پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

حاشا که نان به لابه ……- علی صبوری

حاشا که نان به لابه ……

———–

نه آئینه

نه چراغ

کوره راه‌ها و گردنه ها را

بی پاپوش دویده‌ام

حاشا که نان به لابه

توشه راه کرده‌باشم

سنگ به شکم بسته‌

سنگ دریاها را به سینه زده‌ام

نه فریب رودخانه‌‌ها گمراه‌ام می‌‌کند

و نه اسیر ساحل نمکسوز می‌شوم

شیرینی مرجان ها

در کا م نهنگ‌ها است

من در دهان نهنگ‌‌ها آشیانه دارم

هی وارثان دوزخ !؟

که راه بر گذرگاه توفان‌ها می‌بندید

من‌ رسول واژگان شریف نور و باران‌ام

پشتم به شن های کویر

و زخم‌های عطش‌ گرم است

مرا ازچه می‌ترسانید؟

راه برگذرگاه توفان‌ها بسته‌‌اید که چه؟

دریا ها در تاول زخم هایم آشیانه دارند

و من در دهان نهنگ‌ها

حاشا که نان به لابه

توشه‌ی راه کرده باشم.

شهریور /۱۴۰۴


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب