
سازماندهی نظری؛ حلقه ی مفقوده ی کنش سیاسی
گاه چنان بر ضرورت پراتیک تأکید می شود که گویی عمل می تواند بی واسطه از احساس اخلاقی زاده شود. از رنج مردم مستقیماً به فراخوان برای تظاهرات و اعتراض می رسیم، بی آنکه لحظه ی ضروری نظریه در میان باشد. این همان گسستی است که دیالکتیک برنمی تابد.
نظر و عمل دو قلمرو جداگانه نیستند که بتوان یکی را به سود دیگری کنار گذاشت. نظریه، اگر در خود متوقف شود، به تأملی بی اثر بدل می شود؛ اما عمل نیز اگر از درک انضمامی شرایط تاریخی و اجتماعی تهی باشد، به واکنشی اخلاقی و پراکنده فرو می کاهد. پراتیک رهایی بخش نه نفی نظریه، بلکه تحقق آن در واقعیت است.
گاه «حلقه های هم اندیشی» و بحث های نظری به این دلیل نقد می شوند که اگر به عمل نینجامند، شکلی از سکوت اند. این گزاره تا حدی درست است، اما نیمه ی دیگر حقیقت را حذف می کند: عملی که از تحلیل و سازماندهی نظری برنخیزد نیز می تواند شکلی از بی ثمری باشد. مسئله فقط خروج از سکوت نیست؛ مسئله آن است که این حرکت آگاهانه و متکی بر فهمی از کلیت واقعیت باشد. پرسش اصلی این است: ما این جنگ را چگونه در کلیت آن تحلیل می کنیم و بر پایه ی چه رویکرد نظری می توانیم خود را سازمان دهیم؟
جنگ صرفاً یک فاجعه ی انسانی نیست، بلکه محصول شبکه ای از تضادهای سیاسی، اقتصادی و تاریخی است. اگر این تضادها فهم نشوند، اعتراض علیه جنگ نیز در سطح نفی اخلاقی باقی می ماند. در چنین وضعی، کنش سیاسی به جای آنکه بر آگاهی استوار باشد، از احساسات برمی خیزد و با تغییر شرایط فروکش می کند.
حقیقت در وحدت میانجی یافته ی اضداد است، نه در حذف یکی به سود دیگری. نه نظریه به تنهایی جهان را تغییر می دهد و نه عمل فاقد نظریه می تواند راه رهایی را بگشاید.
از این رو، مسئله ی اصلی نقد فراخوان های صرفاً عملی آن نیست که چرا مردم را به کنش فرامی خوانند، بلکه آن است که رابطه ی دیالکتیکی نظر و عمل را به سود عمل بی واسطه برهم می زنند. آنچه امروز ضرورت دارد، نه صرفاً اعتراض و نه صرفاً تحلیل، بلکه سازماندهی نظری ای است که بتواند به سازماندهی عملی آگاهانه بینجامد. تنها در این وحدت است که پراتیک از واکنشی اخلاقی به نیرویی برای دگرگونی تاریخ بدل می شود.
در نهایت، تحلیل جنگ صرفاً به عوامل بیرونی محدود نمی شود، بلکه باید دیالکتیک امر بیرونی و امر درونی را نیز دربرگیرد. بدون پاسخ به این پرسش که نقش امر درونی چیست و چه بدیلی برای خروج از وضعیت جنگی وجود دارد، هر فراخوان عملی در سطحی انتزاعی باقی خواهد ماند.








پاسخی بگذارید