نزدیک به نیم قرن پس از مرگ ژان پل سارتر، بعضی او را «وصله ناجور» روشنفکری قرن
بیستم معرفی میکنند تا برای همیشه از شرش خلاص شوند.
میگویند اندیشههای سارتر رنگوبوی گذشته را گرفته و اگر بخوانیمش برای آن است که «پروندهاش را ببندیم».
حتی در فرانسه، زادگاه این نویسنده هم او دیگر «آلامد» یا «اسطوره» نیست و اگر کتابی دربارهاش چاپ میشود صرفا برای بررسی یک چهره قرن گذشته است؛ از جمله کتاب جدید «سارتر برای یادآوری» نوشته میشل وینوک، مورخ فرانسوی که به تازگی منتشر شده.
وینوک، تاریخنگار متخصص تاریخ سیاسی و فکری سدههای نوزدهم و بیستم است که مقالات و کتابهای پژوهشی متعددی درباره تاریخ اندیشهها و سیاست نوشته و جایزه گنکور زندگینامه را برای کتاب «مادام دو اِستال» دریافت کرده است.
سارتر در نیمه دوم قرن بیستم یکی از چهرههای مسلط روشنفکری فرانسه و حتی جهان بود، اما این کتاب به خوبی نشان میدهد که پژوهشگران اکنون با فاصله به رفتارها و اندیشههای او مینگرند.
با این حال، آنان به این نتیجه رسیدهاند برای فهم سارتر به طور خاص و اساسا روشنفکر به طور عام، باید میان میراث ادبی و فکریاش از یک سو، و تناقضها و خطاهای سیاسی او تمایز گذاشت.
نویسنده در این کتاب مینویسد سارتر در دوران اشغال فرانسه رفتارهایی «فرصتطلبانه» داشت، اما تقلیل دادن سارتر به یک «فرصتطلب»، به معنای نادیده گرفتن اهمیت تاریخی و ادبی اوست.
او میگوید سارتر نه آن قهرمان و وجدان اخلاقی روشنفکران است که مدافعانش میگویند و نه آن «افراطی» است که دشمنانش بر آن تاکید میکند. بلکه «پدیده سارتر» چنان چندوجهی است که نمیتوان به سادگی درباره او قضاوت کرد.
اما آن چه طرفدران و مخالفان بر آن تاکید دارند، ارزش آثار ادبی اوست از جمله «تهوع» و به ویژه «کلمات».
کلمات، در ابتدا قرار بود اثری با عنوان «ژان بیسرزمین» باشد که در آن، تاریخ سیاسی، رویدادهای زمانه و تعهد سیاسی خود سارتر روایت شود، ولی پس از سالها نگارش و بازنویسی، مسیر اثر تغییر کرد و نویسنده تمرکز خود را بر دوران کودکی و کشف ادبیات گذاشت.
سارتر در گفتگو با سیمون دوبووار میگوید قصدش از نوشتن این کتاب این بود که میخواست بر ادبیاتی که در جوانی دنبال کرده بود «نقطه پایانی» بگذارد و از آن پس خود را وقف «ادبیات متعهد و سیاسی» کند.
اما از قضای روزگار، سارتر بعد از کلمات، نوشتن اثری درباره گوستاو فلوبر را آغاز کرد که لزوما ادبیات سیاسی نبود.
سارتر همچنان مسحور جادوی ادبیات بود: «تلاش برای کشف حقیقتی که نویسنده بیان میکرد. این مسئله برایم بسیار مهم بود.»








دیدگاهتان را بنویسید