پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

پنج روزِ پایانی دولت دکتر مصدق- آرمان اسماعیلی

مهم‌ترین منبع این گزارش، تاریخچه‌ی داخلی CIA با عنوان Zendebad, Shah!: The Central Intelligence Agency and the Fall of Iranian Prime Minister Mohammad Mossadeq, August 1953، نوشته اسکات ای. کُخ است، گزارشی که در سال ۱۹۹۸ در CIA تهیه شد و نسخه گسترده‌تر و رفع‌طبقه‌بندی‌شده‌ی آن در ۲۰۱۷ منتشر شد. National Security Archive در بررسی این نسخه تأکید می‌کند که بخش‌های جدید، جزئیات مهمی درباره تغییر ماهیت عملیات بین ۱۵ و ۱۹ اوت(۲۴ تا ۲۸ مرداد) آشکار کرده‌اند.

در کنار آن، مجموعه‌ی رسمی Foreign Relations of the United States (FRUS), Iran, 1951–1954, Second Edition قرار دارد که برای نخستین بار مجموعه‌ی بزرگی از اسناد CIA درباره‌ی برنامه‌ریزی و اجرای TPAJAX را دردسترس عموم قرار داد. این مجموعه عملیات را در بخش مستقلی با عنوان «Planning and Implementation of Operation TPAJAX, March–August 1953» گرد آورده است.

«۱۵ اوت ۱۹۵۳(۲۴ مرداد ۱۳۳۲): آغاز اجرای طرح و شکست نخستین کودتا»

طرح اولیه‌ی TPAJAX اساساً برای یک کودتای نظامی طراحی شده بود. مطابق تاریخچه‌ی داخلی CIA، هدف این بود که فضل‌الله زاهدی ابتدا به ریاست ستاد ارتش و سپس به نخست‌وزیری برسد. فرمان‌های برکناری محمد مصدق و انتصاب زاهدی به نخست‌وزیری نیز از سوی شاه امضا شده بود.

در شب ۱۵ اوت، ژنرال نعمت‌الله نصیری، فرمانده گارد شاهنشاهی، مأمور شد فرمان شاه را به مصدق برساند. امّا عملیات پیش از آن‌که به هدف برسد، لو رفت. نصیری دستگیر شد و واکنش سریع نیروهای وفادار به دکتر مصدق موجب شد بخش مهمی از نیروهایی که قرار بود در عملیات شرکت کنند عقب‌نشینی کنند. گزارشِ CIA صراحتاً می‌گوید، «دستگیری نصیری موجب از هم گسیخته‌گی حمایت زاهدی در ارتش و عقب‌نشینی نیروهای او شد».

در نتیجه، امکان تکرار یک کودتای نظامی با همان طرح اولیه از میان رفت. در یک سند CIA در FRUS ایستگاه تهران در ۱۶ اوت(۲۵ مرداد) گزارش کرد که تلاش اولیه شکست خورده است، هرچند هنوز روزولت(کرمیت روزولت؛ افسر ارشد CIA و مسئول هدایت میدانی عملیات TPAJAX در ایران) معتقد بود امکان موفقیت باقی مانده است. این سند هم‌چنین نشان می‌دهد که افسران CIA در تهران شکست را صرفاً ناشی از بی‌کفایتی خود نمی‌دانستند، بلکه از دشواری سازمان‌دهی مخفیانه نیروهای ایرانی در مقیاس بزرگ سخن می‌گفتند.

*لازم به ذکر است که درباره‌ی عنوانِ «کودتا» یک مسأله‌ی تاریخی مهم وجود دارد: خود اسناد آمریکایی درباره مشروعیت فرمان شاه دو روایت متفاوت را ثبت کرده‌اند. از یک سو، طرح TPAJAX صراحتاً برای سرنگونی دولت دکتر مصدق طراحی شده بود و از سوی دیگر، دستگاه تبلیغاتی آمریکا پس از شکست عملیات تلاش کرد این اقدام را نه «کودتا»، بلکه اعمال اختیار قانونی شاه برای برکناری نخست‌وزیر معرفی کند. در ۱۸ اوت(۲۷ مرداد)، CIA دستورالعملی برای ارتباط با محمدرضا پهلوی تهیه کرد که دقیقاً همین روایت را به او نسبت می‌داد: او[پهلوی] باید اعلام می‌کرد که در چارچوب قانون اساسی دکتر مصدق را برکنار و زاهدی را منصوب کرده و اقدام او «در هیچ معنایی کودتا» نبوده است. این تغییر در روایت سیاسی، یکی از عناصر مهم مرحله‌ی دوم عملیات بود.

«۱۶ اوت (۲۵ مرداد ۱۳۳۲): شکست کودتای نظامی و تصمیم روزولت برای ادامه‌ی عملیات»

صبح ۱۶ اوت، مرحله‌ی اول TPAJAX شکست خورده بود. مصدق هم‌چنان نخست‌وزیر بود، نصیری دستگیر شده و شاه «فرار» کرده بود. در واشنگتن و سفارت آمریکا در تهران، عملیات عملاً شکست‌خورده تلقی می‌شد. National Security Archive بر اساس تاریخچه‌ی داخلی CIA می‌نویسد که از دید واشنگتن و سفارت، TPAJAX در ۱۵ اوت پایان‌یافته به نظر می‌رسید. امّا کرمیت روزولت، تصمیم دیگری گرفت. تاریخچه‌ی CIA فصل مستقلی برای ۱۶ اوت دارد با عنوان: “Sunday 16 August: Roosevelt and the Station Regroup” «یکشنبه ۱۶ اوت: روزولت و ایستگاه دوباره سازمان می‌یابند». این لحظه‌ای تعیین‌کننده در کل عملیات است. زیرا از این‌جا به بعد دیگر نمی‌شد به شکل ساده‌ای رویِ یک کودتای نظامی حساب کرد. خود CIA در نسخه‌ی رفع‌طبقه‌بندی‌شده توضیح می‌دهد که دستگیری نصیری و واکنش دولت دکتر مصدق عملاً توان نظامی عملیات را از بین برده بود.

بنابراین اگر قرار بود تلاش دیگری صورت گیرد، باید بر پایه‌ای متفاوت انجام می‌شد.

سی‌آی‌ای گزارش می‌دهد که، فرمان‌های امضاشده‌ی شاه، «مسیر و ماهیت عملیات TPAJAX را تغییر دادند»، زیرا باید افکار عمومی متقاعد می‌شد که شاه از اختیار قانونی خود استفاده کرده و مقاومت دکتر مصدق در برابر فرمان شاه، ادامه‌ی نخست‌وزیری او را غیرقانونی کرده است. بنابراین عملیات «کودتای نظامی» به «عملیات سیاسی ـ روانی» برای ایجاد حمایت عمومی از شاه و فراهم‌کردن زمینه‌ی ورود دوباره ارتش تبدیل شد. CIA بعدها این مرحله را «کارزار سریع، متمرکز و عملاً بداهه‌پردازی‌شده‌ی جنگ روانی» توصیف کرد. این تعبیر بسیار مهم است، زیرا نشان می‌دهد که ۲۸ مرداد از دید CIA صرفاً یک عملیات نظامی کلاسیک نبود.

«۱۷ اوت(۲۶ مرداد ۱۳۳۲): تلاش برای بازسازی مشروعیت شاه و احیای شبکه مخالفان»

۱۷ اوت، مسأله‌ی اصلی این بود که چه‌گونه شکستِ ۱۵ اوت به یک شکست دائمی تبدیل نشود. یک تلگرام CIA از تهران در ۱۷ اوت وضعیت را چنین ارزیابی می‌کند: فرمان‌های شاه هم‌چنان به‌عنوان مبنای تغییر دولت مطرح بودند، دکتر مصدق موقتاً قدرتمندتر شده بود، ارتش هم‌چنان در اساس طرفدار شاه ارزیابی می‌شد، رهبرانِ مذهبی در وضعیت اضطراری قرار داشتند، بخشی از مردم نسبت به احتمال از دست رفتن شاه و قدرت گرفتن حزب توده نگران بودند و واشنگتن باید از سیاست حمایت از شاه و قانون اساسی عقب‌نشینی نکند. در همین روز، CIA می‌کوشید چارچوب سیاسی و تبلیغاتی تازه‌ای بسازد که در روزهای بعد نقش به‌سزایی در پیشبرد عملیات ایفا کرد. در این روایت مصدق به‌عنوان صاحب یک دولت غیرقانونی، شاه به‌عنوان مدافع قانون اساسی، زاهدی به‌عنوان نخست‌وزیر قانونی و حزب توده به‌عنوان خطری کمونیستی و وابسته به شوروی معرفی می‌شد.

«۱۸ اوت(۲۷ مرداد ۱۳۳۲): آماده‌سازی مرحله‌ی نهایی»

در ۱۸ اوت، هنوز نتیجه قطعی نبود. امّا شبکه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی در حال حرکت بودند. یک تلگرام از CIA درباره فعالیت «حزب توده» گزارش می‌دهد که، در جلسه‌ای در شب ۱۶ اوت، به اعضای خود دستور داده شده بود افراد مسلح را شناسایی کنند، نظامیان سابق را ثبت کنند، خانه‌های دارای دسترسی مستقیم به خیابان را مشخص کنند و حتی در صورت ضرورت برای تهیه سلاح آماده شوند. این سند هم‌چنین می‌گوید، حزب توده¹ وضعیت را حساس و بحرانی می‌دانست. این گزارش برای تحلیل دقیق‌تر روزِ کودتا اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد فضای سیاسی و امنیتی تهران در شب ۱۸ اوت بسیار متشنج شده بود.

در همین روز، CIA به سفارت دستور داد برای ارتباط با شاه در رُم اقدام کند و از او بخواهد بیانیه‌ای منتشر کند که در آن بر قانونی‌بودن برکناری دکتر مصدق و انتصابِ زاهدی تأکید شود. هم‌زمان، شبکه عملیاتی CIA در تهران در حال آماده‌سازی مرحله‌ی جدید عملیات بود.

«شب ۱۸ اوت: شکاف میان دولت مصدق و حزب توده»

در این‌جا یکی از عوامل داخلی بسیار مهم وارد ماجرا می‌شود. گزارش سفارت آمریکا پس از کودتا می‌گوید، در شب ۱۸ اوت، میان حکومت مصدق و حزب توده شکافی جدی پدید آمد. به گزارش سفارت، نیروهای حزب توده بدون مجوز دست به تظاهرات زدند و درگیری‌هایی با نیروهای امنیتی رخ داد. دکتر مصدق دستور پایان تظاهرات و پاک‌سازی خیابان‌ها را صادر کرد. این شکاف در روز بعد برجسته شد، زیرا نیروهای حزب توده در جریان تظاهرات گسترده ۱۹ اوت(۲۸ مرداد) حضور تعیین‌کننده‌ای نداشتند. سفارت آمریکا بعدها همین مسأله را یکی از عوامل مهم موفقیت نیروهای ضد دکتر مصدق دانست. در واقع، در پایان ۱۸ اوت سه عامل هم‌زمان وجود داشت:

۱. شکست کودتای نظامی اولیه، ۲. تلاش CIA برای بازسازی عملیات سیاسی، ۳. شکاف میان مصدق و حزب توده و تشدید ترس از کمونیسم².

صبحِ ۱۹ اوت قرار بود مرحله‌ی نهایی آغاز شود.

«۱۹ اوت ۱۹۵۳(۲۸ مرداد ۱۳۳۲): سقوط دولتِ دکتر مصدق»

صبح ۱۹ اوت، تظاهرات طرفداران شاه ابتدا از بازار تهران آغاز شد. گزارش سفارت آمریکا که روز بعد تهیه شد، می‌گوید، این حرکت ابتدا کوچک بود، امّا «شعله‌ی کوچک» به‌سرعت به آتشی بزرگ تبدیل شد و در طول روز سراسر شهر را دربرگرفت. اسناد CIA در این روز وجود سازمان‌دهی و تحریک اولیه را نشان می‌دهند، امّا از طرف دیگر، گزارش‌ها تصریح می‌کنند که گسترش تظاهرات از کنترل مستقیم CIA فراتر رفت. در تاریخچه‌ی داخلی CIA آمده است: « CIA فقط می‌توانست مستقیماً بر وقایع تهران اثر بگذارد، هرچند در تهران نیز این توانایی محدود بود، روزولت پول و عوامل کافی برای ایجاد تظاهراتی با آن ابعاد در شهرهای مختلف ایران نداشت.» بنابراین، نمی‌توان گسترش تظاهرات را به‌طور کامل محصول سازمان‌دهی مستقیم CIA دانست. بلکه با کمک شبکه‌ی ایرانی³ خود تلاش کرد جرقه‌ی سیاسی و روانی لازم را ایجاد کند، سپس بخشی از جامعه و نیروهای داخلی وارد صحنه شدند. گزارش سفارت آمریکا می‌گوید، در ابتدا نگرانی وجود داشت که نیروهای وفادار به دکتر مصدق بتوانند شبانه تهران را پس بگیرند، امّا پس از آن‌که تیمور بختیار در رأس ستاد قرار گرفت، واحدهای ارتش اطراف تهران شروع به دریافت دستورات او کردند.

از آن لحظه، امکان صدور فرمان برای پاک‌سازی خیابان‌ها و برقراری حکومت نظامی فراهم شد. بنابراین، تحولات آن روز را نمی‌توان فرایندی یک‌سویه دانست، روند وقایع از گسترش تظاهرات در سطح شهر آغاز شد، با پیوستن و مداخله‌ی واحدهای نظامی شتاب گرفت و سپس، با تصرف مراکز ارتباطی و دولتی، به فروپاشی ساختار دولت دکتر مصدق انجامید.

یکی از لحظات تعیین‌کننده‌ی کودتای ۲۸ مرداد، تصرف رادیو تهران بود. این بخش نه بر اساس خاطرات دهه‌های بعد، بلکه بر اساس شنودهای ثبت‌شده توسط CIA در همان روز در تاریخچه‌ی داخلی آمده است. در بعدازظهر ۱۹ اوت(۲۸ مرداد)، نیروهای طرفدار شاه کنترل رادیو تهران را به دست گرفتند. نخستین اعلامیه می‌گفت، مردم تهران قیام کرده و ادارات دولتی را تصرف کرده‌اند و دولت دکتر مصدق سقوط کرده است.چند دقیقه بعد، سرهنگ علی پهلوان از رادیو اعلام کرد که دولت مصدق شکست خورده و ارتش و پلیس کنترل اوضاع را در دست گرفته‌اند و زاهدی نخست‌وزیر خواهد شد.

رادیو، سپس پیام‌های دیگری پخش کرد که مضمون اصلی آن‌ها دفاع از شاه، حمله به دکتر مصدق و هشدار درباره کمونیسم بود. جنگ روانی فقط پیش از ۲۸ مرداد نبود، تصرف رسانه‌ی اصلی کشور خودش به ابزار تثبیت پیروزی تبدیل شد.

هم‌زمان، CIA و سفارت آمریکا تلاش می‌کردند شاه را به بازگشت ترغیب کنند. یک تلگرام از CIA در ۱۹ اوت می‌گوید، زاهدی در رادیو حضور دارد و سقوط دولت دکتر مصدق نزدیک به موفقیت است، در همان پیام درخواست شد پنج میلیون دلار برای پشتیبانی از دولت جدید و پرداخت حقوق کارکنان در دسترس قرار گیرد. در پیام دیگری، سفارت و CIA خواستار آن شدند که شاه از همه‌ی اعضای ارتش و کارکنان غیرنظامی بخواهد از زاهدی اطاعت کنند. با این حال، هندرسون(سفیر امریکا در ایران) توصیه کرد شاه فوراً بازنگردد، ابتدا باید افکار عمومی به مطالبه‌ی بازگشت او تبدیل شود و سپس شاه به ایران بازگردد. این اسناد نشان می‌دهند که حتی پس از موفقیت میدانی، مشروعیت سیاسی هنوز مسأله‌ای حل‌نشده بود.

با تصرف رادیو و مراکز اصلی قدرت، دولت دکتر مصدق عملاً از هم پاشید. نیروهای طرفدار مصدق در برخی نقاط مقاومت کردند، امّا دیگر قادر به حفظ کنترل پایتخت نبودند. گزارش سفارت آمریکا در ۲۰ اوت می‌گوید، تظاهراتی که صبح در بازار شروع شده بود، در طول روز به سراسر شهر گسترش یافت و در نهایت با ورود نیروهای ارتش و تغییر فرماندهی نظامی، امکان صدور فرمان برای پاک‌سازی خیابان‌ها و برقراری نظم جدید فراهم شد.

به این ترتیب، تا پایان روزِ چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، کودتای امریکایی-بریتانیایی به ثمر نشست، دولت دکتر مصدق سقوط کرد و شاه خارج از ایران منتظر بازگشت بود.

