آبهای بیگانه
رودخانهها و دریاهایی ناآشنا
کشتیهای کبود
میآیند و میروند
نام خودم را صدا میزنم و اشاره میکنم
اشباحی محو
پیاده میشوند از کشتیها
هیچکدامشان را بهخاطر نمیآورم
با این حال میدانم همۀ آنها همنام مناند
هر چند جوابی نمیدهند
نمک دریاها را با خود آوردهاند
مشتی شن
و مقداری سکوت
من
چون اسکلهای ساکت
کنار آبهای بیگانه مینشینم
و به کشتیها مینگرم
که همراه سکوت
چند واژه نامفهوم آوردهاند
که معنیشان را نمیدانم








پاسخی بگذارید