پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

طرح‌هایی از خالد بایزیدی(دلیر) برای غربت و تنهایی در وطن خویش


………………………..
«طرح»
آه…!
درهمان راهی گم شدم
که درکودکی‌هایم
گم شده بودم
…………………………
«طرح»
بعد از این‌ همه سال
هنوز!
جای بسیاری ازرنگ‌ها
درخیال زندگی‌ام
چه خالی‌اند
…………………………..
«طرح»
مانکنی زیبا
پشت ویترین مغازه
تک وتنها
ومسافری غریب
غرق درتماشا
………………………….
«طرح»
این دست وپا
چقدردست وپاگیرند!
کاش به جای آن
بال وپری داشتم
……………………….
«طرح»
گاه درتنهایی
خود را پنهان می‌کنم
شش میلیاردانسان نیزانگار
برای رفع تنهایی‌ام
کفایت نمی‌کند
آه …!
درین ازدحام چقدرتنهایم
……………………………
«طرح»
کسی مرا نمی‌شناسد
پرنده‌ای تبعید شده‌ام
که مراهیچ آسمانی نیست
نه ساکن آن کره‌ام
نه این…
تنها پرنده‌ای کنجکاوم
که می‌خواهم:
سرانجام این بازی را بدانم
………………………………….
«طرح»
غریبی دردی است
که هرروزاول صبح
شانه‌هایم را
تازیانه می‌زند
وسیگاری افروخته
برلبانم می‌نشاند!؟…
…………………………….
«طرح»
من غریب‌ام
آنقدر…
آنقدر…
که حتی درسرزمین مادری‌ام
گم می‌شوم
……………………………..
«طرح»
باتکه ابری
درکوچه پس کوچه‌های غربت
پرسه می‌زنم
……………………………..
«طرح»
درزندگی !
شکست خورده‌ام
مثل فرمانده‌ای
ازکشیده‌ی سربازی
برگونه‌های خویش؟!؟!


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com