پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

یادی از نوذر آزادی- حسین دولت آبادی

یادی از نوذر آزادی

سال‌ها پیش، (تاریخ دقیق آن را به یاد ندارم)، برادری به آلمان آمده بود و در شهری به نام «برم»، یا «برمن» مهمان زنده یاد نوذر آزادی شده بود. من که تازه جلای وطن کرده بودم و زخم‌ام تازه بود و از دوری میهن و عزیزان‌ام رنج می بردم، شبانه و شتابزده سوار قطار شدم و مانند هر تازه واردی اشتباه کردم و ساعت سه بعد از نیمه شب به مقصد رسیدم، مهمان و میزبان در انتظار من کنار آتش بیدار مانده و نگران و دلواپس شده بودند. باری، من اگر چه نوذر فیرزوه ( آزادی) را در فیلم های تلویزیونی و سینمائی دیده بودم، ولی هنوز از نزدیک نمی‌شناختم و نمی دانستم که او مادرزاد کمیک، طناز، بذله گو، شیرین سخن و مجلس آرا بود و به اصطلاح مردم ما دهان گرمی داشت. من در‌آن مدت کوتاه، در کنار میزبان و مهمان، به اندازۀ یک سال از ته دل خندیدم و غش و ریسه رفتم، باری، اگر اشتباه نکنم، نوذر از آمریکا آمده بود و در منزل خواهرش زندگی می کرد. غرض، از آن جا که در سالهای اول مهاجرت «کار» و «خانه» دو معضل اصلی و دغدغۀ مدام آدم تبعیدی و مهاجر بود، از او پرسیدم که چرا از آمریکا به اروپا و به آلمان آمده بود و در آن شهر چکار می کرد؟ گفت:

« بیکار نیستم، وقتی بچه‌های خواهرم سر و صدا و شلوغ می کنن، به اونا تشر می زنم.»

اگر از من بپرسید چرا پس از این‌همه سال به یاد آن عزیز افتادم، عرض می کنم که رفتار زیدی در دنیای مجازی باعث شد که این این خاطره را به یاد بیاورم. دوستی از ایران پرسید تو این روزها «زید» را می بینی؟ چکار می کند؟ در جواب نوشتم:

«به بچه‌های خواهرش تشر می زند.»

وقتی از من توضیح و تفسیر بیشتری خواست، نوشتم:

«روزها در فیس بوک چرخ می زند، اگر کسی مرده بود، فاتحه ای می‌خواند و می‌نویسد «یادش سبز» یا « یادش گرامی» یا « از یادت نمی‌کاهم». اگر گذرش به گورستانی متروک و گلباران شده بیفتد می‌نویسد: « نه می بخشیم و نه فراموش می کنیم» اگر کسی کتابی چاپ کرده بود باشد: می‌نویسد: « مبارکه» یا « مبارکا باشه» اگر کسی شعری فرموده باشد، قلبی سرخ و خونچکان و یا دسته گلی کاغذی و رایگان نثارش می‌کند.

«دست بردار، شوخی نکن، بگو چکار می‌کنه»

«گفتم که به بچه های خواهرش تشر می زنه.»

بیلاخ بزرگی زیر صفحه گذاشت و بدون خداحافظی رفت. اینهمه باعث شد تا یادی به نیکی از آن عزیز، از آن شکر سخن و شیرین گفتار، از زنده یاد نوذر آزادی بکنم. یادش گرامی

.

وبسایت حسین دولت آبادی www.dowlatabadi.net


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

پاسخی بگذارید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب