صدسالگی نمایش آن فیلم جنجالی
گرچه پیامش بحثانگیز بود و فیلم عمدتاَ در خدمت تبلیغات حکومت شوروی تلقی میشد و تا حدی هم این چنین بود، ولی به لحاظ خلاقیتهای فنی و هنری و تدوین چرخشی در تاریخ سینما بود و بداعتهایی بیسابقهای داشت که در جهان نیز توجه زیادی برانگیخت.
اولین نمایش آن دسامبر ۱۹۲۵ در شوروی بود، ولی چند ماه بعد پایش به خارج هم کشید و نمایشش در سینماهای دو سوی اقیانوس عملا به نوعی شکستن بایکوت سینمای شوروی در غرب بود، روندی که البته به سادگی پیش نرفت. اولین نمایش فیلم در غرب در ژوئیه ۱۹۲۶ در آمریکا انجام شد، البته در شماری از ایالتها، و در ایالات دیگر ممنوع شد. در بریتانیا تا سال ۱۹۵۴ فیلم اجازه نمایش نداشت و در فنلاند و سوئد هم. فرانسه هم بعد از یک نمایش محدود اولیه در سال ۱۹۲۶، آن را تا سال ۱۹۵۳ ممنوع کرد.
در ایران گرچه فیلم در دوره رضاشاه به طور خصوصی یا در کلوبهای محدود دیده میشد، ولی با سقوط رضا شاه در ۱۳۲۰ اکران عمومیاش هم در تهران رقم خورد. با کودتای ۲۸ مرداد فیلم به گوشه کانونها و سینماهای دانشجویی خزید یا در کلاسهای درس و محافل آکادمیک از باب آموزش و تعلیم دیده میشد.
یکی دو سال اول انقلاب ۱۳۵۷ دوباره فیلم به طور عمومی اکران شد و نه آن، که سایر آثار کارگردان هم. بعدتر ولی که فضا بسته و بستهتر شد اکران هم با این فیلم قهر کرد.
فلیم در آلمان در آوریل سال ۱۹۲۶ در سینمایی در برلین نمایش داده شد، گرچه به لحاظ هنری و هم به لحاظ تکنیکی حسابی مورد استقبال قرار گرفت، ولی مضمون آن با مخالفتهایی روبرو شد و از پرده پایینش کشیدند، اقدامی که موجی از اعتراضات توسط هنرمندان، روشنفکران و سینماداران آلمانی به دنبال داشت. پرونده فیلم دوباره به اداره سانسور رفت و سازندگان مجبور شدند ۲۲ جای آن را درز بگیرند و سانسور کنند.
سرانجام در تاریخ ۲ اکتبر ۱۹۲۶، یعنی صد سال پیش در چنین روزی، هیئت ممیزی آلمان مجوز رسمی اکران نسخه سانسورشده فیلم “رزمناو پوتمکین” را صادر کرد و فیلم پس از ماهها توقیف، دوباره بهصورت عمومی و گسترده در سراسر آلمان پخش شد.
رادیو سراسری آلمان، برنامه تقویم تاریخ امروز خود را به این مناسبت صد سالگی اختصاص داده است و نکاتی را مطرح میکند که چرا فیلم توقیف شد، مخالفان (از جمله گوبلز، وزیر بعدی تبلیغات در حکومت هیتلر) درباره آن چه نظری داشتند و …
ترجمه متن این گزارش سه، چهار دقیقهای در زیر. در لینک آخر هم میتوان گزارش (به زبان آلمانی) را همراه با موسیقی فیلم به طور صوتی شنید.
ترجمه:
تصاویر سیاهوسفیدند و سینمای ناطق هنوز جا نیفتاده است. موضوع هم انقلابیتر از این نمیشد: شورش ملوانان. فیلم تبلیغاتی «رزمناو پوتمکین» ساخته ۱۹۲۵ نقطه عطف کار سرگئی آیزنشتاین بود.
در فیلم، «دیگر بس است با این غذای گندیده!» بازیگران با اغراق تئاتری خاص سینمای صامت اشاره میکنند به تکههای گوشتی که روی عرشه آویزان است و بعد به لوحی با نوشته: «هیچ سگی این را نمیخورد.» آیزنشتاین در نمای نزدیک کرمهایی را نشان میدهد که روی گوشت میخزند، و چهرههای خشمگین ملوانان را. درگیری درمیگیرد. ناخدا میخواهد درس عبرتی بدهد و دستور میدهد چند ملوان را تیرباران کنند. جوخه اعدام آماده شلیک میشود که ناگهان ملوانی به نام واکولینچوک فریاد میزند: «برادران، به چه کسی شلیک میکنید؟» جوخه از اجرای فرمان سر باز میزند. در شورشی که پس از آن رخ میدهد، واکولینچوک کشته میشود.
آیزنشتاین سپس مراسم تشییع تقریباً بیپایان مردم شهر بندری اودسا را به تصویر میکشد. در مشهورترین صحنه، روی پلههای بندر، سربازان تزاری به میان جمعیت تیراندازی میکنند و در پایان، کالسکهای با نوزادی از پلهها پایین میغلتد.
به گفته هلنه گریتسن، مدیر هنری «کینماتک آلمان»، این فیلم آشکارا بهعنوان تبلیغات سفارش داده شده بود، آن هم از سوی قدرت شوروی به مناسبت بیستمین سالگرد انقلاب ناکام ۱۹۰۵. پایان فیلم نیز کاملاً مطابق خواست حزب کمونیست است: تزار چند کشتی میفرستد، اما خدمه آنها با شورشیان برادری میکنند. همه شادمانه کلاه تکان میدهند و تماشاگران میخوانند که رزمناو با پرچم سرخ آزادی که با غرور در اهتزاز است، بدون شلیک حتی یک گلوله از میان صفوف ناوگان میگذرد.
گریتسن از «کاری پیشگامانه» از سوی کارگردان سخن میگوید: این فیلم یکی از مهمترین فیلمهای تاریخ سینماست و منتقدان همیشه آن را برمیگزینند، بهویژه بهخاطر تکنیک تدوینی که آن زمان پیشگامانه بود. هدف آیزنشتاین ساختن روایتی روان نبود؛ او برش را بیشتر امکانی میدانست برای برخورد تصاویر با یکدیگر.
بهزودی «رزمناو پوتمکین» در خارج از شوروی هم نمایش داده شد. ناوم کلایمان، تاریخنگار سینمای روسیه و از بنیانگذاران آرشیو سرگئی آیزنشتاین، گفته است پوتمکین به نوعی نقش رزمناو نداشت، بلکه نقش یخشکن را بازی کرد و محاصره پیرامون سینمای شوروی آن زمان را درهم شکست.
فیلم به این ترتیب به آلمان رسید، اما ابتدا ممنوع شد. در آن زمان تنها کمونیستها از آن دفاع نکردند؛ لِوی، نماینده سوسیالدموکرات، هم در رایشستاگ گفت این فیلم یک فیلم ایدئال سوسیالدموکراتیک است و سوسیالدموکراسی در آلمان مجاز است. این ماجرا در ۱۹۲۶ رخ داد، زمانی که رایش آلمان از بحران حکومتی به بحران دیگر میافتاد.
یوزف گوبلز، که بعدها وزیر تبلیغات نازیها شد و خود استاد دستکاری افکار بود، صریحاً نسبت به این فیلم هشدار داد: اگر امروز یک ناسیونالیست «رزمناو پوتمکین» را ببیند، خطر کمونیست شدنش وجود دارد، چون فیلم بسیار خوب ساخته شده است.
سرانجام در ۲ اکتبر ۱۹۲۶، پس از ماهها کشوقوس، نهاد سانسور آلمان اجازه نمایش فیلم را صادر کرد. پیشتر پخشکننده آلمانی صحنههایی را که در آن افسران به دریا پرتاب میشوند حذف کرده بود. قتلعام روی پلههای بندر و صحنه کالسکه هم ملایمتر شد.
در صد سال بعد، فیلم بارها مطابق خواست قدرتمندان هر دوره دستکاری شد. به گفته گریتسن، برای جمهوری دموکراتیک آلمان (آلمان شرقی) نیز نسخهای کوتاهتر ساخته شد. در سال ۲۰۰۵ انو پاتالاس از موزه فیلم مونیخ به همراه ناوم کلایمان از موزه فیلم مسکو دست به ابتکار زدند تا فیلم بازسازی شود. تدوین اصلی «رزمناو پوتمکین» از بین رفته است، اما خوشبختانه بازسازی بسیار به نسخه اصلی نزدیک است.








دیدگاهتان را بنویسید