بهار عزبی در تونس هنگامی که شعله کشید، برای مردم امید بود و برای آمریکا، فرانسه، انگلیس، عربستان، امارات و شبکههای سیاسی همسو با امپریالیسم و صهیونیسم زنگ خطر. آنان دیدند که مردم بدون فرمان خارجی و بدون حزب وابسته، یک نظام پوسیده را فرو ریختند؛ لرزشی که اگر ادامه مییافت، میتوانست سراسر منطقه را از چنگ سلطه بیرون بکشد. از همان لحظه، عملیات خاموشِ متلاشیسازی آغاز شد؛ عملیاتی که نه با تانک، بلکه با گرسنگی، ترس، آشوب و وارونگی روایت پیش رفت.
نخست، فشار مالی بود: کاهش سرمایهگذاری، بستن راه وامها، و تنگنای بانکی. این فشار مردم تونس را از آرمان انقلاب به سمت نان روزانه کشاند. سپس شکافهای داخلی بزرگ شد: شکاف میان سکولار و مذهبی، میان شهر و روستا، میان نسل جوان و نسل پیر. رسانههای وابسته به امپریالیسم و صهیونیسم هر اختلاف کوچک را به بحران ملی تبدیل کردند. آشوب سیاسی، مردم را از هدف اصلی دور کرد: ساختن یک نظام مستقل و مردمی.
در گام بعد، شبکههای امنیتی آموزشدیده زیر نظر آمریکا و فرانسه، با ساختن بحرانهای امنیتی و بزرگنمایی خطر گروههای تندرو، مردم را به سمت پذیرش بازگشت نظم قدیم سوق دادند. عربستان و امارات با پولهای کلان، گروههای سیاسی وابسته را تقویت کردند تا مسیر انقلاب منحرف شود. همزمان، رسانههای جهانی روایت انقلاب را وارونه کردند: انقلاب کرامت تبدیل شد به «هیجان بیبرنامه» و «اشتباه جوانان». وقتی مردم باور کنند که انقلابشان اشتباه بوده، انقلاب خودبهخود خاموش میشود.
در همین چارچوب، امپریالیسم و صهیونیسم از آشوب جهان عرب سود بردند ، میبرند؛ زیرا بیثباتی، امکان شکلگیری یک بلوک مستقل عربی را از میان برد و میبرد . این طرح برنامه نه مردم، بلکه شبکههای سیاسی و رسانهای وابسته را تقویت کرد و میکند تا هر جنبش مردمی که بوی استقلال بدهد، در نطفه خفه شود.
اینجا پیوند با «پنجاهوهفتیها» در ایران روشن میشود. پنجاهوهفتیها نیروهای انقلابی وفادار به استقلال و عدالت بودند و هستند؛ نیروهایی که انقلاب را با آرمان رهایی از سلطه آغاز کردند و از همان لحظهٔ پیروزی، هدف حملهٔ ضدانقلاب قرار گرفتند. ضدانقلاب ـ چه درونمرزی و چه برونمرزی ـ با تکیه بر همان سازوکارهای سلطهٔ جهانی، تلاش کرد و میکند حرکت پنجاهوهفتیها را با هر دسیسه و ترفند سرکوب یا منحرف کند: وارونگی روایت، بزرگنمایی بحران، ترویج ناامیدی، ساختن تصویر شکست، و تبدیل اختلافهای طبیعی جامعه به شکافهای فلجکننده.
ضدانقلاب، که در ادبیات سیاسی به مزدوران وابسته شناخته میشود، دقیقاً همان الگوی تونس را به کار گرفت: تهیسازی از درون، نه سرکوب مستقیم؛ ساختن روایت شکست، نه تحلیل واقعیت؛ تبدیل آرمان استقلال به «اشتباه تاریخی»، نه دستاورد مردمی. آنان با بهرهگیری از رسانههای وابسته به آمریکا، فرانسه، انگلیس تلاش کردندو میکنند حرکت پنجاهوهفتیها را بیاعتبار کنند و آن را به «هیجان»، «بیبرنامگی» یا «خطای تاریخی» تقلیل دهند.
در پایان، همانگونه که تونس با فشار مالی، آشوب سیاسی، ترس امنیتی و وارونگی رسانهای از درون متلاشی شد، ضدانقلاب نیز در ایران کوشید با همان ابزارها حرکت پنجاهوهفتیها را مهار کند. سازوکار سلطه همیشه یکسان است: انقلاب را نمیکشند، بلکه آن را از درون میپوسانند تا مردم خود، بیآنکه بدانند، به گذشته بازگردند. اما پنجاهوهفتیها ـ بهعنوان نیروی وفادار به استقلال ـ همان مانعی هستند که این سازوکار را ناکام میکند
علی دهقانی
.








پاسخی بگذارید