فریار اسدیان
صبوری
۱
هدیهای برای تو
اندوهِ کتیبههای شکسته برای من.
و تصویری در غبار
که پیر میشود.
۲
روز و روزگار برای تو
داستانِ خاک وُ سکوت برای من؛
ماتمسرودِ کتابی در باد.
۳
پَر آزادی در بالهای تو
سنگِ سختِ صبوری برای من
و سیمرغ که از شانهٔ وطن برمیخیزد.
۴
جاده برای تو
تا نرسیدن برای من،
خلسهٔ شیرینِ پگاهی در سراب.








دیدگاهتان را بنویسید