آبان را برای آه
آبان را برای آخ
آبان را برای گریه
آفریده اند
آبان را برای خواندن
آبان را برای خیزش باد در درختان
آبان را برای زدن رگ ابر
در خیابان
آفریده اند
آبان را برای گلو
آبان را
برای بستن رنگین کمان به گلوله
آبان را
برای گریه افریده اند
اینها اگر چه
کوه ها را از داخل تهی کرده
دره های بین ما عمیق تر شده
برف را از سر کوه ها برداشته
ابرها را تارومار
باران را تبعید
اما در این هم آه و آخ و گلو و گلوله
کسی در انتظار تو
بادستانی پر از گندم و گناه
هنوز با گاوآهن
درون من شخم می زند
سیروس امیری زنگنه








پاسخی بگذارید