آشنایی اغلب کمونیستهای جوان ایرانی (از همهی گروههای چپ موافق و مخالف) با انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ روسیه و اتحاد شوروی، بیشتر از طریق رمانهای زیبا و جاودانهای صورت گرفت که به راستی مقاومتناپذیر بودند. خود من چهار جلد رمان «دن آرام» را که بالغ بر دو هزار صفحه بود، برای بار اول، تنها در فاصلهی سه روز (چهارشنبه تا جمعه) خواندم. کلاس دوم راهنمایی بودم و از شب چهارشنبه که رمان را شروع کردم تا دیروقت عصر جمعه از خانه بیرون نرفتم و دو روز هم از مدرسه غیبت کردم. صفحات رمان را می بلعیدم. در طول آن سه روز صدها بار خندیدم و گریستم. احتمالا اگر رمان یک جلد بیشتر داشت، همان زمان از بیخوابی و بیخوراکی مرده بودم…
در این یادداشت، دوازده رمان را (که به نحوی به انقلاب اکتبر مربوط هستند) برگزیدهام. برای اجتناب از طولانیشدن یادداشت، هرکدام را تنها در سه چهار سطر معرفی کردهام. میتوانم در مورد هر یک دهها صفحه بنویسم. همهشان را دوست دارم هنوز. و هنوز هم هر از گاهی سراغشان میروم…
…
۱
دن آرام/ میخائیل شولوخوف/ چهار جلد

ترجمهی م.ا. بهآذین
دن آرام از بزرگترین حماسههای ادبی قرن بیستم و از عمیقترین روایتهای انقلاب روسیه است. شولوخوف سرنوشت قزاقهای دن را در برخورد با جنگ جهانی اول، انقلاب و جنگ داخلی دنبال میکند. مردمی که نه میتوانند از گذشتهی خود جدا شوند و نه میتوانند از دگرگونی عظیم پیشرو برکنار بمانند. در مرکز رمان، گریگوری ملخوف و عشق دیوانهواش به «آکسینیا» قرار دارد. گریگوری انسانی گرفتار میان وفاداریهای متعارض، عشق، خشونت و انتخابهای سیاسی است. اهمیت اثر در آن است که انقلاب را نه واقعهای ساده و یکسویه، بلکه بحرانی میبیند که تمام مناسبات زندگی را از هم میگسلد. گریگوری بارها از جبههی سفیدها به جبههی سرخها میپیوندد و دوباره به سفیدها بازمیگردد. شخصیتههای رمان آنقدر زندهاند که امکان ندارد تا ابد فراموش شوند.
۲
گذر از رنجها/ آلکسی تولستوی/ سه جلد

ترجمهی سروژ استپانیان
این سهگانه، داستان عبور جامعه و روشنفکران روسیه از بحران پیش از انقلاب تا انقلاب و جنگ داخلی است. آلکسی تولستوی، با دنبال کردن سرنوشت شخصیتهایی که در طوفان حوادث مواضع و تعلقات خود را بازمییابند یا از دست میدهند، دگرگونی سیاسی را به تجربهای انسانی و تاریخی تبدیل میکند. مسئلهی رمان بالاتر از پیروزی یک نیروی سیاسی، این مسئله است که انسان در فروپاشی جهان آشنای خود چگونه جایگاهش را پیدا میکند. رمان همچنین برای شناخت نگاه ادبیِ در حال تحول تولستوی به انقلاب اهمیت دارد: نویسندهای که از مهاجرت و فاصلهگیری اولیه به پذیرش نظم شوروی رسید و حتی به ریاست شورای نویسندگان اتحاد شوروی دست یافت. سیلی «اوسیپ ماندلشتام» بر صورت او، معروف است!
۳
کلیم سامگین/ ماکسیم گورکی/ چهار جلد

ترجمهی محمد قاضی
زندگی کلیم سامگین آخرین و ناتمامماندهترین پروژهی بزرگ گورکی است. تصویری گسترده از جامعهی روسیه از دههی ۱۸۷۰ تا انقلاب ۱۹۱۷. کلیم سامگین روشنفکری است سرگردان در میان افکار، گرایشها و تناقضهای زمانهی تغییر و انقلاب. گورکی از طریق او، بحران روشنفکری روسیه، فردگرایی، تردید و ناتوانی در اتخاذ موضعی تاریخی را بررسی میکند. این رمان، برخلاف روایتهایی که انقلاب را از لحظهی پیروزی آغاز میکنند، به جهانی بازمیگردد که انقلاب از دل تضادهای آن برآمد. این رمان برای شناخت زمینههای اجتماعی و فکری انقلاب، فراتر از روایت مستقیم حوادث اکتبر، اهمیت بسیار دارد.
۴
شکست/ الکساندر فادایف

