اعتراضی اثر تناسب خوبی دارد. بااین‌همه، در برخی مصراع‌ها، قافیه و شدت بیان بر روانی زبان و دقت تصویر غلبه می‌کنند. بازبینی وزن، نحو و ترکیب‌های استعاری می‌تواند میان شور اعتراضی و انسجام هنری تعادل بیشتری برقرار سازد.

در مجموع، شعر موسی مهربان تلاشی برای بازنمایی جامعه‌ای است که در آن طبیعت، زبان، زندگی و اخلاق زیر فشار خشونت و استبداد، دگرگون شده‌اند. مهم‌ترین امتیاز اثر، ساختن جهانی نمادین و وارونه برای نشان دادن اعتراض است؛ جهانی که در آن مرگ پرندگان و خاموشی آوازها، به نشانه‌هایی از خاموش‌شدن انسان تبدیل می‌شوند. شعر در تصویرسازی و بیان خشم اجتماعی ظرفیت قابل توجهی دارد، اما برای رسیدن به تاثیری ماندگارتر، به پالایش برخی ترکیب‌ها، استحکام بیشتر پیوند استعاره‌ها و توجه دقیق‌تر به موسیقی درونی نیازمند است. نیروی اصلی این شعر در اعتراض آن نهفته است؛ نیرویی که هرگاه با دقت زبانی و انسجام تصویری همراه شود، می‌تواند از فریاد لحظه‌ای فراتر رود و به تجربه‌ای عمیق‌تر و ماندگارتر بدل شود. ع.الف.جانوند. مهرماه ۱۴۰۵

#علی_جانوند

#موسی_مهربان

#هیچ_یوزی_از_قلم_نیفتد

#گوساله‌ها

#آسمان_شبی_پر_از_ستاره_مجنون

#زن_ای_باشنده_بزرگوار

#شعر_سپید

#شعر_اعتراضی


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب