پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

سودابه اردوان؛ نقاشی علیه فراموشی از دیوارهای اوین و قزل‌حصار تا حافظه‌ای که هنوز سخن می‌گوید

اما آنچه روایت اردوان را از بسیاری از خاطرات زندان متمایز می‌کند، تنها آن چیزی نیست که به یاد سپرده است؛ بلکه آن چیزی است که در همان زندان به تصویر کشیده است.

او در شرایطی که داشتن ساده‌ترین ابزار نقاشی می‌توانست خطرآفرین باشد، بر تکه‌های کوچک کاغذ، زندگی زنان زندانی را ثبت می‌کرد: سلول‌های انفرادی، راهروها، خوابیدن زندانیان در فضای فشرده، انتظار، اندوه، دوستی‌ها، لحظه‌های تنهایی و گاه همان اندک روزنه‌های امید. حتی در سلول انفرادی، وقتی مداد و قلم در اختیار نداشت، از امکانات ابتدایی برای نقاشی استفاده می‌کرد. بخشی بزرگی از این آثار توسط زندانبانان از میان رفت، اما شماری از آنها مخفیانه از زندان خارج شد. بیش از دویست طرح و تصویر از این تجربه‌ها بعدها در ارتباط با کتاب و آثار او معرفی شده‌اند.

در یکی از روایت‌های او از قزل‌حصار، اصطلاح هولناک «شب‌های بی‌نهایت» ظاهر می‌شود؛ شبی که در واقع یک شب نبود. زندانیان را با چشم‌بند و چادر در راهروی سرد، رو به دیوار نگه می‌داشتند و ساعت‌ها کتک می‌زدند. این مجازات شب پس از شب تکرار شد. در چنین فضایی، نقاشی برای اردوان دیگر صرفاً فعالیت هنری نبود؛ شکلی از مقاومت در برابر محو شدن انسان و حافظه بود.

سال‌ها بعد خود او نیز برای این کار تعبیر روشنی به کار برد: «مستندسازی علیه جنایت و شکنجه».

در سال ۲۰۱۹، در برنامه‌ای در کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین با عنوان «علیه فراموشی»، اردوان تأکید کرد که بازگویی آنچه بر زنان زندانی دهه شصت گذشته، با همه دردناکی آن، مسئولیتی تاریخی است. او از شکنجه، سرکوب و خشونت جنسی علیه زنان زندانی سخن گفت و بر ضرورت شکستن سکوت بازماندگان تأکید کرد.

این نگاه، شاید کلید فهم آثار سودابه اردوان باشد: هنر نزد او حافظه است.

او پس از خروج از ایران و مهاجرت به سوئد در سال ۱۹۹۶، فعالیت هنری و اجتماعی خود را ادامه داد. خاطرات و نقاشی‌های زندان او در کتاب «یادنگاره‌های زندان» منتشر شد؛ کتابی که متن و تصویر را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد تا چیزی را روایت کند که تنها با کلمات نمی‌توان به تمامی بیانش کرد. نقاشی‌های او در رسانه‌ها و محافل حقوق بشری نیز بازتاب یافته‌اند و به‌عنوان شهادتی تصویری از زندگی زندانیان سیاسی ایران معرفی شده‌اند.

در یکی از روایت‌های منتشرشده از او، نقاشی در سلول به شکل عجیبی با مسئله بقا پیوند می‌خورد: سایه خود را روی دیوار می‌بیند و دور آن خط می‌کشد؛ با کشیدن یک خط، گویی در سلول دیگر تنها نیست. همین تصویر کوچک شاید بیش از بسیاری از توضیحات نظری نشان دهد که هنر در آن سال‌ها برای او چه معنایی داشته است: راهی برای حفظ خود، حفظ دیگری و حفظ انسانی که زندان می‌خواست از میان ببرد.

پیوندی که با «درنگ» ادامه یافته است

آشنایی و همکاری ما با سودابه اردوان تنها به گذشته و روایت زندان محدود نمانده است. او طی سال‌های گذشته با گاهنامه‌ها و فصلنامه‌هایی که از سوی ما منتشر شده‌اند همکاری ارزشمندی داشته است. آثار سودابه اردوان بر روی جلد گاهنامه‌های شماره دو و سه نیز منتشر شده‌اند؛ حضوری که برای ما صرفاً استفاده از یک اثر هنری نبود، بلکه پیوندی میان هنر، حافظه تاریخی و ادبیاتی بود که نمی‌خواهد در برابر سرکوب و فراموشی خاموش بماند.