پاورقی‌ها:

¹. در تلگرام ایستگاه CIA در تهران به تاریخ ۱۷ اوت ۱۹۵۳(۲۶ مرداد ۱۳۳۲)، به‌روشنی آمده است: «حزب توده بیش از هر زمان دیگری موقعیت مهمی پیدا کرده است.» همان تلگرام می‌گوید اگر مصدق هم‌چنان در قدرت بماند، حزب توده رشد خواهد کرد و ارتش نیز دچار آشفته‌گی خواهد شد. این سند نشان می‌دهد که CIA حزب توده را یکی از عوامل اصلی تعیین‌کننده‌ی وضعیت پس از شکست عملیات ۱۵ اوت می‌دانست.

². در ۲۴ و ۲۵ مرداد ۱۳۳۲، مصدق از وقوع توطئه علیه دولت خود بی‌خبر نبود. روزنامه‌های حزب توده پیش از اجرای مرحله‌ی نخست عملیات، درباره‌ی طرح کودتای نظامی شاه هشدار داده بودند و در تهران نیز گزارش‌هایی درباره‌ی جابه‌جایی واحدهای ارتش و احتمال اقدام علیه دولت به نخست‌وزیر رسیده بود(روزنامه شجاعت، شماره ۱۴ ، مورخ ۲۲ مرداد ۱۳۳۲). پس از شکست عملیات شب ۲۴ مرداد، مسأله‌ی اصلی، جلوگیری از تکرار کودتا و حفظ دولت در برابر تلاش‌های بعدی برای سرنگونی آن بود. دولت شکست کودتا را اعلام کرد و مصدق و مشاورانش درباره‌ی چگونه‌گی مقابله با پیامدهای آن به رایزنی پرداختند. در روزهای بعد نیز رهبران حزب توده به دکتر مصدق هشدار دادند که تلاش دیگری برای سرنگونی دولت در حال تدارک است و از او خواستند برای دفاع از حکومت، سلاح در اختیارشان بگذارد، که مصدق در پاسخ، خواستار جزئیات بیشتری درباره‌ی ماهیت و ابعاد این تهدید شد. بااین‌حال، اسناد موجود نشان نمی‌دهند که مصدق در آن مقطع از تمام جزئیات طرح عملیاتی CIA، نقش دربار یا برنامه‌ی دقیق مرحله‌ی دوم کودتا اطلاع داشته است.

آن‌چه می‌توان با اطمینان گفت این است که او از وجود خطر کودتا و احتمال تکرار اقدام نظامی آگاه شده بود، امّا این آگاهی به شناخت کامل شبکه‌ی عملیاتی و سازوکار سیاسی‌ای که در ۲۸ مرداد به کار افتاد، منجر نشد.

³. اهمیت شبکه ایرانی را در گزارش CIA در ۲۸ اوت ۱۹۵۳ می‌توان دید. در این گزارش، ایستگاه تهران از عوامل ایرانی خود تقدیر می‌کند و می‌گوید آن‌ها در ایجاد زمینه و فراهم‌کردن «جرقه‌ای که تظاهرات ۱۹ اوت را به راه انداخت» نقش داشتند. این گزارش هم‌چنین توضیح می‌دهد که در روزهای پیش از ۱۹ اوت، ترس بسیاری از ایرانیان از اقدام علیه دولت دکتر مصدق مانع اصلی بود و هدف عملیات شکستن همین ترس بود.

منابع:

۱. CIA History Staff — Scott A. Koch, Zendebad, Shah! The Central Intelligence Agency and the Fall of Iranian Prime Minister Mohammad Mossadeq, August 1953.

۲. U.S. Department of State, Office of the Historian — Foreign Relations of the United States, 1952–1954, Iran, 1951–1954, Second Edition.

۳. FRUS, Document 263 — Telegram from CIA Station in Iran, August 16, 1953.

۴. FRUS, Document 273 — CIA Station Telegram, August 17, 1953.

۵. FRUS, Document 276 — CIA Station Telegram, August 18, 1953.

۶. FRUS, Document 277 — CIA instructions regarding the Shah, August 18, 1953.

۷. FRUS, Document 283 — U.S. Embassy preliminary report on events, August 20, 1953.

۸. FRUS, Document 285 — CIA Station Telegram, August 19, 1953.

۹. FRUS, Document 286 — CIA Station Telegram, August 19, 1953.

۱۰. FRUS, Document 287 — CIA Station Telegram, August 19, 1953.

۱۱. CIA Station memorandum, August 28, 1953 — Contribution to TPAJAX.

۱۲. National Security Archive مجموعه اسناد کودتای ۱۹۵۳ ایران


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com