ترجمهی رضا شلتوکی
شکست روایت یک گروه پارتیزانی بلشویک در جنگ داخلی خاور دور روسیه است که زیر فشار محاصره، کمبود امکانات و خطر نابودی قرار میگیرد. اما البته عنوان رمان تنها به شکست نظامی اشاره ندارد. مسئلهی اصلی، دگرگونی انسانها در جریان مبارزه و آشکار شدن ظرفیتها و محدودیتهای آنان در لحظهی بحران است. فادایف نشان میدهد که بقای یک گروه صرفاً به شمار افراد آن وابسته نیست، بلکه به توانایی آن در ایجاد همبستگی، انضباط و تصمیمگیری بستگی دارد. با این حال، رمان را باید در متن ادبیات انقلابی شوروی خواند، که در آن، فردیت شخصیتها در نهایت با معیارهای اخلاقی و جمعی مبارزه سنجیده میشود.
۵
نینا/ ثابت رحمان

ترجمهی سیروس مددی
نینا داستان مبارزان حزب سوسیالدموکرات «باکو» است، همزمان که عشق «اژدر» (جوان آذربایجانی) و «ورا» (دختر بلشویک روسی) را هم روایت میکند. نینا نام چاپخانهی مخفی بلشویکها در باکو است اما پلیس مخفی تزاری میپندارد که نام یک زن است. در آخر رمان هم که «ورا» کشته میشود، آنها فکر میکنند نینا را کشتهاند! علاوه بر این، نینا توصیف وضعیت طبقاتی و اجتماعی زمانه هم هست. این رمان هم مستقیما به انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ مربوط نیست و از سالهای انقلاب ۱۹۰۵ آمده، اما همواره چون مکملی برای فضای داستانی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ تداعی شده است. چقدر با خواهرم برای مرگ ورا و سوگواری اژدر گریستیم.
۶
چاپایف/ دمیتری فورمانوف

ترجمهی م.ا. بهآذین
چاپایف بر پایهی تجربهی شخصی فورمانوف (که خودش کمیسر سیاسی ارتش سرخ بود) در جنگ داخلی و آشنایی او با واسیلی چاپایف، فرماندهی افسانهیِ مشهور ارتش سرخ، نوشته شده است. رمان نه فقط تصویر یک قهرمان نظامی بلکه رابطهی میان شور انقلابی، تجربهی عملی جنگ، آموزش سیاسی و ضرورت انضباط را هم بررسی میکند. چاپایف از دل نیروهای مردمی برخاسته است، اما پیروزی به شجاعت فردی محدود نمیشود و سازماندهی و آگاهی سیاسی نیز اهمیت پیدا میکنند. همین تنش میان شخصیت خودجوش فرمانده و الزامات تشکیلاتی، اثر را به نمونهای شاخص از ادبیات جنگ داخلی و شکلگیری الگوی قهرمان انقلابی در فرهنگ شوروی تبدیل کرده است. فورمانوف در سی و پنج سالگی و چند سال پس از نوشتن چاپایف، بر اثر فرسودگی ناشی از جنگ داخلی و بیماریهای گوناگون مرگ را پذیرفت.
۷
سیل آهن/ الکساندر سرافیموویچ

ترجمهی م. سجودی
سیل آهن از آثار برجستهی ادبیات اولیهی شوروی دربارهی جنگ داخلی است. رمان، حرکت دشوار جمعیتی از نیروهای انقلابی و خانوادههای همراه آنان را در شرایط عقبنشینی، گرسنگی، خطر و فرسودگی دنبال میکند. قهرمان اصلی اثر نه یک فرد مشخص است و نه یک فرماندهی معروف، بلکه تودهای انسانی است که در جریان مبارزه به نیرویی جمعی تبدیل میشود. سرافیموویچ با این انتخاب، مسئلهی انقلاب را از سطح تصمیمهای رهبران به سطح دگرگونی مناسبات میان انسانها میبرد. رمان در عین حال نمونهای مهم از آرمانپردازی ادبیات شوروی است: رنج و فروپاشی، زمینهی شکلگیری همبستگی و انضباط انقلابی هستند.
۸
مادر/ ماکسیم گورکی

ترجمهی علیاصغر سروش
مادر هم مشخصاً دربارهی انقلاب اکتبر ۱۹۱۷ نیست. موضوع آن جنبش کارگری و انقلاب ۱۹۰۵ روسیه است. نقطهی مرکزی رمان، دگرگونی زنی از طبقهی کارگر است که از زندگی زیر سلطهی خشونت خانوادگی و ترس، به مشارکت آگاهانه در مبارزهی اجتماعی میرسد. اهمیت اثر در پیوند میان تجربهی شخصی و آگاهی سیاسی است: مبارزه دیگر فعالیتی بیرون از زندگی روزمره نیست، بلکه معنای تازهای به روابط، مسئولیتها و هویت فرد میدهد. گورکی در این رمان الگویی اثرگذار از ادبیات انقلابی آفرید. الگویی که بعدها در شکلگیری رئالیسم سوسیالیستی نقشی مهم یافت، هرچند البته ارزش ادبی اثر را نباید به کارکرد سیاسی آن تقلیل داد. من فکر میکنم رمان «همسایهها» (نوشتهی احمد محمود) از رمان مادر تاثیر بسیار پذیرفته است. بخصوص در ساختار دوبخشی بیرون زندان و درون زندان.
۹
آخرین نفر/ الکساندر فادایف

ترجمهی فرهاد غبرائی
آخرین نفر، رمانی حماسی و ناتمام دربارهی جنگ داخلی و استقرار قدرت شوروی در خاور دور روسیه است. فادایف در این اثر میکوشد تصویری گسترده از طبقات اجتماعی، نیروهای سیاسی و مردم بومی منطقه در سالهای ۱۹۱۷ تا ۱۹۲۰ ارائه کند. حضور قوم «اودگه» و شخصیتهایی که در چارچوب مناسبات سنتی زندگی میکنند، امکان میدهد که انقلاب نه فقط به عنوان نزاعی میان ارتشهای سرخ و سفید، بلکه همچون دگرگونی مناسبات اجتماعی و شیوههای زندگی بررسی شود. رمان از پایگاه آرمانشناسی شوروی نوشته شده و مسیر سوسیالیستی را افق مطلوب و محتوم تحول جامعه میداند.
۱۰
چگونه فولاد آبدیده شد؟ — نیکلای آستروفسکی

ترجمهی بهرام
این رمان داستان پاول کورچاگین را روایت میکند؛ جوانی که جنگ داخلی، فعالیت انقلابی و سپس کوشش برای ساختن جامعهی جدید، مسیر زندگیاش را شکل میدهند. عنوان کتاب به فرایند شکلگیری شخصیتی اشاره دارد که در مواجهه با رنج، بیماری و محدودیتهای جسمی، تعهد سیاسی و اخلاقی خود را حفظ میکند. این اثر یکی از تأثیرگذارترین نمونههای ادبیات شوروی در ساختن الگوی انسان انقلابی است: انسانی که ارزش زندگی خود را در مشارکت در یک پروژهی جمعی مییابد. امروزه میتوان آن را هم به عنوان سندی از آرمانهای نسلی انقلابی خواند و هم از منظر پرسش دشوار نسبت فرد، رنج شخصی و الزامات ایدئولوژیک بررسی کرد. این رمان در واقع زندگینامهی خود نیکلای آستروفسکی است که (همچون دمیتری فورمانوف) بر اثر فشارها و زخمهای جنگ داخلی در سی و شش سالگی و بعد سالها بیماری سخت و نابینایی کامل، مرگ را پذیرفت. آندره ژید در سفرش به شوروی او را در آخرین روزهای زندگی در خانهاش ملاقات کرده بود.
۱۱
دکتر ژیواگو/ بوریس پاسترناک

ترجمهی علیاصغر خبرهزاده
دکتر ژیواگو انقلاب را از چشمانداز انسانی روایت میکند که نمیتواند زندگی خصوصی، عشق، شعر و وجدان فردی خود را در خدمت ضرورتهای تاریخی قرار دهد. یوری ژیواگو، پزشک و شاعر، در میان جنگ جهانی اول، انقلاب و جنگ داخلی زندگی میکند؛ دورهای که تاریخ به درون خانهها و روابط شخصی نفوذ میکند و انتخاب و اختیار فرد را به تدریج محدود و سپس محو میسازد. پاسترناک نه تاریخ را صرفاً به ارادهی قهرمانان فرو میکاهد و نه انسان را به ابزار روندهای تاریخی تبدیل میکند. همین نگاه، رمان را به یکی از مهمترین روایتهای انتقادی از تجربهی انقلاب بدل کرده است. اثری که میان رهایی اجتماعی و آزادی فردی تنشی حلنشده مییابد. رمان «دکتر ژویاگو» در شوروی ممنوع بود و پاسترناک آن را مخفیانه به خارج فرستاد. به محض انتشار، رمان مشهور شد و جایزهی نوبل را برای پاسترناک ارمغان آورد. با تهدید دولت شوروی، پاسترناک از گرفتن جایزهی نوبل خودداری کرد و دو سال بعد هم دق کرد. او انتشار رمانش در شوروی را ندید.
۱۲
گارد سفید/ میخائیل بولگاکف

ترجمهی نرگس قندچی
بولگاکف در گارد سفید، کییفِ سال ۱۹۱۸ را از خلال زندگی خانوادهای تحصیلکرده و وابسته به نظم پیشین (توربینها) به تصویر میکشد. شهری که میان نیروهای رقیب، از جمله ملیگرایان اوکراینی و بلشویکها، دست به دست میشود. رمان از دیدگاه کسانی به انقلاب و جنگ داخلی مینگرد که جهان اجتماعی و فرهنگیشان در حال فروپاشی است. ارزش اثر در آن است که شکست یک طبقه را به تصویری ساده از شرارت یا حماقت آن طبقه تقلیل نمیدهد. ترس، وفاداری، شجاعت، خودفریبی و ناتوانی در فهم لحظهی تاریخی در کنار هم حضور دارند. این رمان مکملی ضروری برای روایتهای انقلابیِ نوشتهشده از منظر پیروزمندان است. بولگاکوف نویسندهی رمان عظیم و بیبدیل «مرشد و مارگریتا» هم هست.








دیدگاهتان را بنویسید