پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

سیرک در فنجان قهوه- محمدعلی شاکری یکتا

محمدعلی شاکری یکتا شاعر و نویسنده، کتاب‌های چاپ شده: ۱- عطش از دریچه ی آفتاب ۲- بی پرده ساز می زند عاشق ۳-بادبان و دریارا باد برده است و پنج ترانه ی صبحگاهی(دومجمموعه در یک کتاب)۴-پرسش بی انتهای باران ۵ – آسمانی تر از نام خورشید(زندگی و شعر فریدون مشیری)۶- خداوندگار کوچک.(زندگی و آثار مولانا جلال الدین محمد مولوی بلخی و شرح 25 غزل از دیوان کبیر)کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان. ۷- سرگردانی در آینه های شکسته و پری شوره زارها.(دو مجموعه در یک کتاب. ۸-وقت شُستن آسمان (شعرهای کوتاه) دفتر مشق سلام های شاعری(غزل ها و چند مثنوی) توفانی است(شعر سپید. دفترآری خوش است بر ما(شعرهای نیمایی) دفتر نثر های روانگردان…


از دفتر چاپ نشده ی “بام تهران طوفانی است “
**
سیرک در فنجان قهوه
**
زندیق کهنه کاری هستم
نشسته میان نمناک ترین لحظه ی فرو ریختن.
چه تماشایی است خطّ چهره ام که باک ندارد از نگاه مفتشان و میر غضب.
بیا! تو هم بیا!
به تماشای محکومی که قدم به قدم
گل می کارد پای درختان سوخته
بیا دوباره باز کنیم آتشدان را
با چرخش کهکشانی اش
با جرقه های دوّارش
در شب زدگی ستاره های خاکستری
تا برسیم به سپیده ی کاذب.

بگو بفریبدم چشم نه چندان سیاهت
زندیق کهنه کاری هستم
اگر گردن بزنندم
این ساحران بخت برگشته
بازی نمی کنم روی طناب پوسیده
بالا نمی روم
از برج عاج الف تا لام تا سین
سُر نمی خورم روی حروف مقدس.

زندیق کهنه کاری هستم که دل نمی دهدم
از بس فال قهوه می گیرد این فالگیر و
یکدست سیاه می کندم
خط می زندم
می اندازدم در هیمه ی افروخته
تا آتش،
بازی کند در صحنه ی سیرک بزرگی
غوطه ور در فنجان قهوه.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب