پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

عشقی خالص وبی ریا- از سایت انجمن فرهنگی همدلان دانمارک

سلين ديون ۱۲ ساله بود که با او آشنا شد. رنه خانه‌اش را گرو گذاشت تا او را به یک ستاره تبدیل کند. او نه سال است که رفته است. و سلن هرگز مرد دیگری را نبوسیده است.

در سال ۱۹۸۰، دختری ۱۲ ساله از یک خانواده فقیر فرانسوی-کانادایی با آهنگی که با مادرش نوشته بود وارد دفتری در مونترال شد. نام او سلین دیون بود. او خجالتی و آرام بود چون بین دندان‌های پيش فاصله داشت که باعث خجالت او می‌شد.

مردی که آن روز با او ملاقات کرد رنه آنجلیل، مدیر موسیقی ۳۸ ساله و خواننده سابق بود. او صدها هنرمند را دیده و شنیده بود. اکثر آنها فراموش‌شدنی بودند.

سپس سلین دهانش را باز کرد و آواز خواند.

رنه بعداً گفت که شروع به گریه کرد. همانجا در دفترش، در حالی که به این کودک کوچک و خجالتي گوش می‌داد، می‌دانست: این صدا دنیا را تغییر خواهد داد.

اما او یک مشکل داشت. خانواده سلین پولی نداشتند. او هیچ آموزش حرفه‌ای ندیده بود. و حساب بانکی خود رنه هم به هیچ وجه چشمگیر نبود. اگر قرار بود سلین دیون را به یک ستاره تبدیل کند، برای ضبط ، تولید یک آلبوم و شروع یک حرفه به پول نیاز داشت.

بنابراین رنه آنجلیل به بانک خود رفت و خانه‌اش را گرو گذاشت.

او همه چیز – خانه‌اش، امنیت مالی‌اش، تمام آینده‌اش – را روی صدای یک دختر ۱۲ ساله شرط بست.

این مدیریت نیست. این باور است.

🌹

برای چند سال بعد، رنه مدیر، مربی و محافظ سلین شد. او تمام جنبه‌های حرفه او را کنترول می‌کرد. او سخت‌گیر، دقیق و کاملاً از پتانسیل او مطمئن بود. او را مجبور به شرکت در كورسهاي زبان انگلیسی کرد. او را برای ترمیم دندان‌هایش به دندانپزشک فرستاد. او آهنگ‌ها، چهره و مسیر سلین را انتخاب کرد.

و سلین کاملاً به او اعتماد داشت.

اما در جایی از مسیر، چیزی تغییر کرد. همانطور که سلین از یک نوجوان به یک زن جوان تبدیل می‌شد، رابطه تغییر کرد. در ۱۹ سالگی، او عاشق مردی شده بود که تمام زندگی‌اش را شکل داده بود. رنه ۴۵ ساله بود. او هنوز از نظر فنی مدیر او بود.

رنه هم او را دوست به شدت دوست داشت. بلکه به خاطر حرف مردم. اختلاف سنی. عدم تعادل قدرت. اتهاماتی که مطرح میشد. او سعی کرد فاصله‌اش را حفظ کند. سعی کرد حرفه‌ای باقی بماند.
سلین به او گفت که او را دوست دارد و برایش مهم نیست که دیگران چه فکری می‌کنند. او حالا یک بزرگسال شده بود و خودش انتخاب می‌کرد و او رنه را انتخاب کرد.

در سال ۱۹۸۷، وقتی سلین ۱۹ ساله بود، آنها بالاخره با هم ازدواج کردند. اما آنها سال‌ها این موضوع را مخفی نگه داشتند، چون می‌دانستند که دنیا آنها را به شدت قضاوت خواهد کرد.

و دنیا قضاوت کرد. وقتی بالاخره در سال ۱۹۹۲ این موضوع را علنی کردند، انتقادات بی‌رحمانه بود. مردم رنه را یک متجاوز می‌نامیدند. می‌گفتند که از او استفاده کرده است. می‌گفتند که این رابطه نامناسب، غیراخلاقی و استثمارگرانه است.

رنه و سلین همه این حرف‌ها را شنیدند. و اهمیتی ندادند.

در سال ۱۹۹۴، وقتی سلین ۲۶ ساله و رنه ۵۲ ساله بود، در مراسمی مفصل در کلیسای نوتردام مونترال که به صورت زنده از تلویزیون کانادا پخش می‌شد، ازدواج کردند. سلین لباس عروسی با دنباله ۶ متری به تن داشت. رنه در حین ادای سوگندش گریه کرد.

در آن زمان، سلین در حال تبدیل شدن به یک سوپرستار جهانی بود. آلبوم‌های انگلیسی زبان او در صدر جدول‌ها قرار داشتند. او در المپیک، مراسم اسکار، برای روسای جمهور و خانواده سلطنتی آواز می‌خواند. در سال ۱۹۹۷، آهنگ “قلب من ادامه خواهد داد” از فلم تیتانیک به یکی از پرفروش‌ترین تک‌ آهنگ‌های تمام دوران تبدیل شد. در تمام این مدت – هر جایزه‌ای، هر سالونی که تكت هایش فروخته می‌شد، هر نقطه عطفی – رنه آنجا بود. نه فقط به عنوان مدیر برنامه‌هایش، بلکه به عنوان شریک زندگی‌اش، همه چیزش.

سلین بعداً گفت: “رنه تنها مردی بود که تا به حال بوسیده‌ام. تنها مردی که تا به حال دوست داشته‌ام.”

در دنیایی که روابط سلبریتی‌ها دائماً از درون متلاشی می‌شود، جایی که ازدواج‌ها ماه‌ها طول می‌کشد و عشق یکبار مصرف است، سلین دیون فقط با یک نفر بوده است. به انتخاب خودش.

آنها سه فرزند با هم داشتند: رنه-چارلز در سال ۲۰۰۱ و دوگانكي ها، نلسون و ادی در سال ۲۰۱۰.

رنه ۶۸ ساله بود که دو فرزند اخر به دنیا آمدند. او از قبل با مشکلات سلامتی دست و پنجه نرم می‌کرد. اما او آنجا بود، پسران تازه متولد شده‌اش را در آغوش گرفته بود و از شادی گریه می‌کرد.

چهار سال بعد، در سال ۲۰۱۴، رنه به سرطان گلو مبتلا شد.

سرطان شدید بود. درمان وحشیانه بود. سلین حرفه خود را به حالت تعلیق درآورد – اجراهای خود را لغو کرد، از قراردادهای میلیون دلاری صرف نظر کرد – تا از او مراقبت کند. به او غذا داد، او را حمام ميبرد، در طول شیمی درمانی کنارش نشست و وقتی درد غیرقابل تحمل بود، او را در آغوش ميگرفت.

او تمام زندگی بزرگسالی خود را صرف اجرای برنامه برای میلیون‌ها نفر کرده بود. حالا او برای یک مخاطب یک نفره اجرا می‌کرد: مردی که در ۱۲ سالگی همه چیز را روی او شرط بسته بود.

رنه آنجلیل در ۱۴ جنوري ۲۰۱۶ درگذشت. او ۷۳ ساله بود. سلین ۴۷ ساله بود.

در مراسم تشییع جنازه ، سلين یک دسته قطعه در تابوتش گذاشت – رنه یک بازیکن پوکر پرشور بود. او همچنین عکسی از خانواده‌شان را در مراسم گذاشت. او آواز خواند. گریه کرد. او با تنها مردی که تا به حال دوست داشته بود خداحافظی کرد.

و سپس تصمیمی گرفت: به اجرا ادامه دهد.

نه به این دلیل که به پول نیاز داشت – ثروت سلین دیون بیش از ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود. نه به این خاطر که به شهرت نیاز داشت – او از قبل یکی از مشهورترین خوانندگان تاریخ بود.

او به اجرا ادامه داد زیرا این همان چیزی بود که رنه می‌خواست. زیرا تمام زندگی مشترکشان بر اساس صدای او، استعدادش، چیزی که رنه خانه‌اش را گرو گذاشته بود تا با جهان به اشتراک بگذارد، ساخته شده بود.

ده ماه پس از مرگ رنه، سلین به محل اقامتش در لاس وگاس بازگشت. هر شب، او در مقابل هزاران نفر روی صحنه می‌رفت و از ته دل می‌خواند. هر شب، رنه را در میان تماشاگران تصور می‌کرد که با افتخار تماشا می‌کند.

او گفت: “من روی صحنه با او در قلبم اجرا می‌کنم. هنوز هم عمیقاً احساس می‌کنم که با او ازدواج کرده‌ام.”

از زمان مرگ رنه، سلین هرگز با کسی قرار نگذاشته است. هرگز با مرد دیگری دیده نشده است. هرگز هیچ علاقه‌ای به رابطه عاشقانه ابراز نکرده است. وقتی در این مورد از او سوال می‌شود، واضح می‌گوید: “قلب من هنوز متعلق به اوست.”

نه سال گذشته است. او ۵۶ ساله است. زیبا، مشهور، ثروتمند، موفق. او می‌تواند هر کسی را داشته باشد.

او کسی را جز رنه نمی‌خواهد. او ميگويد: «هر شب، با این تصور که او درست کنارم است، به خواب می‌روم. رنه همیشه بخشی از من خواهد بود.»

داستان سلين دیون چیزهای زیادی است – داستانی از فقر به ثروت، یک میراث موسیقی، یک امپراتوری تجاری. اما در اصل، یک داستان عاشقانه است. یک داستان عاشقانه‌ی پیچیده، بحث‌برانگیز و عمیقاً واقعی بین دو نفر که یکدیگر را انتخاب کردند .

رنه آنجلیل خانه‌اش را روی صدای یک دختر ۱۲ ساله شرط بست.

سلن دیون تمام قلبش را روی او شرط بست.

هر دو برنده شدند.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب