بهنام ندوشن نویسندهٔ مستقل است. دربارهٔ سیاست و جامعهٔ ایران، اقتصاد سیاسی و نسبت تصمیمهای کلان با زندگی روزمره مینویسد و به پیوند فرهنگ و قدرت نیز میپردازد. نوشتههای او در سایت های اینترنتی منتشر شدهاند. آشتی، به شرط «خوشخیم» بودن؟
از نامجو و گلشیفته تا کدیور و شایع؛ مرزهای یک گشایش گزینشی
بهنام ندوشن
برای فهمیدن اینکه مقامهای جمهوری اسلامی از بازگشت مخالفان چه تصوری دارند، شاید عبارت «اپوزیسیون خوشخیم» از هر شعار آشتی گویاتر باشد. آبان ۱۴۰۴، علی خامسیان، معاون اطلاعرسانی دفتر معاون اول رئیسجمهوری، به ایسنا گفت دولت زمینه بازگشت هنرمندان و ورزشکاران خارج از کشور را فراهم میکند و نهادی ذیربط در حال بررسی درخواست بازگشت «اپوزیسیون خوشخیم» است. در این جمله هم وعدهای هست و هم مرزی: کسی میتواند به دایره بازگشت نزدیک شود که ابتدا از صافی تعریف حکومت از مخالفت قابل تحمل بگذرد.
خبر تازه تابناک به این عبارت جان داده است. این رسانه روز هشتم مهر نام فریبرز عربنیا و گلشیفته فراهانی را به میان کشید، اما در متن خبر تصریح کرد بازگشت عربنیا را مستقلاً تأیید نمیکند و درباره گلشیفته نیز تنها از احتمال یک سفر کوتاه، نه اقامت، سخن گفت. چند روز پیش فاطمه معتمدآریا پس از دو سال دوری به ایران بازگشته بود؛ چند ماه پیشتر محسن نامجو هم آمده و قیصر، خوانندهای که سالها در لسآنجلس زندگی میکرد، در اجتماع حکومتی غدیر در تهران آواز خوانده بود. همزمان رپ در شبکه نمایش خانگی شنیده شد و زنان بیحجاب در تصاویر بعضی تجمعهای حامی حکومت دیده شدند. آیا اینها قطعات یک طرح واحد برای آشتی با جامعهاند؟ هنوز سندی برای چنین نتیجهای نداریم. اما خبر، بازگشتِ انجامشده و امکانِ مطرحشده را میتوان کنار هم گذاشت و پرسید حکومت کدام چهرهها را برای حضور در فضای عمومی میپذیرد و این پذیرش تا کجا ادامه پیدا میکند.
این پرسش در کشوری مطرح است که بخش بزرگی از جامعه، بهویژه جوانترها، رابطهاش با نهادهای رسمی سست شده است. مطابق آمار رسمی، مشارکت دور نخست انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ حدود ۴۰ درصد و دور دوم نزدیک به ۵۰ درصد بود؛ در صحت همین ارقام نیز تردیدهایی مطرح شده است. از این اعداد نمیتوان نظر سیاسی یک نسل را استخراج کرد، اما حتی روایت رسمی هم از فاصله چشمگیر جامعه با صندوق رأی خبر میدهد. برنامهساز، برگزارکننده مراسم و دولت هر یک به دلیلی به مخاطبانی نیاز دارند که دیگر بهسادگی پای تصویر رسمی نمینشینند.
ماجرا به اظهارنظر یک مقام محدود نیست. محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهوری، در شهریور ۱۴۰۴ از هنرمندان خارج کشور خواست برگردند. یک سال بعد عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، گفت فهرستهایی شامل بیش از صد چهره خارج از کشور را به نهادهای مسئول دادهاند. او از عبدالکریم سروش، محسن کدیور و عطاالله مهاجرانی نام برد؛ چهرههایی که سالها بیرون از ایران درباره سیاست و دین موضع گرفتهاند و قرار گرفتن نامشان در سخنان یک وزیر، دامنه بحث را از موسیقی و سینما فراتر میبرد. معاون دیگری در دولت هم گفته با سروش، پرستو فروهر و علی افشاری، و حتی مصطفی تاجزاده که در زندان است، گفتوگو کرده است. ولی نام بردن از آنان به معنی دعوت رسمی یا تضمین امنیت سفر تکتکشان نیست. روشن نیست برای هر فرد چه تصمیمی گرفتهاند و آیا این تماسها میتواند بر وضعیت حقوقی و آزادی بیانشان اثر بگذارد.
بازگشت قیصر و نامجو تفاوت دعوت و عمل را ملموس میکند. قیصر پس از موضعگیری علیه جنگ و در حمایت از ایران به کشور آمد و در برنامهای با سازماندهی نهادهای نزدیک به حکومت اجرا کرد. نامجو پیش از بازگشت سالها بیرون از ایران بود، آثار و مواضع تند علیه رهبر جمهوری اسلامی داشت و دربارهاش حکم قضایی غیابی نیز گزارش شده بود. آمدن او، بدون گزارش بازداشت در بدو ورود، اتفاق کوچکی نیست؛ بااینحال معلوم نیست وضعیت حقوقی پروندههای پیشین او چگونه تعیین تکلیف شده یا آیا او میتواند در ایران با همان آزادیِ پیشین سخن بگوید. بازگشتِ بیدردسر در فرودگاه بهتنهایی پاسخ این پرسشها نیست.
نام گلشیفته این مرز را پیچیدهتر میکند. او پس از تجربه فشارهای مربوط به کار سینماییاش و خروج از ایران، در خارج از کشور با پوشش اختیاری و انتشار تصاویر برهنه، آشکارا از قواعد رسمی حاکم بر بدن زنان عبور کرد؛ بعدها نیز از اعتراضهای «زن، زندگی، آزادی» حمایت کرد و درباره سرکوب در ایران سخن گفت. بااینحال، روایت دیگری هم درباره ارتباط او با بخشی از ساختار قدرت وجود دارد: محمدرضا زائری در سال ۱۴۰۰ مدعی شد فراهانی تلفنی با قاسم سلیمانی صحبت کرده و به او احترام گذاشته است؛ نرجس سلیمانی نیز چند سال بعد روایتی از تماس و کمک پدرش به یک بازیگر زن ارائه کرد که رسانهها آن را به فراهانی نسبت دادند. تأیید مستقلی از خود فراهانی برای جزئیات این مکالمه در دست نیست. حتی اگر چنین تماسی رخ داده باشد، از یک گفتوگو نمیتوان همسویی سیاسی پایدار یا تضمین امنیت بازگشت را نتیجه گرفت.
تابناک اکنون احتمال سفر او را به موضعگیری علیه حمله به ایران پیوند میدهد، ولی این تفسیرِ رسانه است و از سوی خود بازیگر تأیید نشده. بهویژه باید مراقب یک نقلقول پرگردش از مصاحبه بهمن ۱۴۰۴ او با تلویزیون فرانسه بود: جملههای صریح درباره مخالفت با «دخالت نظامی برای آوردن دموکراسی» و مثال عراق و لیبی در آن مصاحبه بیان نشدهاند. مخالفت با بمباران غیرنظامیان را نیز نمیتوان به صرف سکوت یا یک تیتر خبری، عدول از انتقاد او به حکومت دانست. عربنیا هم تا زمان نگارش این متن بازگشتش را در خبر تابناک تأیید نکرده است.
بهمن بابازاده، خبرنگار موسیقی، پیش از بازگشت این دو نوشته بود که نامجو و قیصر در نزدیکترین وضعیت به بازگشت قرار دارند. پیشبینی او، در کنار گفتههای مقامهای دولت، فرض وجود گفتوگوها و ارزیابیهای موردی را جدیتر میکند. البته گزارش یک خبرنگار از نزدیک بودن بازگشت، مدرک وجود یک اتاق فرمان مشترک برای همه تحولهای فرهنگی نیست؛ همانطور که آمدن دو خواننده ثابت نمیکند راه برای همه هنرمندان تبعیدی باز شده است.
صدایی که شنیده میشود، مجوزی که معلوم نیست
در داخل کشور هم مرزها جابهجا شدهاند، اما به شکلی نامنظم. سینا ساعی در «کارناوال» رامبد جوان تا فینال پیش رفت و رپ در محصولی پرمخاطب از شبکه نمایش خانگی شنیده شد. پیش از پخش «گنگ»، شایعهای درباره گرفتن مجوز و کنسرتِ محمدرضا شایع پخش شد که خود او تکذیب کرد. او در همان برنامه علی ضیا نیز از نگرانی درباره سفارشی شدن رپ با گرفتن مجوز گفت، هرچند خواهان امکان اجرای کنسرت بود. سپس نخستین قسمت «گنگ» با اجرای شایع منتشر شد، واکنش انتقادی بخشی از مخاطبانش را برانگیخت و او از حضورش عذر خواست؛ ساترا هم اعلام کرد برنامه مجوز انتشار نداشته است. مهیار بر صحنه تئاتر حضور یافته و ضیا در رسانه خود با چهرههای موسیقی داخل و خارج گفتوگو کرده است. در این میان، تکذیبِ مجوز از سوی خواننده و پخشِ یک اجرا با سرنوشت نامعلومِ مجوز برنامه، هر دو از شکسته شدن تابوی نمایش رپ و پابرجا بودن مناقشه بر سر استقلال آن خبر میدهند.
در پرونده امیر تتلو حتی همین تمایزها حیاتیتر است. او خود خواهان بازگشت از ترکیه به ایران بود و پیش از آمدن، قصدش را علنی کرده بود. پلیس ترکیه او را در مرز تحویل مقامهای ایرانی داد و بلافاصله بازداشت شد. بعدها حکم اعدام گرفت و پس از احراز توبهاش در دادگاه، خبر نقض حکم اعدام منتشر شد؛ بااینحال، همچنان زندانی است. در همین وضعیت، اثری با صدای ضبطشده از زندان در کانال رسمیاش منتشر شده. این رفتوآمد میان حکم، توبه و انتشار موسیقی نشان میدهد امکان شنیده شدنِ یک صدا، وضعیت حقوقی صاحب آن را بهتنهایی توضیح نمیدهد. اگر قرار باشد نام این وضعیت را آشتی بگذاریم، نخست باید بپرسیم چه کسی حق دارد آزادانه تولید و اجرا کند و چه کسی تنها به شکلی کنترلشده دیده یا شنیده میشود.
در مورد زنان نیز تصویری دوگانه دیده میشود. حضور زنان بیحجاب در بعضی تجمعهای حکومتی تحمل میشود و دولت در بهمن ۱۴۰۴ مصوبهای برای آموزش و صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان گذراند. با وجود این، گزارشهای مرداد ۱۴۰۵ میگفت صدور سراسری گواهینامه هنوز آغاز نشده است. افزون بر آن، زنانی که پوشش اختیاری دارند خود سالها برای تغییر مرزهای حضورشان ایستادهاند. دیده شدن آنان در یک مراسم رسمی را نمیتوان بهسادگی امتیازی دانست که حکومت یکطرفه اعطا کرده است.
شواهد مخالفِ فرضیه گشایش هم درست در همین روزها انباشته شدهاند. بنا بر گزارشی که پنجم مهر از وضعیت پروندهها منتشر شد، عباس عبدی بهخاطر یک یادداشت به یک سال حبس محکوم شده که هنوز قطعی نیست و برای روزنامه اعتماد نیز حکم دو ماه توقف فعالیت صادر شده است. صادق زیباکلام به یک سال حبسِ تعلیقشده و دو سال منع فعالیت رسانهای محکوم شده؛ حشمتالله فلاحتپیشه با حکم یک سال حبس تعلیقی و جزای نقدی روبهرو است؛ و سیامک رحمانی در حکمی غیرقطعی به پرداخت جزای نقدی محکوم شده است. این پروندهها یکسان نیستند، اما کنار هم نشان میدهند حتی انتقاد درون چارچوبهای شناختهشده نیز تضمین امنیت ندارد. غلامحسین محسنی اژهای بار دیگر خواهان برخورد با آنچه «برهنگی» مینامد شده؛ و در پرونده بازداشتشدگان اعتراضهای دی ۱۴۰۴ صدور و اجرای احکام اعدام ادامه یافته است. اعدام مجید آدینه، از بازداشتشدگان همان اعتراضها، در اول شهریور اعلام شد. در این مقیاس، تحمل حضور یک زن بیحجاب در قاب مراسم یا اجرای یک خواننده، معیار کافی برای سنجش آزادی سیاسی نیست.
حبس حمید رسایی، نماینده تندرو، در پی شکایت محمدباقر قالیباف نیز گاه در کنار این خبرها قرار میگیرد. اما این نمونه را باید در جای خود دید: برخورد قضایی در نزاع میان دو چهره درون ساختار قدرت، شاهدی بر پذیرش مخالفت بیرون از آن ساختار نیست. کنار هم آمدن خبرها زمانی به تحلیل کمک میکند که تفاوت وزن و زمینه آنها از دست نرود.
شاید سازوکاری واحد در کار نباشد. دولت میتواند برای بازگشت چهرهها رایزنی کند، یک نهاد امنیتی برای ورودشان تصمیم بگیرد، رسانهای برای جذب مخاطب سراغ رپ برود و نهاد ناظر همان برنامه را متوقف کند. نتیجه این تصمیمهای پراکنده از بیرون ممکن است شبیه یک سیاست منسجم دیده شود. حتی اگر مقامات به دنبال کاهش شکاف با جامعه باشند، اختلاف دستگاهها و امکان پس گرفتن هر گشایش بخشی از خود ماجراست.
این حدس البته سابقهای در گفتار اهل موسیقی دارد. در اواخر ۱۴۰۲، پوریا عرب، معروف به پوتک، در ویدیویی از چیزی به نام «آشتی با مردم» گفت و پیشبینی کرد آزادی تتلو، بازگشت عادل فردوسیپور به تلویزیون و برگزاری کنسرت رپرها در ایران بخشی از آن خواهد بود. آن حرف در زمان خود بیشتر شبیه شایعهای بلندپروازانه بود. امروز که صحنههایی از رپ در نمایش خانگی دیده میشود و چهرههایی از خارج برگشتهاند، میشود دوباره آن را شنید؛ ولی نتیجه آزمون یکدست نیست. تتلو به خواست خود برگشت، بازداشت شد و حکم اعدام گرفت؛ پس از احراز توبه خبر نقض حکم منتشر شد، اما او همچنان در زندان است. بازگشت فردوسیپور به تلویزیون و برگزاری کنسرت آزاد رپ نیز به شکلی که پوتک گفته بود رخ ندادهاند. روایت او سندِ یک برنامه مصوب نبود؛ پرسشی زودهنگام بود درباره تمایل قدرت به نزدیک شدن به مخاطبانی که از دست داده است.
پرسش آینده این نیست که چند هنرمند دیگر از فرودگاه عبور میکنند. باید دید آیا گلشیفته، اگر روزی خودش تصمیم به سفر بگیرد، میتواند بدون انکار گذشتهاش برگردد؛ آیا کدیور و دیگر منتقدانِ نامبرده در گفتههای وزیر میتوانند آزادانه از همان مواضع سخن بگویند؛ آیا رپر بیهراس از توقیف اجرا میکند؛ و آیا زن بیحجاب بیرون از تجمع مطلوب حکومت همان اندازه امنیت دارد. پاسخ این پرسشها تعیین میکند آنچه امروز میبینیم آغاز تغییر در حقوق شهروندان است یا گسترش محدود دایره کسانی که در یک مقطع «خوشخیم» تشخیص داده میشوند.
گزارش ایسنا از گفتوگو با علی خامسیان، به نقل از کانال رسمی ایسنا؛ عبارت «اپوزیسیون خوشخیم» و بررسی در نهاد ذیربط.
گزارش هشتم مهر تابناک درباره عربنیا و گلشیفته؛ گزارش، وقوع بازگشت هیچیک را تأیید نکرده است. درستیسنجی نقلقولهای منتسب به گلشیفته در مصاحبه تلویزیون فرانسه؛ گفتوگوی او درباره تجربه خروج از ایران و کنش بدنی.
گزارش پنجم مهر تابناک از بازگشت فاطمه معتمدآریا.
روایت محمدرضا زائری از تماس فراهانی با سلیمانی؛ بازتاب گفتوگوی نرجس سلیمانی درباره تماس و کمک به بازیگر زن. این دو روایت جای تأیید شخص فراهانی را نمیگیرند.
گفتههای محمدرضا عارف درباره بازگشت هنرمندان؛ گزارش درباره فهرست بیش از صد نفر و سخنان وزیر ارشاد.
بازگشت قیصر و اجرای او در اجتماع غدیر؛ گزارش ایرانوایر از بازگشت نامجو و دیگران؛ یادداشت پیشین بابازاده در کانال او.
اطلاعرسانی فیلمنت درباره حضور سینا ساعی در کارناوال؛ قسمت نخست «گنگ» و واکنش ساترا.
گزارش ویدیویی تکذیب مجوز و کنسرت شایع در کانال رپسیتی؛ گزارش همان کانال از موضع شایع در گفتوگو با علی ضیا؛ واکنش شایع پس از پخش «گنگ».
گزارش ایرانوایر درباره اجرا نشدن سراسری صدور گواهینامه موتور برای زنان.
خبر اجرای حکم اعدام مجید آدینه؛ گزارش حبس حمید رسایی.
خبر پنجم مهر درباره پروندههای عبدی، زیباکلام، فلاحتپیشه و رحمانی؛ بازنشر ویدیو و گفته پوتک درباره «آشتی با مردم» در رپسیتی؛ ویدیوی اصلی پوتک.
گزارش همزمان با تحویل تتلو در مرز و بازداشت او؛ روایت او از قصد بازگشت، پیش از تحویل در مرز.
گزارش ایرانوایر از اعلام نقض حکم اعدام در اردیبهشت ۱۴۰۴؛ اظهارات وکیل در خرداد ۱۴۰۵ درباره احراز توبه و اعلام نشدن تصمیم نهایی.








پاسخی بگذارید