این همکاری تا امروز نیز معنای خود را حفظ کرده است. سودابه اردوان، پس از دهه‌ها زندگی در تبعید، همچنان در فضای مجازی حضور دارد، نسبت به تحولات اجتماعی و سیاسی بی‌تفاوت نمانده و در عرصه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند. برای کسانی که با او همکاری و ارتباط داشته‌اند، او فقط راوی گذشته نیست؛ همچنان بخشی از اکنونی است که برای آزادی، برابری و دادخواهی سخن می‌گوید.

شاید مهم‌ترین ویژگی کار سودابه اردوان نیز همین باشد. او زندان را به خاطره‌ای شخصی تقلیل نداد. آنچه بر خودش و هم‌بندی‌هایش گذشته بود، به نقاشی، کتاب، سخنرانی و سند تبدیل کرد و از مرزهای زندان و حتی مرزهای ایران بیرون برد.

در جمهوری اسلامی بسیاری را کشتند؛ بسیاری را شکنجه کردند؛ بسیاری از نام‌ها و روایت‌ها را کوشیدند از حافظه عمومی حذف کنند. اما همیشه کسانی باقی ماندند که شهادت دادند.

سودابه اردوان یکی از آنان است.

و نقاشی‌های کوچک او، که روزی باید از چشم زندانبان مخفی می‌ماندند، امروز دیگر فقط نقاشی نیستند؛ شهادت‌هایی‌اند علیه فراموشی.

سودابه اردوان؛ نقاشی علیه فراموشی
از دیوارهای اوین و قزل‌حصار تا حافظه‌ای که هنوز سخن می‌گوید

بعضی تصویرها برای زیبایی آفریده نمی‌شوند؛ برای آن آفریده می‌شوند که چیزی از حافظه جهان پاک نشود هر چند با زبان هنر بیان می شوند. نقاشی‌های سودابه اردوان از زندان‌های اوین و قزل‌حصار از همین جنس‌اند: تصاویری کوچک که در فضایی آکنده از ترس، سرکوب و مرگ شکل گرفتند، اما سال‌ها بعد به اسنادی بزرگ از یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر ایران بدل شدند.

سودابه اردوان، نقاش، نویسنده و مددکار اجتماعی، زاده تبریز است. برای ادامه تحصیل در رشته معماری داخلی به تهران رفت. در سال ۱۳۶۰، هنگامی که تنها ۲۳ سال داشت، به دلیل فعالیت سیاسی دستگیر شد و هشت سال از زندگی خود را در زندان‌های اوین و قزل‌حصار گذراند؛ سال‌هایی که بخش بزرگی از سرکوب نیروهای سیاسی در دهه ۱۳۶۰ و سرانجام کشتار زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را دربرمی‌گرفت. منابع متعدد نیز هشت سال زندان و حضور او در اوین و قزل‌حصار را ثبت کرده‌اند.

اما آنچه روایت اردوان را از بسیاری از خاطرات زندان متمایز می‌کند، تنها آن چیزی نیست که به یاد سپرده است؛ بلکه آن چیزی است که در همان زندان به تصویر کشیده است.

او در شرایطی که داشتن ساده‌ترین ابزار نقاشی می‌توانست خطرآفرین باشد، بر تکه‌های کوچک کاغذ، زندگی زنان زندانی را ثبت می‌کرد: سلول‌های انفرادی، راهروها، خوابیدن زندانیان در فضای فشرده، انتظار، اندوه، دوستی‌ها، لحظه‌های تنهایی و گاه همان اندک روزنه‌های امید. حتی در سلول انفرادی، وقتی مداد و قلم در اختیار نداشت، از امکانات ابتدایی برای نقاشی استفاده می‌کرد. بخشی بزرگی از این آثار توسط زندانبانان از میان رفت، اما شماری از آنها مخفیانه از زندان خارج شد. بیش از دویست طرح و تصویر از این تجربه‌ها بعدها در ارتباط با کتاب و آثار او معرفی شده‌اند.

در یکی از روایت‌های او از قزل‌حصار، اصطلاح هولناک «شب‌های بی‌نهایت» ظاهر می‌شود؛ شبی که در واقع یک شب نبود. زندانیان را با چشم‌بند و چادر در راهروی سرد، رو به دیوار نگه می‌داشتند و ساعت‌ها کتک می‌زدند. این مجازات شب پس از شب تکرار شد. در چنین فضایی، نقاشی برای اردوان دیگر صرفاً فعالیت هنری نبود؛ شکلی از مقاومت در برابر محو شدن انسان و حافظه بود.

سال‌ها بعد خود او نیز برای این کار تعبیر روشنی به کار برد: «مستندسازی علیه جنایت و شکنجه».

در سال ۲۰۱۹، در برنامه‌ای در کانون پناهندگان سیاسی ایرانی در برلین با عنوان «علیه فراموشی»، اردوان تأکید کرد که بازگویی آنچه بر زنان زندانی دهه شصت گذشته، با همه دردناکی آن، مسئولیتی تاریخی است. او از شکنجه، سرکوب و خشونت جنسی علیه زنان زندانی سخن گفت و بر ضرورت شکستن سکوت بازماندگان تأکید کرد.

این نگاه، شاید کلید فهم آثار سودابه اردوان باشد: هنر نزد او حافظه است.

او پس از خروج از ایران و مهاجرت به سوئد در سال ۱۹۹۶، فعالیت هنری و اجتماعی خود را ادامه داد. خاطرات و نقاشی‌های زندان او در کتاب «یادنگاره‌های زندان» منتشر شد؛ کتابی که متن و تصویر را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد تا چیزی را روایت کند که تنها با کلمات نمی‌توان به تمامی بیانش کرد. نقاشی‌های او در رسانه‌ها و محافل حقوق بشری نیز بازتاب یافته‌اند و به‌عنوان شهادتی تصویری از زندگی زندانیان سیاسی ایران معرفی شده‌اند.

در یکی از روایت‌های منتشرشده از او، نقاشی در سلول به شکل عجیبی با مسئله بقا پیوند می‌خورد: سایه خود را روی دیوار می‌بیند و دور آن خط می‌کشد؛ با کشیدن یک خط، گویی در سلول دیگر تنها نیست. همین تصویر کوچک شاید بیش از بسیاری از توضیحات نظری نشان دهد که هنر در آن سال‌ها برای او چه معنایی داشته است: راهی برای حفظ خود، حفظ دیگری و حفظ انسانی که زندان می‌خواست از میان ببرد.

پیوندی که با «درنگ» ادامه یافته است

آشنایی و همکاری ما با سودابه اردوان تنها به گذشته و روایت زندان محدود نمانده است. او طی سال‌های گذشته با گاهنامه‌ها و فصلنامه‌هایی که از سوی ما منتشر شده‌اند همکاری ارزشمندی داشته است. آثار سودابه اردوان بر روی جلد گاهنامه‌های شماره دو و سه نیز منتشر شده‌اند؛ حضوری که برای ما صرفاً استفاده از یک اثر هنری نبود، بلکه پیوندی میان هنر، حافظه تاریخی و ادبیاتی بود که نمی‌خواهد در برابر سرکوب و فراموشی خاموش بماند.

این همکاری تا امروز نیز معنای خود را حفظ کرده است. سودابه اردوان، پس از دهه‌ها زندگی در تبعید، همچنان در فضای مجازی حضور دارد، نسبت به تحولات اجتماعی و سیاسی بی‌تفاوت نمانده و در عرصه‌های اجتماعی فعالیت می‌کند. برای کسانی که با او همکاری و ارتباط داشته‌اند، او فقط راوی گذشته نیست؛ همچنان بخشی از اکنونی است که برای آزادی، برابری و دادخواهی سخن می‌گوید.

شاید مهم‌ترین ویژگی کار سودابه اردوان نیز همین باشد. او زندان را به خاطره‌ای شخصی تقلیل نداد. آنچه بر خودش و هم‌بندی‌هایش گذشته بود، به نقاشی، کتاب، سخنرانی و سند تبدیل کرد و از مرزهای زندان و حتی مرزهای ایران بیرون برد.

در جمهوری اسلامی بسیاری را کشتند؛ بسیاری را شکنجه کردند؛ بسیاری از نام‌ها و روایت‌ها را کوشیدند از حافظه عمومی حذف کنند. اما همیشه کسانی باقی ماندند که شهادت دادند.

سودابه اردوان یکی از آنان است.

و نقاشی‌های کوچک او، که روزی باید از چشم زندانبان مخفی می‌ماندند، امروز دیگر فقط نقاشی نیستند؛ شهادت‌هایی‌اند علیه فراموشی.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب