پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

زمانی که کتاب کالا شد- حسین دولت آبادی

زمانی که کتاب کالا شد (۱)

*

زنده یاد محمد جعفر پوینده، آن انسان فرهیخته و فرزانه، آن انسان شریف و نحیب بیست و هشت سال پیش (۱۸ آذر ۱۳۷۷) به دست مزدوران و آدمکشان حکومت اسلامی به‌ طرز فجیعی به قتل رسید و من امروز به یاد او، این متن مختصر را که به زیبائی و شیوانی از فرانسه به فارسی برگردانده است، در این‌جا نقل می‌کنم. اگر کسی ترجمه‌های آن گران ارج را خوانده باشد، به ریشه‌های کینۀ تاریخی این جنایت و آن‌همه شقاوت، شناعت و قساوتی پی می برد که حکومت ننگ و نفرت اسلامی به او روا داشته است. محمد جعفر پوینده از چهره‌های درخشان روشنفکری معاصر ما بود و نام او در کنار نام محمد مختاری، میرزادۀ عشقی، فرخی یزدی، تقی ارانی و همه، همۀ فرزندان فرزانۀ این مرز و بوم در تاریخ ما به یادگار خواهد ماند.

… و اما از این که بگذریم، اگرچه بالزاک «آرزوهای بر باد رفته» را حدود ۱۸۳ تا ۱۸۹سال پیش نوشته‌است، ولی با توجه به آنچه که این روزها در دنیای هنر و ادبیات، نویسندگان، انتشارات و ناشران می‌گذرد، هنوز کهنه نشده است و مصداق دارد.

*****

بالزاک فرایند تبدیل ادبیات به «کالا» را باتمامی ابعاد و جوانبش ترسیم می کند: از تولید کاغذ گرفته تا باورها، اندیشه‌ها، و احساسات نویسندگان، همه و همه به کالا تبدیل می‌شود. بالزاک به ذکر کلی پیامدهای فکری و نظری این سلطۀ سرمایه‌داری بسنده نمی‌کند‌، بلکه در تمامی عرصه‌ها ( مطبوعات، تئاترها، مراکز نشر) فرایند واقعی سرمایه‌داری شدن را در تمام مراحل و با همۀ خصوضیات و تعین‌هایش اشکار می‌سازد، ناشری به نام دوریا میگوید: «شهرت، به هزار و دویست فرانک پول ( برای سفارش) مقاله و هزار سکه پول شام بستگی دارد.» همچنین ناشر اصول کار و زندگی و خویش را به نحو زیر بیان می‌کند: « من به کار چاپ کتابی نمی‌پردازم که دو هزار فرانکم را به خطر بیندازم تا دوهزار فرانک عایدم شود، من در کار ادبیات حسابگری می‌کنم، چهل جلد کتاب در ده هزار نسخه چاپ می‌کنم …اعتبار من و مقاله‌هائی که به دست می‌آورم، به‌جای راست و ریست کردن یک کتاب دو هزار فرانکی، معامله ای را با صد هزار اکو جور می‌کنند… دست نوشته‌ای که صد هزار فرانک بخرم، ارزان‌تر از دست نوشته‌ای است که نویسندۀ گمنامش ششصد فرانک از من بخواهد» در جریان این مباحثه، نویسنده نیز مانند ناشر سخن می‌گوید: ورنو بالحن تمسخر آمیزی به او گفت: « پس شما به آنچه که می‌نویسید، پایبندید، ولی ما جمله فروش هایی هستیم که با این تجارت گذران می‌کنیم… اما مقاله هائی که امروز خوانده می‌شوند و فردا از یاد می‌روند، بنظر من تنها ارزشی که دارند همان مزدی است که به ایشان پرداخت می‌شود.» در چنین اوضاعی روزنامه نگاران و نویسندگان استثمار می‌شوند و توانائی‌های آنها به کالا، به‌موضوع سوداگری و سود‌آوری برای سرمایه‌داری ادبیات تبدیل می‌گردد. اما آنان نیز بر اثر سرمایه‌داری به استمار شدگانی تبدیل می‌گردند که خود دچار تباهی و هرزگی اند.

ــــــــــــــــــــــــــــــ

( 1) نقل از کتاب جامعه شناسی ادبیات، نقد « آرزوهای بر باد رفته» اثربالزاک صفحۀ ۶۸ -۶۹ نوشتۀ جورج لوگاج، ترجمۀ زنده یاد محمد جعفر پوینده

.


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب