داور شیخاوندی – ۱۳۱۲ – درگذشته ۲۱ بهمن ۱۴۰۴- در اردبیل متولد گردید. تحصیلات خود را در این شهرستان آغاز و پس از آن در تهران دیپلم ادبی خود را اخذ کرد. در سال ۱۳۳۸ در دانشسرای عالی، در رشته زبان فرانسه و علوم تربیتی فارغالتحصیل گردید. سپس از اداره آموزش و پرورش وقت بورسیه فرانسه را اخذ نمود. پس از حضور در فرانسه مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه سوربن اخذ نمود. در سال ۱۳۵۳ درجه دکترای خود را در رشته برنامهریزی اجتماعی و نیروی انسانی از دانشگاه سوربن دریافت کرد
۱- جنگ ایران و انگلیس
اعلان جنگ انگلستان، یا درواقع «شرکت هند شرقی»، به ایران در حقیقت تکرار ضربات غدارانه و گستاخانهی دیپلماسی انگلستان در آسیاست که در پی آن انگلستان مالکیت خود را بر این قاره گسترانیده است. بهمحض اینکه «شرکت هند شرقی» چشم طمع به یک دولت مستقل و مختار یا به یک منطقه بدوزد که دارای منافع سیاسی و تجاری یا صاحب منابع زر و زیور بوده باشد، قربانی متهم به تجاوز از فلان و بهمان قرارداد خیالی یا واقعی، یا تعدی به یک قولوقرار وهمی، یا توهین غیرقابل جبران میشود و در پی آن جنگ اعلام میشود و یک بار دیگر ابدیت پلیدی و جاوید بودن داستان گرگ و میش، تاریخ ملی انگلستان را با خون رنگین میسازد.
از سالیان دراز، انگلستان در خلیج فارس موقعیتی برای خود دستوپا کرده و حتی جزیرهی خارک واقع در آبهای شمالی را به تصرف درآورده بود. سر جان ملکم معروف، که چندین بار سفیر انگلستان در ایران بوده، پیوسته اهمیت این جزیره را یادآوری کرده و ادعا داشت که ارزش آن با بنادر بوشهر، بندر ریگ، بصره، «گِبرین باربریا» و «والکاتیف»، که در نزدیکیهای آن قرار دارند، همتراز میتواند باشد. در نتیجه، هماکنون انگلستان، در آن واحد، هم جزیره را در اختیار دارد و هم بندر بوشهر را. سر جان ملکم جزیرهی خارک را بهمثابهی مرکز تجاری ترکیه و عربستان و ایران میپنداشت. آبوهوای آن بسیار مساعد و تمام مواهب را برای رشد و پیشرفت داراست. سی و پنج سال پیش، سفیر انگلستان نظرات خود را به «لرد مینتو»، که در آن موقع حکمران کل «هند» بوده، تقدیم کرد و هردو درصدد تحقق این طرح برآمدند. در همان زمانی که «سر جان»، به فرماندهی گروه اعزامی برای تصرف جزیره منصوب شد و میبایستی حرکت میکرد، فرمان یافت که به کلکته برگردد و به جای وی «سر هارتفورد جونز» جهت مأموریت سیاسی به ایران فرستاده شد.
طی نخستین محاصرهی هرات توسط ایرانیان، در سالهای ۱۸۳۷–۱۸۳۸ [در زمان محمدشاه قاجار]، انگلستان به بهانهی واهی دفاع از افغانها، درحالی که با خود آنها دشمن خونی بود، خارک را به تصرف درآورد، ولی بهسبب نامناسب بودن اوضاع و دخالت روسیه، ناچار شد که طعمه را رها کند. اقدام دولت ایران علیه هرات، که با موفقیت توأم بود، بار دیگر بهانه به دست انگلستان داد تا شاه ایران را متهم به عهدشکنی کند و بهعنوان نخستین گام مخاصمه، خارک را به تصرف درآورد.
بدینسان، انگلستان مدت نیم قرن پیوسته کوشید نفوذ خود را در کابینهی شاهان ایران استقرار بخشد، ولی بهندرت با موفقیت مواجه شد. شاهان ایران که خود را در مقابل دشمنان، مانند دایههای مهربانتر از مادر ناباور میدیدند، ناچار در برابر فشار نابکاران تسلیم میشدند. ایرانیان از رفتار انگلیسیها در هند پند گرفته بودند و حتماً نصیحتی را که در سال ۱۸۰۵ به فتحعلیشاه داده شده بود به خاطر داشتند: «باید از نصایح یک ملت تاجر آنچنان که در هندوستان زندگی مردم و تاج شاهان را به حراج گذاشته است پرهیز کرد؛ «کلوخانداز را پاداش سنگ است».» در تهران، پایتخت ایران،
نفوذ انگلستان بسیار ضعیف است، زیرا علاوه بر دسیسههای روسها، فرانسه نیز جایگاه مهمی دارد و در میان این سه نابکار، انگلستان از آنهایی است که ایران باید بیش از همه از آن بیمناک باشد. در حال حاضر، از جانب ایران سفیری رهسپار پاریس است؛ شاید بدانجا نیز رسیده باشد و احتمال زیادی دارد که موضوع حوادث مربوط به ایران در آنجا مورد مذاکرهی سیاسی قرار گیرد. درواقع، فرانسه با دیدهی بیاعتنایی به تصرف جزیرهای در خلیج فارس نمینگرد. موضوع از این جهت حائزتر است که فرانسه بعضی از ادعاها را زنده میکند. بدینسان که خارک دو بار توسط شاهان ایرانی در اختیار فرانسه گذاشته شده بود؛ نخست در سال ۱۷۰۸ در زمان لوئی چهاردهم، دیگر بار در سال ۱۸۰۸. درست است که این کار بهطور مشروط بوده است، ولی این امر کافی است که به دست مقلد امپراتوران فرانسه [لوئی بناپارت]، که بهقدر کافی ضدانگلیسی است، بهانه دهد.
طی پاسخ اخیری که تایمز لندن به ژورنال دِ دِبا داده است، به نام دولت انگلستان، حلوفصل مسائل اروپایی را به عهدهی فرانسه گذاشته تا بتواند مسائل مربوط به آسیا و آمریکای لاتین را بیچونوچرا به انگلستان اختصاص دهد، بهطوری که هیچکدام از قدرتهای اروپایی نباید در آن دخالت کنند. جای تردید است که «لوئی بناپارت» این نوع تقسیم جهان را بپذیرد. بههرحال، در مناقشات اخیر ایران و انگلیس، سیاست فرانسه در تهران از ته دل اعمال انگلستان را تأیید نکرد. با توجه به لحن مطبوعات فرانسه و اینکه ادعاهای فرانسویان را در مورد خارک احیا میکنند، بیشتر چنین پیداست که انگلستان درخواهد یافت که حمله به ایران و تکهپاره کردن آن کار سادهای نیست.








پاسخی بگذارید