این روزها، وقتی به ایران فکر میکنم، همزمان دو احساس کاملاً متفاوت را تجربه میکنم؛ خشم و شادی توامان .
از طرفی، افزایش اعدام ها ،حبس ها ،فشار و تهدید ،نابسامانی اقتصادی ،اجتماعی ،افزایش زن کشی ها…. خیلی ناراحتم میکند.
از طرف دیگر، به زنهای جوان ایران نگاه میکنم؛ به دخترهایی که بسیاریشان متولد دهههای هشتاد و نودند و جهان را به شکل دیگری میفهمند. زنهایی که با جسارت بیشتری زندگی میکنند، دگرگون شده اند در عالم خودشان هستند رها و آزادند آنهم در آن فضای مسموم و پر چالش و نامن ،اما زیبا زندگی میکنند ،پر حرارت ،گویی آخرین روز زندگی شان هست و راستش را بخواهید، دیدن این تغییر واقعاً خوشحالم میکند.
زندگی ای که سالها از ما دریغ شده بود دارد به ما برمیگردد و این نه عجیب نه غیر عادی است . اتفاقاً فکر میکنم آنچه عجیب بوده، تمام این سالهایی است که از ما انتظار داشتند برای طبیعیترین خواستههای انسانیمان بجنگیم. خوشحالم که نه زندان سنت ،نه زندان مذهب نه زندان بی عدالتی و بی قانونی نتوانست پرهای ما را قیچی کند
هر چند دوست نداشتم اینهمه هزینه بدهیم اما خب همین زیباست
آنچه امروز میبینیم، بازگشت تدریجی زندگی به شکل طبیعی خودش است. بازگشت انتخاب به زندگی زنها، بازگشت اختیار به بدنهایشان، بازگشت حقِ بیاجازه زیستن. انگار نسل تازهای از زنان دارد به ما یادآوری میکند که بسیاری از چیزهایی که سالها به اسم ممنوعیت، اخلاق، سنت یا قانون به ما تحمیل شدند، اساساً هیچ ربطی به ذات زندگی نداشتند. زندگی پیش از این محدودیتها هم وجود داشت و قرار نیست با وجود آنها متوقف بماند.
البته نمیخواهم چشمم را به آمار وحشتناک اعدام ها و ببند و بگیرها و حبس زنان ببندم ،هنوز زنهای زیادی زیر فشارند، هنوز هزینه آزادی برای خیلیها سنگین است و هنوز ترس و تبعیض از زندگی بسیاری از آدمها بیرون نرفته است. اما میان تمام این واقعیتهای تلخ، این تغییر مرا دلگرم میکند و این تغییر، کوچک نیست.
نسل جدید ما خیلی قوی و جسور ادامه میدهد بدون شعار و آرمان و ایده آل گرایی، با سادگی و خود زندگی
اونها مانیفست اراعه نمیدهند بلکه خودشان و سبک شان مانیفست زندگی اشان هست
و این خیلی خیلی زیباست مرا به وجد می آورد
آنها چشم در چشم قاتلان واین حکومت اسلامی کثیف و فاسد ،نگاه میکنند و فریاد میزنند : « نه !
دیگر نمی توانید به ما زور بگویید
شما رفتنی هستید ،ما میمانیم شماها باید شرتان را کم کنید و نابود شوید . »
با وجود رعب و وحشت و اعدام ها زندگی از دل خودش جوانه میزند و این نوید خوبیست . و نهاد قدرت که الان نهاد ضعف هست این را فهمیده …
امیدوارم روزی برسد که هیچ زنی برای انتخاب لباسش، برای خندیدن در خیابان، برای عاشق شدن یا نشدن، برای تنها زندگی کردن، برای مادر شدن یا نشدن، برای ماندن یا رفتن، مجبور نباشد هزینهای بپردازد که هیچ انسانی نباید بپردازد. .
شاید مهمترین پیروزی همین باشد که دیگر نتوانند به ما بقبولانند زندگی همان چیزی است که آنها تعیین میکنند. ما زندگی خودمان را میخواهیم؛ نه زندگیای که برایمان انتخاب شده، نه آزادیای که به شرط اطاعت به ما بدهند و نه آیندهای که در آن مجبور باشیم برای حفظ امنیت، از خودمان صرفنظر کنیم. هیچ چیز مثل سابق نخواهد شد ،این ابرهای سیاه رفتنی هستند…
خورشید خواهد درخشید به سرزمین زیبای ما
ما برای امروز هزینه دادهایم. خیلی هم هزینه داده این خصوصا نسل ما دهه شصتی ها که واقعا سوخت
اما همین تغییرات نشان میدهد که ما پیروز بودیم، هستیم و خواهیم بود.
زن ایرانی هویت خودش را دارد و هیچ احدی نمیتواند این هویت را از او بگیرد … هیچ قرون وسطی و هیچ سیاهی ای ابدی نیست و آزادی خواهد رسید ،ما مینویسیم ،می ایستیم ،ادامه میدهیم
قوی تر ،با انگیزه تر و خشمگین تر
تا سقوط این رژیم ببینیم
زنده باد انقلاب زن، زندگی، آزادی
مهناز جندی








دیدگاهتان را بنویسید