صمد وکیلی ….خونریزی، ارعاب، و کشتار سیاسی در انقلابهای بورژوایی، سلاح اجتنابناپذیری در دست طبقات نوخاسته بود.
انقلاب پرولتری برای اهداف خود نیازی به ارعاب ندارد؛ از کشتار نفرت و انزجار دارد. نیازی به این سلاحها ندارد زیرا نه با افراد بلکه با نهادها پیکار میکند؛ زیرا با پندارهای سادهانگارانه وارد این عرصه نمیشود که سرخوردگیاش به انتقام بیانجامد. انقلاب پرولتری تلاش نومیدانهی یک اقلیت نیست که به زور بخواهد جهان را مطابق با ایدهآلهای خود قالبریزی کند، بلکه کنش میلیونها تودهی گستردهی مردم است که مقدر است رسالت تاریخی خود را تحقق بخشند و ضرورت تاریخی را به واقعیت تبدیل سازند.
اما انقلاب پرولتری در همان حال ناقوس مرگ تمامی اشکال بندگی و ستم است. همین است که تمامی سرمایهداران، یونکرها، خردهبورژواها، افسران، تمامی فرصتطلبها و انگلهای استثمار و حکومت طبقاتی یکپارچه برمیخیزند تا به پیکاری مرگبار علیه انقلاب پرولتری اقدام کنند.
این اعتقاد جنون محض است که سرمایهداران با خشنودی از حکم سوسیالیستی یک پارلمان یا مجلس ملی اطاعت و به آرامی از مالکیت، سود و حق استثمار چشمپوشی میکنند. تمامی طبقات حاکم تا به آخر، با انرژی خستگیناپذیری جنگیدهاند تا امتیازات خود را حفظ کنند. پاتریسین رومی و نیز بارون فئودالی قرون وسطی، شوالیههای انگلیسی و بردهداران آمریکایی، بویارهای والشی(۱) و کارخانهداران ابریشمبافی لیون ــ همه جویهای خون به راه انداختهاند، بر نعش اجساد، کشتارها و سوختنها رژه رفتهاند، جنگهای داخلی به راه انداخته و خیانتها کردهاند تا از امتیازات و قدرت خود دفاع کنند.
طبقهی سرمایهدار امپریالیستی، به عنوان واپسین زادهی کاست استثمارکنندگان، در خشونت، در کلبیمسکی و خیانت آشکار دست تمام اسلافش را از پشت بسته است. آنها با چنگ و دندان، با روشهای خونسرد و اهریمنانه که در کل تاریخ سیاستهای مستعمراتی و در جنگ جهانی اخیر به جهانیان نشان داده، از مقدسترین مقدسات خود، یعنی سود و امتیاز خود در استثمار، دفاع میکنند. این طبقه آسمان و زمین را علیه پرولتاریا بسیج میکند. دهقانان را علیه شهرها، اقشار عقبماندهی طبقهی کارگر را علیه پیشاهنگان سوسیالیست بسیج خواهد کرد؛ افسران را برای قساوت برخواهد انگیخت؛ تلاش خواهد کرد تا هر اقدام سوسیالیستی را با هزاران شیوهی مقاومت منفعلانه فلج کند؛ دار و دستهی وندیها(۲) را علیه انقلاب به حرکت مجبور خواهد کرد؛ از دشمن خارجی، سلاحهای مرگبار کلمانسو، لوید جورج و ویلسون(۳) دعوت خواهد کرد تا برای نجات کشور وارد شوند؛ کشور را به تلی دودخیز از خرابه تبدیل میکند اما داوطلبانه بردگی مزدی را کنار نمیگذارد.
تمامی این مقاومتها باید گام به گام، با مشت آهنین و نیروی بیرحمانه درهم شکسته شود. خشونت ضدانقلاب بورژوایی باید با خشونت انقلابی پرولتاریا پاسخ داده شود. در مقابل حملات، تهمتپراکندنها و شایعات بورژوازی، اهداف شفاف و بیخدشه، پایداری و فعالیت هر چه آمادهتر طبقهی پرولتاریا؛ در مقابل خطرات تهدیدکنندهی ضدانقلاب، مسلح کردن مردم و خلع سلاح طبقات حاکم؛ در مقابل مانورهای کارشکنانهی پارلمانی بورژوازی، سازمان فعال تودهی کارگران و سربازان؛ و در مقابل قدرت همه جا حاضر و هزاران وسیلهی قدرت جامعهی بورژوایی، نیروی متمرکز، فشرده و کاملاً تکاملیافتهی طبقهی کارگر باید قرار داده شود.
تنها جبههای مستحکم از کل پرولتاریای آلمان، آلمان جنوبی همراه با آلمان شمالی، شهرها و روستاها، کارگران و سربازان، همذاتپنداری زنده و پویای انقلاب آلمان با بینالملل و گسترش انقلاب آلمان به انقلاب جهانی پرولتاریا میتواند بنیاد خارایی را بیافریند که ساختمان آینده بر آن بنا شود.
نبرد برای سوسیالیسم عظیمترین جنگ داخلی در تاریخ جهان است و انقلاب پرولتری باید ابزارهای ضروری برای این جنگ داخلی را فراهم کند؛ باید بیاموزد که چگونه از آنها در مبارزه و در پیروزی استفاده کند.
مسلح کردن تودههای استوار زحمتکشان با تمام قدرت سیاسی برای وظایف انقلاب همانا دیکتاتوری پرولتاریا و بنابراین دموکراسی راستین است. آنجا که بردهی مزدبگیر کنار سرمایهدار و پرولتاریای روستا کنار یونکر مینشینند تا با حق برابر تقلبی در مجادلات پارلمانی بر سر مسائل مرگ و زندگی دخالت کند دموکراسی وجود ندارد، بلکه تنها در جایی حضور دارد که تودهی میلیونی پرولتاریا کل قدرت را در مشت بستهاش، چون چکش تور(۴)، برای خرد کردن سر طبقات حاکم به کار میگیرد، و تنها این دموکراسی است که خیانت به مردم شمرده نمیشود.
زیرنویسها:
۱-بویارهای والشی طبقهی ملاکین در کشور کنونی رومانی بودند.
۲-منطقه ونده، نزدیک لیون، محل شورش های ضدانقلابی و ترور ژاکوبنی در سالهای ۱۷۹۳-۱۷۹۴ بود.
۳-ژرژ کلمنانسو( ۱۸۴۱-۱۹۲۴) که در جوانی سوسیالیست بود و بعدها به راست گروید، در سالهای ۱۹۰۶-۱۹۰۹ و ۱۹۱۷-۱۹۱۹ نخستوزیر فرانسه شد؛ وی همچنین برگزارگنندهی کنفرانسی بود که پیمان ورسای را تنظیم کرد. سیاستمدار لیبرال انگلیسی، دیوید لوید جورج (۱۸۶۳۰۱۹۴۵) در زمان جنگ جهانی اول نخستوزیر انگلستان از ۱۹۱۸ تا ۱۹۲۱ بود. وودرو ویلسون (۱۸۵۶۰۱۹۲۴) از ۱۹۱۲ تا ۱۹۲۰ رییس جمهور ایالات متخد بود.
۴-Thor خدای تندر، باران و زراعت در اسطورههای اسکاندیناوی-م.
از کتاب گزیدههای از رزا لوکزامبورگ
بهکوشش کویناندرسن، پیتر هودیس
ترجمهی حسن مرتضوی
چاپ اول: ۱۳۸۶/ ص۴۷۵تا ۴۷۷
چاپدوم: ۱۳۹۸/ ۴۵۹ تا ۴۶۱








پاسخی بگذارید