تفاوت مفاهیم کهنه و نو در واژههای یکسان
درباره ی “عدل و داد”:
هنوز عدهای واژههایی را که در فرهنگ گذشته معنا و کارکرد ویژهی خود را داشتهاند، با مفهومِ سنتیِ آن میفهمند و به کار میبرند یا با واژهسازی برای مفاهیم مدرن غربی خیال میکنند که واژهی نوساخته همان معنای غربیاش را بازتاب میدهد. و همین، درک و تحلیلِ درست از بسیاری از مسائل را دشوار میکند. یکی از علتهای درکِ نادرست از آموزههای مدرن و نظراتِ التقاطی یا تناقضآمیزِ بسیاری از نخبهگان جامعه در همین ناهنجاریِ درکِ مفاهیم در معنا و کارکردِ مدرنِ آن است.
در آغاز و در برخی از جستارهای کتاب “رؤیاهای ایرانی- تحلیل انتقادیِ تاریخ، دین و فرهنگ ایران باستان” به تفاوت بین اینگونه مفاهیم میپردازم. برای آشنایی با بررسیِ این نوع تفاوت، در اینجا به یکی از این موارد، یعنی به تفاوت مفهوم “عدل و داد” در گذشته و امروز در جهان مدرن اشارهای میکنم (از صفحهی 56-54 کتاب):
عدل و داد:
داد یا عدل چه در دینها (به عنوان عدل الهی) چه در نزد شاهان هیچ پیوندی با عدالت مدرن که بر پایهی تنوع و تکثر و حقوق بشر بنا شده، ندارد. در نزد همهی دینها، عدل و داد به معنی اجرای همهی احکام و قوانین الهی و مراسم دینی است و هر کسی که آنها را خوب اجرا نکند یا دگرباور یا دگراندیش باشد، در جبههی «بیداد» که جبههی دیوان و اهریمنان یا شیاطین است، قرار میگیرد. برای همین است که “در بسیاری از جاهای اوستا (از جمله مهر، بند 139 و وندیداد، فرگرد 16، بند 18)، «داد» به معنیِ دین مزدا پرستی و مجموع فرمانها و قانونها و نهادهای آن بهطورکلی آمده است.” در اوستا کسانی که این فرمانها و قوانین را اجرا نکنند یا دگرباور باشند، “خوارشمارندگانِ داد و سرکشان در برابر آفریدگار” محسوب میشوند (اوستا، وندیداد، فرگرد 16، بند 18). همچنین از آنجا که شاه دارای فرّه ایزدی است، فرمان و قانون شاه “داد” تلقی میشود؛ زیرا قانون و فرمانِ شاه، به عنوان نمایندهی خدا بر روی زمین، “قانون الهی” است که برعدل و “داد” بنا شده است. این نوع برآورد از “داد”، در شاهنامهی فردوسی، در اندرزِ اردشیر (پایهگذار سلسلهی ساسانیان) هنگام مرگ به پسرش شاپور نیزآمده است که در آن، “دین، مغزِ داد” میشود:
چه گفت آن سخنگوی با آفرین
که چون بنگری، مغزِ “داد” است دین
بنابراین، “عدالت در دین” (هر دینی که باشد) یا لقبِ “شاه عادل” یا “شاه دادگر” را نیز باید در همین نوع درک و دریافت از واژهی “داد” یا “عدل” در گذشته ارزیابی کرد که هیچ پیوندی با عدالتِ برآمده از دستاوردهای روشنگری در جهان مدرن ندارد. دستاوردهایی مانند آزادی، دموکراسی، سکولاریزاسیون، حقوق بشر، برابری زن و مرد، قانونمداری و…
البته بعدها شاهان یا سلاطین نیز عدل و داد را به شیوهی خود تفسیر و به آن عمل میکردند، به گونهای که در نزد شاه عباس صفوی، “آدمخواری” نیز جزو “عدل” شاه به حساب میآمد. در گزارش “پادری پاول سیمون”، یکی از کشیشان که بارها در “دیوان عدلِ عباسی” حضور داشت و انواع مجازاتها را دیده و وصف کرده، “از دوازده سگِ آدمخوار و دوازده مردِ زندهخوار سخن میگوید که حتا در مجلس بارِ شاه عباس آمادهی دریدن و خوردنِ کسانی بودند که پادشاه حکم میداد و فرمان او را بیچونوچرا میگزاشتند [اجرا میکردند]. این زندهخواران را «چگیین» یعنی دستهی گوشتِ خامخوار مینامیدند و آنان پوشش خاص داشته و مأمور بودهاند که هنگام اجرای حکم، محکوم را به دندان بدرند و گوشت خام او را بخورند.” (تاریخ کشیشان کرملی، ج 1، ص 159-158/ ذبیحاله صفا: تاریخ ادبیات در ایران. جلد 5، بخش 1، ص 104)
در هر حال، تفاوت بینِ درکِ سنتی و مدرن از مفاهیمِ ظاهراً یکسان را میتوان در مورد مفاهیم گوناگون، صادق دانست. معنای سنتیِ مفاهیمی مانند عقل، خرد، اخلاق، رواداری (مدارا)، معنویت، آزادی و همچنین علم، فرهنگ، هنر، ملت، دولت و…، با معنای مدرن آنها تفاوتی ماهوی دارد، که در مورد چگونگیِ کارکردِ بسیاری از این واژهها در آغاز یا در جستارهایی در این کتاب پرداختهام. تا زمانی که این تفاوت که تفاوتِ بینِ جهانِ سنتی یا قدسی-ایمانی و جهانِ مدرن یا جهانِ خردورزی یا آگاهی عقلانی است، تشخیص داده نشود، ذهن همچنان در برزخ بین اندیشهی سنتی و مدرن گیر خواهد کرد و در نتیجه دچار تناقضگویی میشود.
برای روشنگری در جامعهی ایرانی نیاز به تجدید نظر جدی در درکِ مفاهیم و بازتعریفِ آنها با نگاهی مدرن است تا مانع از کژفهمی و برداشت نادرست از کارکردِ این مفاهیم شود. برای درکِ درستتر از مفاهیمِ مدرن باید شیوهی اندیشیدن را تغییر داد و به نواندیشیِ مدرن دست یافت.
محمود فلکی








پاسخی بگذارید