گزارش «آزادی بیان در هفتهای که گذشت» کانون نویسندگان ایران، اگر تنها بهصورت فهرستی از نامها و احکام خوانده شود، شاید مانند بسیاری از خبرهای روزمره از برابر چشم بگذرد؛ اما کافی است این نامها را کنار یکدیگر بگذاریم تا تصویری بزرگتر پدیدار شود: زندان برای نویسنده و شاعر، اخراج برای دانشجو، پروندهسازی برای هنرمند، فشار بر زنان و بهائیان، حکم اعدام برای معترضان و گسترش دامنهی سرکوب به عرصههای گوناگون زندگی اجتماعی.

تنها در فاصلهی ۱۴ تا ۲۰ شهریور، گزارش کانون نویسندگان از محکومیت و بازداشت شماری از نویسندگان، شاعران، دانشجویان، فعالان مدنی و شهروندان خبر میدهد. روزبه گیلاسیان، نویسنده، به چهار سال و هشت ماه زندان محکوم شده؛ وحید علیزاده رزازی، شاعر و مترجم، حکم ۷۵ روز زندان گرفته؛ مهدی ناصری، شاعر و فعال فرهنگی، بازداشت شده و بنا بر گزارش منتشرشده، حتی انتشار یک قطعه موسیقی دارای مجوز رسمی نیز با بازداشت همراه بوده است. این گزارش همچنین از احکام زندان برای فعالان دانشجویی و مدنی و انتقال شهروندان به زندان خبر میدهد. متن همین گزارش کانون نویسندگان نیز منتشر شده است.
این رویدادها جدا از آنچه در ماههای گذشته رخ داده نیستند. اعتراضاتی که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵، در پی بحران اقتصادی و سقوط ارزش پول ایران آغاز شد، بهسرعت سراسری شد. عفو بینالملل و دیدهبان حقوق بشر استفاده نیروهای امنیتی از سلاح گرم و نیروی مرگبار علیه معترضان را مستند کردهاند. درباره شمار جانباختگان هنوز آمار واحد و مستقلی وجود ندارد؛ خود شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی رقم ۳۱۱۷ کشته را اعلام کرد، در حالی که سازمانهای حقوق بشری ارقام بالاتری را گزارش کردهاند و عفو بینالملل از کشتهشدن هزاران نفر، بهویژه در روزهای ۸ و ۹ ژانویه، سخن گفته است.
اعدام نیز همچنان بخشی از همین منظره است. سازمان حقوق بشر ایران تا پایان اوت دستکم ۵۲۸ اعدام را در هشت ماه نخست سال ۲۰۲۶ ثبت کرده بود؛ از جمله ۳۱ نفر از معترضان. در ماه اوت بهتنهایی دستکم ۸۲ نفر اعدام شدند. تازهترین دادههای این سازمان در نیمهی سپتامبر شمار ثبتشده اعدامهای سال ۲۰۲۶ را به بیش از ۵۵۰ نفر رسانده است. عفو بینالملل نیز پیشتر گزارش کرده بود که در سال ۲۰۲۵ دستکم ۲۱۵۹ اعدام در ایران ثبت شده؛ بالاترین رقم ثبتشده توسط این سازمان برای ایران از سال ۱۹۸۱.
و همهی اینها در کشوری جریان دارد که همزمان زیر بار جنگ و بحران اقتصادی قرار گرفته است. جنگی که از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ با حملات آمریکا و اسرائیل به ایران وارد مرحلهای تازه شد، تنها مسئلهای نظامی باقی نمانده است. عفو بینالملل گزارش کرده که پس از آغاز این حملات، مقامهای جمهوری اسلامی دستکم دهها نفر را پس از محاکماتی که این سازمان بهشدت ناعادلانه توصیف میکند، با اتهامات سیاسی اعدام کردهاند. به این معنا، جنگ خارجی به توقف ماشین سرکوب داخلی منجر نشده؛ در مواردی فضای جنگی زمینهی تشدید آن را فراهم کرده است.
اما هزینهی این وضعیت را بیش از همه مردم عادی میپردازند. ریال در سال جاری به پایینترین ارزش تاریخی خود رسیده و در اوایل شهریور نرخ بازار از دو میلیون ریال برای یک دلار نیز عبور کرده است؛ یعنی بیش از ۲۰۰ هزار تومان. همزمان، نرخ تورم در ژوئیه به ۶۶ درصد رسیده بود. جنگ نیز فشارهای اقتصادی منطقهای و جهانی را تشدید کرده و اختلال در صادرات انرژی و مسیرهای تجاری از پیامدهای آن بوده است.
در چنین شرایطی، مسئله فقط مجموعهای از احکام زندان، چند حکم اعدام یا چند شاخص اقتصادی نیست. وقتی نویسنده برای نوشتن، دانشجو برای اعتراض، زن برای انتخاب پوشش و معترض برای حضور در خیابان با زندان و مجازات روبهرو میشود و همزمان جنگ، تورم و سقوط ارزش پول سفرهی مردم را کوچکتر میکند، حلقههای یک بحران به یکدیگر متصل میشوند.
مردمی که دیماه برای نان، آزادی و تغییر شرایط موجود به خیابان آمدند، هزینهای سنگین پرداختند. اکنون نیز زندانها پرند، احکام اعدام صادر و اجرا میشوند و فشار اقتصادی ادامه دارد. جنگ خارجی نیز راه رهایی مردم ایران نیست؛ بمباران و ویرانی نمیتواند جای مبارزهی اجتماعی و حق مردم برای تعیین سرنوشت خود را بگیرد.
از همینرو، دفاع از آزادی بیان را نمیتوان از مخالفت با اعدام و سرکوب، و دفاع از زندگی مردم را نمیتوان از مخالفت با جنگ جدا کرد. میان استبداد داخلی و جنگ خارجی، آن نیرویی که بیش از همه سزاوار شنیدهشدن است، مردمی هستند که خواهان زندگی، آزادی، برابری و حق تعیین سرنوشت خویشاند.








پاسخی بگذارید