ابوالقاسم شمسی؛ هنرمندی که به واژهها جان و به دوستی معنا میبخشد.
نگاهی به هنر خوشنگاری و منش انسانی ابوالقاسم شمسی
هنر، آنگاه که با مهر و انساندوستی درآمیزد، از مرز زیبایی فراتر میرود و به زبانی برای پیوند دلها بدل میشود. ابوالقاسم شمسی از آن دسته هنرمندانی است که هنر را نهتنها در آفرینش آثار زیبا، بلکه در رفتار انسانی، سخاوت فرهنگی و همراهی بیدریغ با اهل قلم معنا میبخشد.
این هنرمند خوشنویس، زادهٔ لنگرود، سالهاست که با قلم توانای خویش به واژهها جلوهای تازه میبخشد. آثار او در نمایشگاههای گوناگون هنری و در کشورهای مختلف، از جمله آلمان، اتریش، هلند، هندوستان و پاکستان، مورد توجه و استقبال قرار گرفتهاند. در فضای مجازی نیز خوشنگاریهای او جایگاهی دلنشین در میان دوستداران هنر و ادبیات یافتهاند.
اما آنچه ابوالقاسم شمسی را از بسیاری هنرمندان متمایز میسازد، تنها زیبایی خطوط و ظرافت قلم او نیست؛ بلکه پیوند عمیق هنر با منش انسانی اوست.
شمسی هنرمندی ادیبدوست و شاعرمسلک است. گویی هر شعر زیبایی که میخواند، در ذهن و جانش به تصویری تازه بدل میشود و قلم او بیدرنگ به استقبال واژهها میرود. شعر در دستان او تنها مجموعهای از کلمات نیست؛ جان میگیرد، قامت میافرازد و در پیچوتاب خطوط، جلوهای دیگر از زیبایی خویش را آشکار میسازد.
او از آن هنرمندانی نیست که میان خویش و دوستداران هنر دیواری از شهرت و اعتبار برپا کنند. برعکس، با گشادهرویی و مهربانی، وقت و توان خود را در اختیار شاعران و نویسندگان قرار میدهد؛ بهویژه آنان که دور از محافل رسمی هنر و ادبیات، با عشق و امید مینویسند و میسرایند.
چه بسیار شاعرانی که با دیدن سرودههای خود در جامهٔ زیبای خوشنگاری او شادمان شدهاند. شمسی برای این همراهی نه چشمداشت مادی دارد و نه در پی ستایش و شهرت است. کافی است شاعری از او بخواهد که سرودهاش را خوشنگاری کند؛ با مهر و بیتکلف، قلم برمیدارد و به آن شعر جلوهای تازه میبخشد.
در روزگاری که بسیاری از مناسبات انسانی زیر سایهٔ سود و منفعت قرار گرفتهاند، چنین بخشندگی فرهنگی ارزشی فراتر از یک رفتار دوستانه دارد. این منش، یادآور آن است که هنر میتواند عرصهٔ همدلی، یاریرسانی و آفرینش جمعی باشد.
برای نگارندهٔ این سطور، آشنایی و همکاری چندینساله با ابوالقاسم شمسی، تجربهای سرشار از دوستی و احترام بوده است. در انتشار گاهنامهها و فصلنامههای ادبی، بارها از آثار زیبای او برای آراستن صفحات و بخشیدن جلوهای هنری به نوشتهها بهره بردهام. کمتر روز یا شبی گذشته است که اثری تازه از او به دستم نرسیده باشد؛ آثاری که هر یک نشان از پویایی ذهن، شور آفرینش و عشق پایانناپذیرش به هنر و ادبیات دارند.
در این سالها، آنچه بیش از همه در خاطرم مانده، تنها زیبایی خوشنگاریهای او نیست؛ بلکه مهربانی بیادعا، فروتنی و وفاداریاش به دوستی و فرهنگ است. او با قلم خود نهتنها شعرها را زیباتر میکند، بلکه به شاعران نیز احساس دیدهشدن و ارزشمندی میبخشد.
نگاه شمسی به هنر، نگاهی محدود به نمایشگاه و بازار آثار هنری نیست. او بر این باور است که زیبایی باید راه خود را به زندگی روزمرهٔ مردم باز کند. در سخنی دربارهٔ رویداد هنری «هفت نگاه» میگوید:
«در این روزگار که انسانها دچار بحرانهای روحی هستند و فرهنگ تماشای زیباییهای اصیل به محاق رفته است، رویدادی مانند هفت نگاه که میاندیشد اثر هنری را به خانههای مردم برساند، از خرد و اندیشهای نو و زیبا برخوردار است که هم سلامت روحی برای اجتماع میآفریند، هم با رونقافزایی به مقولهٔ اقتصاد هنر، امکان زندگی از راه هنر را برای هنرمندان میسر میسازد.»
این سخنان، جلوهای از جهانبینی هنرمندی است که میان زیبایی، آرامش روان انسان و جایگاه اجتماعی هنر پیوندی ناگسستنی میبیند. از نگاه او، هنر نباید در انحصار تالارها و مجموعههای خصوصی باقی بماند؛ بلکه باید به خانهها راه یابد و در زندگی انسانها حضور داشته باشد.
هنر او آمیزهای از زیبایی خط، حرمت واژه و مهر به انسان است.
انتشار نمونههایی از آثار ابوالقاسم شمسی در پایگاه ادبی درنگ، فرصتی است برای ارجنهادن به هنرمندی که سالها با عشق و سخاوت در کنار شاعران و نویسندگان ایستاده و بیهیاهو در گسترش فرهنگ و زیبایی سهم داشته است.
این نوشته، بیش از آنکه معرفی یک خوشنویس باشد، ادای احترام به انسانی است که میان هنر و اخلاق جدایی نمیبیند؛ هنرمندی که قلمش به واژهها زیبایی میبخشد و رفتارش به دوستی معنا.








دیدگاهتان را بنویسید