پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

بازگشت تبعیدی- مصطفی خلجی

در ادبیات، بازگشت تبعیدی به وطن یکی از قدیمی‌ترین مضامین است؛ از بازگشت اولیس به وطنش در ادبیات یونان باستان تا روایت‌های مدرن نویسندگانی که از حکومت‌های استبدادی گریخته‌اند.

تقریبا در همه آثار، تبعیدی در بازگشت، با سرزمینی مواجه می‌شود که هم آشناست و هم بیگانه؛ و مهم‌تر از آن، خودش دیگر همان انسانی نیست که روزی آنجا را ترک کرده بود.

ادبیات نشان می‌دهد تفاوت «وطن موجود در حافظه تبعیدی» و «وطن واقعی» گاه از تفاوت میان دو کشور مجزا بیشتر است.

با این حال، اولیس پس از سال‌ها جنگ و سرگردانی به خانه بازمی‌گردد تا نظم ازدست‌رفته را بازیابد، اما ادبیات مدرن، به‌ویژه از هنگامی که تبعید سیاسی به تجربه‌ای گسترده تبدیل شد، این الگو را وارونه کرد.

در ادبیات مدرن، تبعیدی غالبا به خانه‌ای بازمی‌گردد که نظم آن نه‌تنها از دست رفته، بلکه ممکن است به دست همان قدرتی دگرگون شده باشد که او را وادار به ترک وطن کرد.

ادوارد سعید در مقاله معروف «تاملاتی درباره تبعید»، تبعید را «شکافی درمان‌ناپذیر» میان انسان و موطنش می‌داند.

از نگاه او، تبعید فقدان مکان نیست بلکه تجربه‌ای است که رابطه با هویت، زبان و گذشته را تغییر می‌دهد. به همین دلیل، بازگشت، الزاما درمان تبعید نیست.

این وضعیت در ادبیات اروپای شرقی صورتی سیاسی‌تر پیدا کرد و نمونه مهم آن میلان کوندراست.

رابطه کوندرا با وطن هنگامی که سرانجام امکان بازگشت فراهم شد، دیگر رابطه‌ای ساده و نوستالژیک نبود. او مفهوم «خانه» را زیر سوال برد و گفت آیا تصور ما از وطن و ریشه‌داشتن، خود نوعی افسانه نیست؟

در اینجا بازگشت، به یک مسئله اخلاقی و فلسفی تبدیل می‌شود: آیا می‌توان به کشوری بازگشت که حکومتش، انسان و انسانیت را رانده است؟

موضع جوزف برودسکی هم مشابه بود. او امتناع تبعیدی از بازگشت را بخشی از منطق ادبی و فکری خود می‌دانست و نمی‌خواست بازگشت را به یک «سفر توریستی» تقلیل دهد.

نویسندگان بزرگ معاصر عمدتا امتناع تبعیدی از بازگشت را به‌عنوان آخرین شکل استقلال او مطرح کرده‌اند.

همچنین بر خلاف روایت‌های کلاسیک که خانه «مقصد» است، در ادبیات مدرن، خانه به پرسش تبدیل می‌شود و هنگامی که وطن زیر سلطه استبداد باشد، این پرسش جدی‌تر می‌شود.

دیگر تبعیدی نمی‌پرسد «می‌توانم برگردم؟»، می‌پرسد «به چه چیزی بازمی‌گردم؟»

ادبیات، برخلاف سیاست، می‌تواند تبعید را بدون پایان‌بندی «بازگشت خوش» روایت کند و نویسنده، وطن ازدست‌رفته را برای تبعیدی به سکونت در زبان و فرهنگ مادری‌اش تبدیل می‌کند؛ در هر جای دنیا.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب