گزارشی از گردهمایی دهم اکتبر ۲۰۲۶، به مناسبت روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام
اعدام هرگز و برای هیچکس!
روز شنبه، دهم اکتبر ۲۰۲۶، همزمان با روز جهانی مبارزه علیه مجازات اعدام، میدان هاپتواخه (Hauptwache)، یکی از پررفتوآمدترین نقاط مرکزی شهر فرانکفورت، صحنه گردهمایی ایرانیان آزادیخواه و مخالفان مجازات اعدام بود.
این گردهمایی به ابتکار و سازماندهی «شورای ایرانیان چپ و دموکرات ـ ماینز» و «کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران ـ فرانکفورت»، از ساعت ۱۵ تا ۱۷ برگزار شد و بخشی از هفته کارزار اقدام مشترک علیه مجازات اعدام بود که با فراخوان یازده نهاد و کلکتیو چپ، دموکرات، فمینیست و کوئیر، برای روزهای دهم تا هفدهم اکتبر در هشت شهر اروپا برنامهریزی شده بود.
آکسیون رأس ساعت ۱۵ با پخش سرودهای اعتراضی آغاز شد. صدای موسیقی در فضای میدان طنین انداخت و توجه رهگذران را به جمعیت گردآمده، پلاکاردها و تصاویر قربانیان اعدام جلب کرد. نوشتههایی در دفاع از حق حیات، در کنار تصاویر زندانیان اعدامشده، پیام اصلی گردهمایی را بازتاب میدادند.
سخنرانان یکی پس از دیگری پشت میکروفن قرار گرفتند و بیانیهها و مطالبی را به زبانهای فارسی و آلمانی خواندند. مضمون مشترک سخنان آنان روشن بود: «حق حیات، حقی همگانی است و مخالفت با اعدام نباید به عقیده، گرایش سیاسی، اتهام یا هویت محکومان وابسته باشد.»
در سخنرانیها تأکید شد که اعدام صرفاً پایان دادن به زندگی یک فرد نیست؛ پیامدهای آن به خانواده، نزدیکان و جامعه گسترش مییابد. هنگامی که دولت کشتن انسان را به حکم قانون مجاز میشمارد، خشونت را به بخشی از سازوکار رسمی قدرت تبدیل میکند. از این منظر، مبارزه علیه اعدام تنها اعتراض به یک شیوه مجازات نیست، بلکه دفاع از کرامت انسانی و مقابله با عادیسازی خشونت دولتی است.
بخشی از سخنان به تاریخ اعدامهای سیاسی در ایران، از سالهای نخست استقرار جمهوری اسلامی و کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت و تابستان ۱۳۶۷ تا اعدامهای سالهای اخیر اختصاص داشت. همچنین از مبارزات خانوادههای دادخواه، مقاومت زندانیان سیاسی و کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» حمایت شد.
از مخالفت با اعدام تا نقد سیاست جنگ و مداخله خارجی
در این گردهمایی، مسائل مطرحشده تنها به محکومیت مجازات اعدام محدود نماند. سخنرانان به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای انسانی و اجتماعی آن و نبود چشماندازی روشن برای آینده کشور نیز پرداختند.
در این سخنان، نگرانی از تشدید خشونت، گسترش ناامنی و تضعیف امکان مبارزه مستقل مردم ایران برای آزادی و دموکراسی مطرح شد. تأکید بر این بود که مخالفت با جمهوری اسلامی و سیاستهای سرکوبگرانه آن، نباید به معنای پذیرش جنگ، مداخله نظامی خارجی یا سپردن سرنوشت جامعه ایران به قدرتهای دیگر باشد.
در شرایطی که آینده سیاسی ایران با ابهامهای فراوان روبهروست، این پرسش نیز مطرح شد که چگونه میتوان از یک سو با سرکوب و اعدام در داخل کشور مبارزه کرد و از سوی دیگر در برابر جنگ و سیاستهایی ایستاد که زندگی و امنیت مردم را به مخاطره میاندازند.
در همین چارچوب، بر ضرورت همبستگی با مبارزات زنان، کارگران، معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و دیگر گروههای اجتماعی تأکید شد؛ مبارزاتی که خواستههای آنان برای آزادی، برابری و عدالت اجتماعی، مستقل از رقابت قدرتهای سیاسی و منافع دولتهای خارجی است.
نقد مفهوم آزادی و اعطای جایزه به رضا پهلوی
در بخشی دیگر از برنامه، دیدگاههای هوبرت بریدن (Hubert Brieden)، نویسنده و منتقد آلمانی، درباره اعطای جایزه موسوم به «آزادی» از سوی بنیاد فریدریش ناومان به رضا پهلوی مطرح و خوانده شد.
بریدن در نوشته خود، با عنوان «بهای آزادی»، این پرسش را پیش میکشد که اعطای چنین جایزهای به فرزند محمدرضا شاه، با توجه به پیشینه سرکوب سیاسی و فعالیت سازمان اطلاعات و امنیت کشور، ساواک، در دوران سلطنت پهلوی، چگونه با مفهوم آزادی و دموکراسی سازگار میشود.
او این اقدام را از منظر تاریخی و سیاسی نقد میکند و معتقد است که چنین انتخابی، به جای بازتاب دادن مبارزات مستقل مردم ایران، میتواند در خدمت مشروعیتبخشی به جریانهایی قرار گیرد که با منافع سیاسی و اقتصادی قدرتهای غربی همسو هستند.
بریدن همچنین با اشاره به تاریخچه اندیشههای فریدریش ناومان، بنیانهای ملیگرایانه و امپریالیستی اندیشه سیاسی او را مورد انتقاد قرار میدهد و میان برداشت اقتصادی و قدرتمحور از آزادی و مفهوم آزادی مبتنی بر برابری، عدالت اجتماعی و حق تعیین سرنوشت مردم تمایز میگذارد.

طرح این دیدگاهها در گردهمایی، بحث مخالفت با اعدام را به پرسشی گستردهتر پیوند میداد: چگونه میتوان از آزادی مردم ایران سخن گفت، اما گذشته حکومتهای سرکوبگر را نادیده گرفت یا تعیین آینده کشور را به نیروهایی بیرون از اراده آزاد مردم آن سپرد؟ در همین چارچوب باید پرسید چرا برخی جریانهای سیاسی، از جمله سلطنتطلبان، به جای نقد اندیشه و رفتار مخالفان، شعارهای مرگخواهانه را در میان جوانان رواج میدهند و فرهنگ حذف مخالف را بازتولید میکنند؟ چنین شعارهایی نهتنها یادآور گذشتهای خشونتبارند، بلکه با زنده نگهداشتن منطق حذف و انتقام، زمینه تداوم همان خشونت را در آینده نیز فراهم میسازند.مبارزه علیه اعدام، از این رو، به مخالفت با احکام صادرشده از سوی دادگاهها محدود نمیشود. این مبارزه در عرصه فرهنگ سیاسی نیز جریان دارد؛ جایی که باید به جای انتقام، بر عدالت، مسئولیتپذیری، گفتوگو و حرمت زندگی انسان تأکید کرد.
تصاویر و واژههایی که رهگذران را به درنگ وامیداشتند
یکی از جنبههای قابلتوجه این گردهمایی، واکنش رهگذران بود.
شماری از شرکتکنندگان، اطلاعیهها و نوشتههای آلمانیزبان را میان مردم توزیع میکردند. خواندن بیانیهها به زبان آلمانی از سوی دختری نوجوان نیز امکان ارتباط مستقیم با شهروندانی را فراهم میکرد که با زبان فارسی آشنایی نداشتند.
برخی از رهگذران که ابتدا با شتاب از کنار گردهمایی میگذشتند، با شنیدن سخنان آلمانی یا مشاهده تصاویر و پلاکاردها، از سرعت خود میکاستند. عدهای برای لحظاتی میایستادند، نوشتهها را میخواندند یا به بخشی از سخنرانیها گوش میسپردند.
در میان تصاویر، عکس آخرین بوسه یک زندانی محکوم به اعدام با نامزدش توجه خاصی برمیانگیخت؛ تصویری از لحظهای انسانی در برابر خشونت مجازاتی که میخواهد زندگی را برای همیشه پایان دهد.
چنین تصاویری گاه بیش از یک سخنرانی طولانی، مخاطب را با واقعیت اعدام روبهرو میکنند. پشت هر حکم مرگ، انسانی با پیوندهای عاطفی، آرزوها و گذشتهای قرار دارد و در کنار او کسانی هستند که با اجرای حکم، بخشی از زندگیشان را برای همیشه از دست میدهند.
در میان تماشاگران، افرادی نیز دیده میشدند که ظاهراً نه فارسی میدانستند و نه آلمانی. برخی از تصاویر عکس میگرفتند و برخی مدتی در محل باقی میماندند.
زن جوانی با دوربین در دست، با وجود آنکه زبان سخنرانان را نمیفهمید، تا پایان گردهمایی حضور داشت. شاید تصاویر برای او زبانی گویاتر از واژهها بودند؛ زبانی که برای دریافت پیام آن نیازی به ترجمه نبود.
از اعتراض به اعدام تا ضرورت گسترش همبستگی
یکی از محورهای اساسی سخنان، ضرورت گسترش همبستگی با خانوادههای دادخواه، زندانیان سیاسی و محکومان به اعدام بود.
اعدام، با پایان دادن به زندگی یک انسان، رنجی ماندگار بر خانواده و نزدیکان او تحمیل میکند. مبارزه علیه اعدام زمانی میتواند به جنبشی اجتماعی و گسترده تبدیل شود که این خانوادهها تنها موضوع همدردی نباشند، بلکه در شبکههای همبستگی و دادخواهی نقشی فعال داشته باشند.
همچنین تأکید شد که مخالفت با مجازات اعدام باید از مرزهای سیاسی و ایدئولوژیک فراتر رود. دفاع از زندگی انسانها نمیتواند تنها به قربانیانی محدود شود که با آنان همعقیدهایم.
در جامعهای که حکومت از مجازات مرگ برای اعمال قدرت بهره میگیرد و در بخشی از فرهنگ سیاسی مخالفان نیز شعارهای مرگخواهانه شنیده میشود، ساختن آیندهای متفاوت مستلزم گسستن از منطق حذف فیزیکی مخالف است.
از این رو، شعار «اعدام هرگز و برای هیچکس» تنها یک مطالبه حقوقی نیست؛ بیانگر ضرورتی فرهنگی و اجتماعی نیز هست:«هیچ قدرتی، با هیچ نام و عنوانی، نباید حق حیات انسان را ابزار تحکیم سلطه یا تسویهحساب سیاسی قرار دهد.»
پایان گردهمایی، تداوم یک مسئولیت
گردهمایی ساعت ۱۷، پس از دو ساعت فعالیت، پایان یافت. سخنرانیها به پایان رسیدند، اما احساس همبستگی و میل به ادامه همکاری در میان برگزارکنندگان همچنان محسوس بود.
ارزیابی میزان موفقیت چنین آکسیونی را نمیتوان تنها به شمار شرکتکنندگان محدود کرد. تعداد اطلاعیههای توزیعشده، میزان توجه رهگذران، امکان گفتوگو با مخاطبان تازه و استمرار همکاری میان نهادهای برگزارکننده نیز معیارهای مهمی هستند.
در فرانکفورت، حضور جمعیتی نسبتاً مناسب، خواندن مطالب به دو زبان، توزیع اطلاعیهها، جلب توجه بخشی از رهگذران، همکاری برگزارکنندگان و حضور جوانان، هرچند اندک، نشانههایی از ظرفیت این حرکت برای ارتباط با جامعهای فراتر از جمع شرکتکنندگان بود. با این حال، سنجش تأثیر ماندگار آن نیازمند پیگیری و ارزیابیهای بعدی است.
یکی از مهمترین پیامهای این گردهمایی، یادآوری مسئولیتی بود که با پایان یک آکسیون به پایان نمیرسد: تلاش برای گسترش فرهنگی که در آن هیچ انسانی به دلیل عقیده، باور، هویت یا حتی جرم ارتکابیاش، از حق زندگی محروم نشود.
مبارزه علیه اعدام، مبارزه با فراموشی قربانیان نیز هست؛ مبارزهای برای آنکه رنج خانوادهها به سکوت سپرده نشود و جامعه در برابر خشونتی که به نام قانون اعمال میشود، بیتفاوت نماند.
در روزی که صدای مخالفان اعدام در مرکز فرانکفورت طنین انداخت، تصویری از آخرین بوسه یک محکوم به مرگ، نوجوانی که شعار مرگ سر میداد و رهگذرانی که برای دیدن و شنیدن لحظهای درنگ میکردند، هر یک به شیوهای متفاوت، یک پرسش مشترک را پیش روی ما گذاشتند:
آیا میتوان آیندهای آزاد و انسانی ساخت، بیآنکه نخست از فرهنگ مرگ و انتقام عبور کنیم؟
پاسخ این گردهمایی، در خواست مشترک برگزارکنندگان و شرکتکنندگان آن بیان میشد:
اعدام هرگز و برای هیچکس!
زنده باد زندگی، آزادی، دموکراسی و برابری!
فرانکفورت، ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶
شورای ایرانیان چپ و دموکرات ـ ماینز
کمیته همبستگی با مبارزات مردم ایران ـ فرانکفورت








دیدگاهتان را بنویسید