پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت، سایتی مستقل برای ادبیات، شعر، داستان، هنر و اندیشه است. مطالب را می‌توانید به فارسی، آلمانی و انگلیسی بخوانید.

,

یانیس ريتسوس- از صفحه حسن جعفری

(یانیس ريتسوس)

زندگی تلخ است ژولیو

و من نمیتوانم آواز بخوانم

هنگامی که

در پس پنجره ی تنگ زندان

در پس گوش های آهنین

چهره های مبارزان فشرده است

در حال نگریستن به جاده

با اندکی درختچه های غبار گرفته ی فلفل

در حال گوش دادن

به صدای کودکی در بیرون نانوایی

و صدای سازدهنی غمناک غروب در پس تپه ها

در فرادست ها

قطار لاریسا سوت می کشد..

درون سوتش

عطر دشت های درو شده ی تسالی را حمل میکند

آخر،فکرش را بکن،

بیرون شب فرا برسد آرامگام

شبی یونانی همه شفافیت و صفا

چراغ ها

در آبجو فروشی های روباز بلوار آلکساندرا

روشن بشوند در هوا

عطری از ماهی ریزه های سرخ کرده

و هلو

و این چهره ها

همچنان فشرده شده

در پس میله ها باقی بمانند

همچنان که شاخکی

ستاره می چینند

که در خواب شان ببویند

بشنوند که نیرویشان

عاطل و بیکار

دنده های شان را بکاود

و بتراشد..

صدای گام زندانبان را

در دهلیز بشنوند

صدای چرخیدن کلید بزرگ را

در قفل در بشنوند

و یک نفس انتظار بکشند

آزادی و صلح را…

(یانیس ريتسوس)


دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما در سایت منتشر نمی‌شود. لطفاً هر دیدگاه را حداکثر در ۹۰۰ واژه بنویسید. در صورت نیاز، فقط یک دیدگاه دیگر برای ادامهٔ متن ارسال کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

Social Media Auto Publish Powered By : XYZScripts.com

بیشتر از پایگاه ادبی درنگ فرانکفورت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب