فریار اسدیان
بر جادهٔ سرد نمناک
۱
دلتنگِ رنگ آفتابم
رنگِ روشن سرما
و برفی که چون مادر
مهربان است با آتش.
۲
آفتاب غروب میکند
با خاطری سرخ در افق.
برف آب میشود
و قندیل با نوکِ نورانی تیز
بهار را و رود را بازمینویسد.
۳
آن خط را بخوان
که میانپردهٔ جادویی و دانایی ست
حک شده بر پیشانی.
۴
عقربه چون شتری مست
رمیده در ساعتِ ماه
دهانش کف کرده از مهتاب
که چکه میکند در دامان تاریکِ راه
و تو میآیی و میخوانی مرا
بر جادهٔ سرد نمناک








دیدگاهتان را بنویسید