آرامش بعد از توفان
—————–برای دخترم روژین و نوازد کوچکش نلا
نه به غریو ِ رعد و توفان امید بستم
نه به سیلاب خروشان ابر و تگرگ
به داوری نسیم و خاک
به تو دل بستم
به جویباری کوچک
و به آرامش جوانهی نورس که در تو شکل میگیرد
و معنا میبخشد
به باران ، به رود ، به دویدن
و آرامش بعد از توفان
بسان سروی کوهی از دل سنگ، که شگفتیرا
. معنا میبخشد
جهان زیبا را نوزادن قطره و شبنم میسازند
که در تلالو آفتاب میدرخشند
و اقیانوس ها در در خشش آن
سر به شانهی ساحل پهلو میگیرند
سروا!
آزادی موهبتیست مادرانه، بند ناف نوزادیست
که به مقراض عشق بریده میشود
و چونان گل سرخی به جهان پرتاب میشود
تا کلید خانه ها را به دریا افکنیم
و گسستن زنجیر ها وشکستن قفل ها را
نعرهی بلند آنگونه برآریم
که رهایی را سزاوار است
علی صبوری
آبان / ۱۴۰۵








دیدگاهتان را بنویسید