پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

پرولتاریا یا «انسان»؟- صمد وکیلی

و یا موضوعات دیگر….

اما من در این نوشته تنها به یک موضوع، یعنی «سوژه» می‌پردازم.

در سراسر مقاله بارها از «سوژه»، «سوژه تاریخی»، «خودآگاهی سوژه» و ساخته‌شدن سوژه در جریان مبارزه سخن گفته می‌شود، اما این سوژه از نظر اجتماعی و طبقاتی تعین روشنی پیدا نمی‌کند. «کارگر» در بحث استثمار ظاهر می‌شود، اما وقتی سخن به سوژه دگرگونی تاریخی و رهایی می‌رسد، جای آن را عمدتاً «انسان» و «سوژه تاریخی» می‌گیرد.

وقتی از «سوژه تاریخی» صحبت می‌کنیم، باید پرسید: این سوژه کیست؟ در کدام مناسبات اجتماعی قرار دارد؟ چه موقعیتی در تولید دارد؟ رابطه‌اش با مالکیت و سرمایه چیست؟ و چرا از امکان مادی دگرگون‌کردن مناسبات موجود برخوردار است؟

مارکس وقتی از امکان دگرگونی جامعه سرمایه‌داری سخن می‌گوید، مسئله را به «انسان» به طور کلی واگذار نمی‌کند. در «مانیفست کمونیست» پرولتاریاست که به‌عنوان نیروی اجتماعی در مقابل بورژوازی قرار می‌گیرد. اهمیت تاریخی پرولتاریا نیز از این ناشی نمی‌شود که گویا از نظر اخلاقی مظلوم‌ترین بخش جامعه است، بلکه از جایگاه معینی ناشی می‌شود که در مناسبات تولید سرمایه‌داری دارد.

این جایگاه معین چیست؟ کارگر از شرایط تولید جدا شده و برای ادامه زندگی ناگزیر است نیروی کار خود را بفروشد. سرمایه نیز بدون تصاحب کار اضافی و بازتولید دائمی این رابطه نمی‌تواند به حیات خود ادامه دهد. بنابراین تقابل کار و سرمایه نه تقابل «انسان» با نیروهای بیگانه‌شده خود به طور کلی، بلکه رابطه‌ای اجتماعی و طبقاتی میان دو قطب متضاد است.

این تعین در «سرمایه» روشن‌تر می‌شود. نقطه عزیمت تحلیل مارکس «انسان تحت سلطه» به طور کلی نیست. مارکس نشان می‌دهد که سلطه سرمایه از خلال مناسبات مشخصی عمل می‌کند: جدایی تولیدکننده از شرایط تولید، تبدیل نیروی کار به کالا، مالکیت سرمایه بر وسایل تولید، تولید ارزش اضافی، انباشت سرمایه و بازتولید رابطه کار مزدی و سرمایه.

از همین رو وقتی رفیق رضا در پایان مقاله می‌پرسد:

«آیا انسان باید همچنان تحت سلطه مناسباتی باشد که خود تولید کرده است، یا می‌تواند به سوژه دگرگونی آنها تبدیل شود؟»

باید پرسید: این «انسان» کیست؟

سرمایه‌دار هم انسان است و کارگر هم انسان؛ اما این دو در مناسبات سرمایه‌داری جایگاه یکسانی ندارند. یکی مالک شرایط تولید است و دیگری برای زندگی نیروی کار خود را می‌فروشد؛ یکی ارزش اضافی را تصاحب می‌کند و دیگری منشأ تولید آن است. مفهوم عام «انسان» این تفاوت را توضیح نمی‌دهد.

البته سرمایه‌دار نیز بیرون از منطق سرمایه قرار ندارد. رقابت او را به انباشت، افزایش بهره‌وری و گسترش سرمایه وامی‌دارد و سرمایه‌دار منفرد نمی‌تواند به دلخواه خود الزامات حرکت سرمایه را نادیده بگیرد. اما از این امر نمی‌توان نتیجه گرفت که سرمایه‌دار و کارگر موقعیت یکسانی در برابر سرمایه دارند. منطق سرمایه بر هر دو الزام‌هایی تحمیل می‌کند، اما رابطه آنها با این منطق و منافعی که از بازتولید آن دارند، یکسان نیست.

رهایی می‌تواند محتوایی عام انسانی داشته باشد، اما سوژه دگرگونی جامعه سرمایه‌داری را نمی‌توان صرفاً «انسان» نامید. انسان‌ها در جامعه طبقاتی در موقعیت‌های اجتماعی متفاوت و متضادی قرار دارند. از این رو باید میان افق رهایی و سوژه رهایی تمایز گذاشت. می‌توان از رهایی انسان از استثمار، سلطه و نیروهای اجتماعی بیگانه‌شده سخن گفت، بی‌آنکه «انسان» به طور کلی را سوژه این دگرگونی بدانیم.

رفیق رضا به‌درستی تأکید می‌کند که آگاهی پیشاپیش و بیرون از مبارزه ساخته نمی‌شود و سوژه در جریان مبارزه خود نیز دگرگون می‌شود. اما خودآگاهی همیشه خودآگاهیِ یک سوژه معین است. اگر از «خودآگاهی طبقاتی» سخن می‌گوییم، باید روشن باشد کدام طبقه از موقعیت خود و رابطه‌اش با طبقه مقابل آگاه می‌شود.

مقاله درباره «سوژه تاریخی» چیزهای زیادی می‌گوید: در مبارزه ساخته می‌شود، آگاهی پیدا می‌کند، خود را دگرگون می‌کند و مناسبات موجود را نفی می‌کند. اما نیروی اجتماعی حامل این مبارزه تعیین نمی‌شود. در نتیجه، «سوژه تاریخی» از مناسبات طبقاتی‌ای که قرار است درون آنها شکل بگیرد و آنها را دگرگون کند، جدا می‌شود و صورتی انتزاعی پیدا می‌کند.

نزد مارکس، سوژه دگرگونی سرمایه‌داری نه «انسان» به طور کلی، بلکه پرولتاریاست؛ طبقه‌ای که تضادش با سرمایه از جایگاه مشخص آن در خود مناسبات تولید سرمایه‌داری ناشی می‌شود.

۴ سپتامبر ۲۰۲۶

صمد وکیلی


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب